«در ساعت 11 شب چهارشنبهی آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد.» اين نخستين سطر رمان ملکوت بهرام صادقی است که از پس آن بلافاصله وارد دنيايی عجيب و غريب میشويم. دنيايی که آدمهايش در باور ذهنی مخاطب در بستر عمل داستانی برای مدتها به شکل اسطوره درمیآيند.
ملکوت
LIB1 M.E_4





























































