کتاب تهدید مجموعهای از داستانهای کوتاه جالب خارجی از اقسام نقاط جهان در مورد، تجربیات مردمان و شرح آنها است. مانند داستان خانه اشباح و مردی که سیلاب را دید از نویسندگان معروفی چون ریچارد براتیگان، ارنست همینگوی، ویرجینیا وولف و... که توسط پرویز حسینی ترجمه شده است.
در بخشی از داستانهای کوتاه کتاب تهدید میخوانیم:
در ترینیداد به آموزگاران دبستان حقوق زیادی نمیدهند، اما به آنها اجازه میدهند که هر چقدر بخواهند شاگردان خود را کتک بزنند.
معلم من، آقای هیندس، یکّهبزن برجستهای بود. روی قفسهای که پایین ردیف مربوط به «گذشته انگلستان» قرار داشت، چار پنج ترکهی تمرهندی نگهداری میکرد که باب کتک زدن بودند. نرم، گزنده و بادوام. در حیاط مدرسه درخت تمری بود. آقای هیندس همچنین در دولابچهاش شلاق چرمی داشت که در آن دلو آبی که در هر کلاس برای مهار آتشسوزی گذاشته بودند، خیس میکرد.
اگر آقای هیندس آنقدر جوان و ورزشکار نبود. یک بار به مدرسهی ورزش که رفتم، او را دیدم که با کفشهای براقش میدوید و پاچهی شلوارش را با سلیقه روی ساق پایش تاب داده بود که برندهی مسابقهی دو صد متر آموزگاران شد، سیگاری بین لبهایش بود، و کراواتش که روی شانهاش باد میخورد، خودنمایی میکرد. کراوات خوش رنگی بود. آقای هیندس به وضع لباسش اهمّیت میداد. و این هم چیزی بود که به هر حال به وحشت آدم اضافه میکرد. کت قهوهای میپوشید، و پیراهنی کرمی با کراوات شرابی رنگ.
تهدید و داستانهای دیگر
LIB1.JE5



















































