جعفر پسر نوجوانی ست که همگان ایشان را به نام موشو میشناسند. پدرش تنبکزن دوره گرد است و مادرش در آرامستان روی گورها آب میریزد. موشو همراه پدر خویش تبنک میزند و در خیابانها دوره میگردد. او کوشش دارد زندگی خویش را دیگر کند اما کس به یک تنبکی کار نمیدهد ...
مشت بر پوست
LIB1 MC5


















































