«... من به داستان به عنوان یک کپی از زندگی نگاه نمیکنم. کپی کردن شکل عادی بخشی از زندگی برای من نویسنده ارزشی ندارد. داستانی که مینویسم باید جهانی تازه، داشته باشد. باید اشیا و رفتار اشیا شکل بدیعی به داستان بدهد. باید یک زیبایی تازه خلق کرد. زیباییای که حتما معنادار خواهد بود. استمرار در نوشتن به منظور کشف فضاهای تازه در حین نوشتن است. چرا که نوشتن کشف است. ممکن است نویسندهای در شروع کار کلیت داستانی را در ذهنش نداشته باشد. این خصوصیت کشاف نوشتن است که اجزا و شکل و پیکرهی داستان را پیدا میکند و در نهایت ایجاد داستان بدیع میکند... همهی اینها را، باید به صورت یک هارمونی ایجاد کرد. در این هارمونی کلمات هر جزیی، هر تصویری و هر کلمهای جای خودش را دارد...»
از مصاحبهای با ابوتراب خسروی
هاویه
LIB1 MC3































































