یک داستان بلند درباب هنر و تنهاییِ هنرمندی که هنرش درک نمیشود و سوءتفاهم برمیانگیزد. کتاب «درخت خون» یک داستان بلند است بهقلم مهدی جواهریان که در آن تخیل و تاریخ به هم گره خوردهاند. کتاب «درخت خون» داستانیست با نثری قجری درباره یک نقاش که در دوره ناصرالدینشاه قاجار زندگی میکند. کتاب «درخت خون» را هم میتوان داستانی درباره خود هنر و ماهیت هنر و رابطۀ هنر و زیبایی انگاشت و هم داستانی درباره مواجهۀ هنر با قدرت و همچنین داستانی درباره تنهایی هنرمندی پیشرو در زمانهای ناساز. در کتاب «درخت خون» صحبت از هنرمندیست که آثارش از زمانه و پسند زمانهاش پیشی گرفتهاند و او رستگاری را در انزوا جُسته است اما رویدادها و تصادفها او را به جانبی دیگر میکشاند. کتاب «درخت خون» همچنین، با انتخاب یک نقاش تنها و نومید بهعنوان شخصیت اصلی داستان، جاهایی، بیشتر البته در بخش نخست داستان، گوشهچشمی و ارجاعاتی پوشیده هم به رمان «بوف کور» صادق هدایت دارد. در کتاب «درخت خون» تصویری از تاریخ عصر قاجار و مناسبات هنرمندان با قدرت در دورههای مختلف تاریخی نیز، از منظر تخیلی قصهپرداز، ارائه میشود. این کتاب همچنین نقدیست بر جامعهای که اسیر خرافه و فرهنگ و باورهای خرافی است.
درخت خون
- نویسنده: مهدی جواهریانناشر: نشرچشمهزبان اصلی: ادبیات فارسینوع جلد: شومیزقطع: پالتوییتاریخ انتشار: 140199 صفحهنوبت چاپ: 3































































