«ننه امینه سبزهرو بود، یک چارقد سیاه عربی به سر داشت با یک سنجاققفی که چند نگین فیروزه داشت میبست. لباس گشاد بلند میپوشید، ابروهایش خالکوبی داشت و یک نگین فیروزه کوچک هم روی پره چپ بینیاش بود. هر روز صبح زود از خواب بلند میشد، روی چهارپایهای مینشست، سمبوسهها را به دقت میپیچید و در روغن داغ سرخ میکرد. عطر و بوی سمبوسه همهجا میپیچید، عطر گشنیز، بوی ادویه، زنگ تفریخ اول همه سمبوسهها آماده بود. ننه امینه همیشه بوی سمبوسه میداد.»
ماهی
LIB1 AE-7





























































