دو تا درخت هلو توی باغ روییده بودند. یکی از دیگری کوچکتر و جوانتر. برگ ها و گل‌های این دو درخت کاملاً مثل هم بودند به طوری که هر کسی در نظر اول می‌فهمید که هر دو درخت از یک جنسند. درخت بزرگتر هر سال هلوهای درشت و گلگون و زیبایی می‌آورد چنان که به سختی توی مشت جا می‌گرفتند... درخت هلوی کوچکتر هر سال تقریباً هزار گل باز می‌کرد امّا یک هلو نمی‌رساند. یا گل هایش می‌ریخت و یا هلوهایش را نرسیده زرد می‌کرد و می‌ریخت. عاقبت باغبان به تنگ آمد. خواست حقه بزند و درخت هلوی کوچکتر را بترساند. رفت اره یی آورد و زنش را هم صدا کرد و جلو درخت هلوی کوچکتر شروع کرد به تیز کردن دندانه های ارّه. بعد که اَرّه حسابی تیز شده عقب عقب رفت و یکدفعه خیز برداشت به طرف درخت هلوی کوچکتر که مثلاً همین حالا تو را از بیخ و بن اره می‌کنم و دور می‌اندازم تا تو باشی دیگر هلوهایت را نریزی. باغبان هنوز در نیمه راه بود که زنش از پشت سر دستش را گرفت و گفت: مرگ من دست نگهدار. من به تو قول می‌دهم که از سال آینده هلوهایش را نگاه دارد و بزرگ کند. اگر باز هم تنبلی کرد آن وقت دوتایی سرش را می‌بریم و می‌اندازیم تو تنور که بسوزد و خاکستر شود. این دوز و کلک و ترساندن هم رفتار درخت را عوض نکرد. لابد همه تان می‌خواهید بدانید درخت هلوی کوچکتر حرفش چه بود و چرا هلوهایش را رسیده نمی‌کرد. گوش کنید!...

یک هلو هزار هلو

€6.90Price
Utopiran Naakojaa
La Librairie du Monde Persan​

89/91 Rue de Ruisseau, 75018 Paris
Métro : Porte de Clignancourt

Tel : 01.72.40.84.40, 01.42.64.44.21


info@naakojaa.com

با روش‌های زیر می‌توانید از ناکجا خرید کنید

  • Facebook Clean
  • Twitter Clean
  • White Instagram Icon
  • White YouTube Icon

ناکجا نام ثبت شده موسسه اتوپیا است و مطالب تولیدی این سایت طبق قوانین حقوقی کشور فرانسه محافظت می شوند.

© Copyright 2012-2017 Naakojaa.com, All rights reserved