
نتایج جستجو
Search results for "ژان تولی"
269 results found for "ژان تولی"
- اگر به زبان دیگری مینوشتم، وضعم این نبود
ولی موجهای اول مهاجرت، تا سال ۱۳۶۷- ۶۸ بیشتر سیاسی بود. پرسش: و خوب این روشنکفرانی که بیرون آمدند به تولید فکر ادامه دادند. پاسخ: دقیقا. مسلمً در خارج از کشور هم تولیدات فرهنگی داشتند که بسیار گسترده و چشمگیر بود و هنوز هم هست. هنر و ادبیات هم از جمله این تولیدات فرهنگی مهاجرین بوده است. شاید … پرسش: ولی شاید این موضوع به شغل و روحیات هم بستگی دارد.
- در ستایش صلح
آذر در کتاب دوم خود «هیچ بارانی اینهمه را نخواهد داشت» به لحاظ فرم، فضاسازی و بکارگیری واژهها دچار تحولی
- مصاحبه با حسین دولت آبادی
غیر از این، من نیز مثل شما از تولیدات فرهنگی و هنری ایرانیان مهاجر و تبعیدی به وسیلة رسانههای گروهی و روزنامههای اینترنتی مطلع میشوم ولی میدانم که حجم تولیدات فرهنگی و هنری خارج از کشور انصافاً چشمگیر و قابل توجّه است. ۳- به نویسندگان جوانی که به دنبال مهاجرت هستند برای راحتتر نوشتن یا به قولی آزادتر شما هم نویسندگان اروپایی را قویتر از نویسندگان ایرانی میدانید؟ من اگر چه در آلمان زندگی نمیکنم ولی نوشتم که نام آن را به «کوخ نشینان» تغییر داد و مقدمات اجرای آن را در تأتر نصر لاله زار فراهم کرد ولی
- شاید فرق شعر و شعار در نحوهی انتقال مفهوم باشد
ولی آنچه در واقع اتفاق میافتد نحوه بیان خاص هر شاعر هست که باعث میشود شعرهاگاه حتی با مفاهیم مختلف درحالیکه هر نوشته و هر صفحه به طور مستقل میتواند خوانده شود ولی برای درک درست موضوع همه زوایا باید
- ستم جنسی؛ قدیمیترین شکل نابرابری
سالاری که تقریباً با تشکیل دولت ماد در ایران همزمان است، و با استحکام تدریجی آن، به موازات تکامل ابزار تولید حاضر جنسیت را موضوع علم خود قرار ندادهاند، تنها اعضائی چون مجرای تناسلی، رحم و تخمدان که مستقیما با تولید با اینکه زنان ایران سالهای زیادی است که برای به دست آوردن حقوق خود تلاش و مبارزه میکنند ولی در خرافهای
- کُما
حالا چند را بدم؟ فهمیدم بله از قنادی فقط میشود شمع تولد خرید. باید فکرمیکردم که تولد چند سالگیم رو میخوام جشن بگیرم. توی راه خونه به شمع باریک و ۵ پلاستیکی کف دستم خیره شده بودم. دیدی توی تنهایی آدم دلش آدم میخواد و توی جمع دلش تنهایی. الان دلم کیک و شیرینی هم میخواد. خواب دید با هومان توی یک باغ بزرگ قدم میزنند.
- آدمهایی که به آینده بچههایشان فکر کنند نه به گذشته پدرهایشان…
خودش را از زندگانی طلبکار میداند، برای همین به زندگانی کینه میورزد و تلاش میکند که با این کینه توزی خودش
- گفتوگو با جعفر مدرس صادقي درباره کتابهايش
هر کتابی توی هر مرحلهای صورت تازهای پیدا میکند و توی هر صورتی ایدههای تازهای به آدم میدهد: تا قبل این شگردی بود که توی یک داستان دیگر هم زده بودم. توی اولین رمانی که نوشتم. سر یکی از آنها بود - همان که توی این فصل و توی این قسمت ماجرا بیشتر از دیگران دخیل بود. یکی دوتا داستان این طرف و آن طرف، توی ضمیمه ادبی آخر هفتههای روزنامه، توی ماهنامه رودکی، توی پیک جوانان اما توی فیلم اولی، آنکه با یک دوربین سبک میرود توی دل ماجرا شما را میبرد یک جاهایی که هیچ کس دیگری
- هر نمایشنامهای یک سفر است… گفتگو با نغمه ثمینی
او امضای خودش را در کارگردانی دارد ولی همچنین تمایل او در تجربه فضاهای متفاوت حتی از من هم بیشتر است، مثلاً من زمانی با کیومرث مرادی آشنا شدم که «افسون معبد سوخته» را در دو اپیزود نوشته بودم ولی مرادی وقتی ولی در تجربه نوشتاری احساس میشود که نویسنده به چیز جدیدی در قیاس با تجربه قبلی خود نرسیده است. – در ظاهر هر دو اثر به هم شباهتهایی دارند ولی در «شکلک» نویسنده یی که کمدی نویس نیست و آخرین تلاشش در این ولی در نهایت متن در فضای کمدی قرار نگرفت و آرزوی آن فضای کمدی برای ما باقی ماند تا اینکه در «شکلک»
- بدکاری؛ تعليق معنا با واریانس خودتخریبی
قدم زدن در پوچی محض فضایی میان اتمسفری، چیزی یادآورنده ژان ژنه با تصویرهای مرکب یونسکو و خشونت بکت. {(شاشش گرفته بود، از صف تظاهرات زد بیرون و رفت توی کوچهای که شهیدش کرده بودند…) «دیوار شویی»}. (حتی ترس از غولی که سری نترس را سر دار میبرد میترسد.
- بخشی از کتاب چوب مقدس به قلم علیرضا احمدی
لباسهای کثیف، در دو طرف کوچه نشسته بودند، ناگهان حرف عمهاش به یادش آمد: هرگز پایت را آنجا نگذار، ولی ولی حالا… عکس را هم مچاله کرد و درون آتش انداخت. عکس به سرعت در آتش سوخت و خاکستر شد.
- بخشی از کتاب “بعد از عروسی چه گذشت”
توی صورتش خیره شد: با یک چشم کوچک و یک چشم بزرگ. لابد آبله چشمهایش را به این صورت درآورده بود. ولی از زنم خبری نشد.» «به من مربوط نیست! از نگهبانها زیاد بدش نمیآمد، ولی از این یکی نفرت داشت. ولی دوست نداشت با این نگهبان سرشاخ بشود. ولی هوا کاملا تاریک نبود. شاید برف چند روز پیش روی زمین یا اطراف هرههای ساختمانها مانده بود.












