كنار دروازه‌ي مهرجان، وقتي آن دو مرد چرتِ عباس‌آقا را پاره كردند و به‌اتفاق بچه به‌‌او خنديدند، در واقع روح زمانه را در تنش دميده بودند؛ روحي با قدرتِ سرايتِ حيرت‌آور كه با دميده ‌شدن به‌كالبدِ پشت‌كوهي‌ترين دهاتي جوان و حساس، همه‌ي رسوم به‌نظرش ناساز مي‌آمد. از آن به‌بعد ديگر به‌فرمان‌هاي نياكان و بزرگان ‌كار نداشت، تا به‌عاقلانه بودن رسم و رسوم مطمئن نمي‌شد، انجام‌شان نمي‌داد. عاقلانه و به‌دردخور بودن را خودش تعيين مي‌كرد؛ به‌عقل خودش رجوع مي‌كرد. بنابراين عباس‌آقايي كه فعلاً در گودال افتاده بود و از ضعف و تشنگي صداي بچه گربه مي‌‌داد، اگر از مخمصه جان به‌در مي‌برد، فرماندهي را به‌عهده مي‌گرفت و ديگر زير بار هيچ حماقتي، جز حماقت‌هاي شخص خود نمي‌رفت. بچه‌اي كه به‌زمين چسبيده بود و داشت خاك مي‌شد، يادش نمي‌آمد- يا دوست نداشت به‌ياد بياورد- دلايلي كه او را به‌مهرجان كشاند، تنها آب‌دزدي براي گاليسا نبود. هنوز با خودش كاملاً روراست نبود؛ زمان زيادي نمي‌خواست تا به‌اين حقيقت هم- با همه‌ي تلخي- پي ببرد و بي‌ادا اطوار تن به‌اعتراف بدهد.

گالیسا کی می‌رسد باران؟

23,90€Price
Perse En Poche
La Librairie du Monde Persan​

11 Rue Edmond Roger, 75015 Paris
Métro : Commerce ou Charles Michel

Tel : 01.72.40.84.40, 01.45.74.99.86


info@naakojaa.com

با روش‌های زیر می‌توانید از ناکجا خرید کنید

  • Facebook Clean
  • Twitter Clean
  • White Instagram Icon
  • White YouTube Icon

ناکجا نام ثبت شده موسسه اتوپیا است و مطالب تولیدی این سایت طبق قوانین حقوقی کشور فرانسه محافظت می شوند.

© Copyright 2012-2020 Naakojaa.com, All rights reserved