دكتر جكيل در وصيتنامهاي اموالش را به شخصي به نام هايد ميبخشد. وكيل اترسون، دوستش، تصادفي به رازي وحشتناک پي ميبرد. هايد كه چهرهي نفرتانگيزي دارد، مرتكب جرمي شده و چكي بيمحل با امضاي دكتر جكيل كشيده. وكيل اترسون مطمئن است كه هايد براي تصرف اموال دوستش، او را خواهد كشت...
دکتر جكيل و آقاي هايد(جیبی)
نویسنده: رابرت لوييی استيونس
مترجم: محسن سليماني
ناشر: نشر افق
داستان بلند
چاپ اول: ۱۳۸۸
۲۰۸ صفحه




























































