top of page

نتایج جستجو

269 results found for "ژان تولی"

  • غیرت روستایی

    دختران ده، هر یک‌شنبه از زیر چشم ولی با دقت و سماجت، سر تا پای او را برانداز می‌کردند و هر بار دلشان ولی آلفیو گیلاس را با دست پس زد. معنی این کار اعلان جنگ بود.

  • هولناکی و رئالیسم کافکا

    برای نویسنده دشوار و پیچیده ولی ممکن است که نگرش خود را به خودش، همنوعانش و عموماً جهان عوض کند.

  • وحشت از جهان بدون شوخی

    در گفت‌و‌گو‌هایمان، میلان کوندرا گاهی به زبان فرانسه، ولی اکثراً به زبان چک حرف می‌زد و همسرش، ورا نقش ر: کتاب اخیر شما رمان نامیده نمی‌شود ولی در متن کتاب می‌گویید این کتاب، رمانی در فرم واریاسیون است. ر: ولی قطعاً چیزی هست که رمان را رمان می‌کند واین آزادی را محدود می‌سازد. م. این روز‌ها مرد در چهارگوشه‌ی جهان صراحتا ایده‌ی گولاگ‌ها را رد می‌کنند ولی هنوز مایلند به خودشان اجازه

  • جست‌و‌جوی زمان و مکان از دست رفته

    تولد سرآغاز تبعیدهاست و مرگ آخرین صورت آن است. بیشتر به مسایل فلسفی می‌اندیشید یا اینکه به مسایل سیاسی علاقه‌ای ندارید؟ دو دنيا يعنی دو ساحت هستی: تولد من دوست ندارم مفسر داستان هايم باشم ولی دلم می سوزد وقتی می بينم که منتقدين ادبی کمتر به اين جنبه از دو دنیا یعنی دو ساحت هستی: تولد و مرگ، حقیقت و دروغ، خا نه امن و معقول شمیران در مقابل دنیای آشفته بیرون من دوست ندارم مفسر داستان‌هایم باشم ولی دلم می‌سوزد وقتی می‌بینم که منتقدین ادبی کمتر به این جنبه از

  • گفتگو با علیرضا محمودی ایرانمهر

    به نظرم این کار توی آثار بیشتر نویسنده‌های دنیا وجود داشته. بوده ولی من “صائب” رو خیلی بزرگتر از “بیدل” می‌‌دونم. درسته داره ولی بیشتر حکمت عملیه، در مورد زندگیه، درمورد مفاهیم بنیادین زندگیه. ولی «دلخون» اولین کار سینمایی از منه که اکران شده و البته تنها کاری که اکران شده. همه چی باید از بدنه درست بشه ولی به هر حال تا اون مدریت درست نشه هیچ‌چی عوض نمی‌شه.

  • گفتگو با محمود دولت آبادی؛ از ادبیات دل نمی کنم

    مصاحبه‌ای که گرچه روای دلتنگی‌های آقای نویسنده است، ولی فقط دلتنگی و نه خستگی. کشور ما افتاد با همه اتفاقاتی که توی تاریخ خوانده بودیم فرق می‌کرد. ولی بخش عمده جامعه ادبیاتی ما از هم گسیخته شد. و مطمئنم که از عهده بر آمده ام ولی کو؟ نه انگار. اصلا ما (نویسنده) که هستیم توی این جامعه؟ ما اشرافیت نداشتیم.

  • مصاحبه با محمود حدادی درباره‌ی دیوان غربی- شرقی از یوهان ولفگانگ گوته

    البته نویسنده مشهوری نیست ولی شیوا می‌نویسد. ولی در اینجا یک استثناء وجود دارد. در دوران دانشجویی با دیوان آشنا شدم ولی كار عمیقی بر روی آن انجام ندادم! ولی بعدها كار ترجمه را دنبال كردم و جدی‌تر بر روی آن متمركز شدم. ولی در مورد ترجمه آقای صفوی مسئله اصلاً چنین نیست.

  • گفت‌و‌گو با حافظ خیاوی درباره نویسندگی، تخیل، تنبلی و مشکین‌شهر

    ولی نوشتن آرامم می‌کند و لذت می‌برم. چند نسخه‌ای از کتاب «مردی که گورش گم شد» در کتابخانه‌ام هست، وقتی آن‌ها را می‌بینم کیف می‌کنم، ولی حدس برزیلی که گفتی ندارم، پرمطالعه و پرکار نیستم، ولی از خوانده‌هایم یاد گرفته‌ام و تمرین نوشتن کرده‌ام. بعد‌ها که داستان‌های دیگری از تو خواندم متوجه شدم توی «مردی که گورش گم شد» نمانده‌ای. ولی نوشتن آرامم می‌کند و لذت می‌برم.

  • بدون کلمه ما انسان نبودیم

    مفاهیم «فرا داستانی۳»، «بینامتنیت۴» و کنار گذاشتن فرم‌های سنتی داستان‌سرایی و به کارگیری لایه‌های تو در توی داستان را سوار داستان دیگری می‌کنید، چیز سومی ایجاد می‌شود که جالب است و همان انرژی‌ای که ازش حرف زدم، تولید برای [چارلی] چاپلین و [باستر] کیتن ارزش خیلی زیادی قائلم، از کارگردان‌های امروزی‌تر هم از «ژان رنوار» «ژان پیر ژنه»، کارگردان فیلم «املی» می‌گوید که پل آستر بر ادبیات سینمای فرانسه تاثیر گذاشته. من با «ژان پیر ژنه» آشنا هستم و می‌دانم که فیلم «املی» را ساخته.

  • ایده‌ها دور انداختنی نیستند

    نه تنها روزنامه‌ها و نشریات غربی دایم توی دست و بالمان بود، بلکه تنها سینمای شهر هم فقط فیلم‌های خارجی این توی راه رفتنش هم هست. یعنی به این نتیجه رسیده بودم که برای فهم آن چیزی که توی کله‌ این آدم‌ها می‌‌گذرد باید رفت سراغ منابع این توی راه رفتنش هم هست. من به این دومی ‌همانقدر اهمیت می‌ دهم که به اولی. برای من نوشتن رمان همیشه یک حسرت بود؛ یک آرزو.

  • ترجمه‌ی فاکنر نفس‌گیر است | گفت‌و‌گو با احمد اخوت مترجم آثار فاکنر

    البته درجه ماندگاریشان با هم فرق دارد، ولی هیچ كدام از آنها از دور خارج نشده‌اند.حتی در كارهای ضعیفی

  • بیا تمامش کنیم… نقدی بر نمایشنامه خیانت پینتر

    ولی اصلاً دلش نمی‌خواد یه زن ناهار دعوتش کنه. این است که می‌گوید «ولی ما همدیگه رو می‌دیدیم… خیلی هم می‌دیدیم… این چهارسالِ اخیر. جوابی که رابرت می‌دهد این است که: «ولی دیگه هیچ‌وقت با هم اسکوآش بازی نکردیم.» ولی اصلاً دلش نمی‌خواد یه زن ناهار دعوتش کنه. آدم دلش نمی‌خواهد هیچ زنی رو نه توی زمین اسکوآش ببینه… نه توی رستوران.

Perse En Poche
La Librairie du Monde Persan​

11 Rue Edmond Roger, 75015 Paris
Métro : Commerce ou Charles Michel

Tel : 01.45.74.99.86


info@naakojaa.com

با روش‌های زیر می‌توانید از ناکجا خرید کنید

  • Facebook Clean
  • Twitter Clean
  • White Instagram Icon
  • White YouTube Icon

ناکجا نام ثبت شده موسسه اتوپیا است و مطالب تولیدی این سایت طبق قوانین حقوقی کشور فرانسه محافظت می شوند.

© Copyright 2012-2022 Naakojaaketab.com, All rights reserved

bottom of page