حنا بی‌برو برگرد یک روشنفکر تمام‌عیار بود. شب و روز مطالعه می‌کرد. با دوستان هنرمندش که اصلاح نمی‌کردند و به لباس‌هایشان سنجاق قفلی‌های بزرگ آویزان می‌کردند، کافه می‌رفت. با آن‌ها سیگار می‌کشید، در باره تئوری بنیادین هنر بحث می‌کرد، فیلم‌های کارگردان‌های مریض دنیا را رد و بدل می‌کرد و البته کمی افسرده بود. حنا تنها بود. اصولش هیچ‌وقت به او اجازه نمی‌دادند زندگی‌اش را با کس دیگری شریک شود، چون این نوع شراکت را مرگ هویت فردی و مغایر با روح آزادی انسان می‌دانست. دقیق‌ترش این بود که به عشق هم نمی‌توانست فکر کند، چون اصولاً چیزی به این نام وجود خارجی ندارد و تخیل محض است. شده بود گاهی توی این رفت و آمدها از کسی خوشش بیاید، اما روشن است که میدان دادن به این افکار، از شاخصه‌های فرهنگ رشدنیافته است و داشتن چنین حسی حتا در پنهانی‌ترین لایه‌های درون هم، بی‌ظرفیتی به حساب می‌آید.
بنابراین زود به خودش نهیب می‌زد و خیالات را از سرش دور می‌کرد. چون فقط کمی اگر وا می‌داد، خیالزدگی درست مثل آنفولانزا قدرت حرکت و فعالیت او را می‌گرفت. اما من می‌گویم باز جای شکرش باقی است که خیال‌ها هم مثل ویروس‌ها نیمه عمر معلوم دارند، باید یک گوشه بیفتی و ولشان کنی تا دوره‌شان بگذرد، باید عرق سرد کنی و تبت ببرد تا خلاص شوی. تا از جایت بلند شوی و به زندگی‌ات برسی.

داستان‌های دونفره

9,90€Price
Perse En Poche
La Librairie du Monde Persan​

11 Rue Edmond Roger, 75015 Paris
Métro : Commerce ou Charles Michel

Tel : 01.72.40.84.40, 01.45.74.99.86


info@naakojaa.com

با روش‌های زیر می‌توانید از ناکجا خرید کنید

  • Facebook Clean
  • Twitter Clean
  • White Instagram Icon
  • White YouTube Icon

ناکجا نام ثبت شده موسسه اتوپیا است و مطالب تولیدی این سایت طبق قوانین حقوقی کشور فرانسه محافظت می شوند.

© Copyright 2012-2020 Naakojaa.com, All rights reserved