«عصر پاییزی گرمی بود و افسون در را با پشت پا باز کرد. توده ملافه‌های تاخورده و تمیز را که تا بالای سرش می‌رسید، توی دست‌ها گرفته بود. عقب عقب توآمد. عقب رفت. جلو رفت. عقب رفت. بعد چرخید و با باسن در را پشت سرش بست. هاجر دست‌های پیرش را گرفته بود جلو صورتش. پشت و رو نگاهشان می‌کرد. افسون ملافه‌ها را گوشه خانه کپه کرد. پشت به ملافه‌ها خودش را ول کرد و آه کشید.
 
محمود موتور گازی آبی نفتی‌اش را سرکوچه خاموش کرد. پیرهن سیاه پوسیده و شلوار خاکی رنگی پوشیده بود و ریش قهوه‌ای نرم روشن و کوسه‌ای داشت با موهای قهوه‌ای باد و خاک خورده. لاغر بود. سی‌ساله می‌زد. صورتش پر بود از چروک‌های عمیق. زیر بغل پسر را گرفت و از روی ترک پایینش گذاشت. او هم سیاه تنش بود. جزوه را داد دست پسر. گفت: «فهمیدی چی بگی؟ راس واستا.»

شرم

6,90€Price
Perse En Poche
La Librairie du Monde Persan​

11 Rue Edmond Roger, 75015 Paris
Métro : Commerce ou Charles Michel

Tel : 01.72.40.84.40, 01.45.74.99.86


info@naakojaa.com

با روش‌های زیر می‌توانید از ناکجا خرید کنید

  • Facebook Clean
  • Twitter Clean
  • White Instagram Icon
  • White YouTube Icon

ناکجا نام ثبت شده موسسه اتوپیا است و مطالب تولیدی این سایت طبق قوانین حقوقی کشور فرانسه محافظت می شوند.

© Copyright 2012-2020 Naakojaa.com, All rights reserved