خواب نبودم، این را مطمئنم. چون کاردی را که در پشتم فرو رفته بود حس می‏کردم. بوی زهم خون‏خشکیده‏ای را هم، که تمام تنم را پوشانده بود، حس می‏کردم. پس این نور کجتاب از کجا می‏آمد؟ چهره‏اش شباهت غریبی به گاری کوپر داشت. تفاوت، تنها، در موها بود که، بر خلاف موهای گاری کوپر، هم‏بلند بود هم کمی آشفته. نور کجتابی که نیمه راست صورتش را روشن کرده بود، به او حالت وهم انگیزی می‏داد که، بی اختیار، مرا به یاد سینمای اکسپر سیونیست‏های آلمان می‏انداخت؛ به خصوص "فاوست" مورنائو. چیزی که پاک گیجم کرده بود وجود همین نور کجتاب بود. اگر او بیرون از این فضای تنگ و تاریکی بود که من درآن بودم پس چرا نور به شکلی موضعی بر او می‏تابید. و اگر داخل همین بود... این دیگر با هیچ منطقی جور در نمی‏آمد. مگر می‏شود یک فضای واحد دو حجم متفاوت داشته باشد؟ تازه، یکی روشن یکی تاریک؟ فاوست مورنائو، آرام و در سکوت، دفتری را که با خود داشت مرور می‏کرد، و حالا مدتی بود که روی نکته‏ای‏مکث کرده بود. نفسم در سینه حبس شده بود و هر آن منتظر بودم سؤال پیچم کند. اما گویا به این زودی‏ها خیالش رو نداشت. یا شاید هم این شگردی بود برای در هم شکستن مقاومتم. حالا چرا گمان می‏کرد خیال مقاومت دارم بمانم. راستش، من تصمیم گرفته بودم همه چیز را بگویم. دست خودم نبود که با یک تشر رنگم می‏پرید و با یک سیلی‏تنبانم را خیس می‏کردم.

همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها

SKU: 7879/9644482778
13,90€Price
  • نویسنده: رضا قاسمی

    ناشر: نشر نیلوفر


    داستان بلند


    ادبیات فارسی

    چاپ اول: 1390

    207 صفحه

     

Perse En Poche
La Librairie du Monde Persan​

11 Rue Edmond Roger, 75015 Paris
Métro : Commerce ou Charles Michel

Tel : 01.72.40.84.40, 01.45.74.99.86


info@naakojaa.com

با روش‌های زیر می‌توانید از ناکجا خرید کنید

  • Facebook Clean
  • Twitter Clean
  • White Instagram Icon
  • White YouTube Icon

ناکجا نام ثبت شده موسسه اتوپیا است و مطالب تولیدی این سایت طبق قوانین حقوقی کشور فرانسه محافظت می شوند.

© Copyright 2012-2020 Naakojaa.com, All rights reserved