داستایفسکی فعالیت ادبی خود را با ترجمهی آثار ادبی فرانسه آغاز کرد. تعدادی نمایشنامه نیز نوشت که در آنها از شیلر آلمانی الهام گرفته بود. در بیست و چند سالگی به فعالیت خود افزود تا هم اعتقادات فلسفیاش را ابراز کند و هم به وضع مادیاش سر و سامان دهد، و ضمنا به شهرت و افتخار دست یابد. از نمایشنامههایش چیزی به جا نمانده جز نام بعضی از آنها، مانند مری استوارت و بوریس گادونوف و یانکل یهودی (به سبک تاجر ونیزی شکسپیر). اما دربارهی ترجمههایش اطلاعات بیشتری در دست است. در دهههای ۱۸۳۰ و ۱۸۴۰، رمانهای فرانسوی نیز مانند تئاتر در پترزبورگ طرفداران بسیار یافته بود. نوشتههای اونوره دو بالزاک، اوژن سو و ویکتور هوگو برای کتابخوانهای روس بسیار جاذبه داشت. مثلاً در سال ۱۸۴۳ که بالزاک به مدت سه ماه به پترزبورگ رفت، از او در حد قهرمانان استقبال کردند. از مهمترین کارهای داستایفسکی ترجمه ی اوژنی گرانده بود. یکی از زندگینامه نویسان داستایفسکی میگوید که «مترجم لحن عاطفی رمان را غلیظ تر کرد… و با قلم او داستانِ مصیبتهای اوژنی به قصه ی رنج و عذاب دختر جوان تیره بختی تبدیل شد… ناشران حجم کار مترجم را به ثلث تقلیل دادند.»
رويای آدم مضحک
LIB1 K.A_3































































