در بخشی از رمان می‌خوانیم: «با خنده گفت: آرش هستم، گفتم شاید خسته شده باشی هی منو آقای محترم صدا می‌کنی. بعدم چرا فکر می‌کنی این مسخره‌بازیه؟ شاید شما زندگی من باشید. آن‌قدر از شنیدن این جمله هول شدم که بلافاصله تلفن را قطع کردم، صورتم گر گرفته بود، قلبم چنان تند می‌زد که خودم صدایش را می‌شنیدم، دعا می‌کردم مادرم در این لحظات برنگردد و مرا با این حال نبیند. پسره‌ی پررو! تقصیر خودم بود، اصلا نباید دهن به دهنش می‌گذاشتم، باید همان لحظه‌ی اول قطع می‌کردم، اصلا چرا با او حرف زدم که این‌طور گستاخانه جواب بدهد؟ دست‌بردار نبود، دوباره شروع کرده بود، نزدیک یک ساعت پشت سر هم زنگ زد و من بی هیچ مکثی فقط تلفن را برداشته و قطع می‌کردم. این برنامه نه‌تنها آن روز بلکه تا دو هفته هر روز حول‌وحوش همان ساعت تکرار می‌شد و من که درسم را گرفته بودم، بدون هیچ کلامی فقط گوشی را برداشته و می‌گذاشتم. گاهی که خیلی درس داشتم و به تمرکز زیادی احتیاج داشتم، کلا تلفن را قطع می‌کردم. به پدر مادرم می‌گفتم به آرامش و تمرکز نیاز دارم و آن‌ها هم که همیشه سعی می‌کردند راحت‌ترین محیط برای درس خواندنم مهیا باشد، اعتراضی نمی‌کردند.»

دیدار در پاریس

SKU: 9786001870590
€27.90Price
Utopiran Naakojaa
La Librairie du Monde Persan​

89/91 Rue de Ruisseau, 75018 Paris
Métro : Porte de Clignancourt

Tel : 01.72.40.84.40, 01.42.64.44.21


info@naakojaa.com

با روش‌های زیر می‌توانید از ناکجا خرید کنید

  • Facebook Clean
  • Twitter Clean
  • White Instagram Icon
  • White YouTube Icon

ناکجا نام ثبت شده موسسه اتوپیا است و مطالب تولیدی این سایت طبق قوانین حقوقی کشور فرانسه محافظت می شوند.

© Copyright 2012-2017 Naakojaa.com, All rights reserved