
نتایج جستجو
269 results found for "ژان تولی"
- «خشم و هیاهو» چطور متولد شد؟
خود فاکنر در گفتگوهای متفاوت به نحوه شروع این رمان اشاره میکند، ولی هیچگاه مشخص نمیکند که چهوقت به ولی احساس میکند که تمام داستان را نگفته است. ولی مردن درتاریکی برایش بسی سهمگینتر از خود مردن است. او ظاهراً احساس میکند که بیرون نگهداشتن شوهرش بیفایده است، ولی نمیخواهد در تاریکی کشته شود.
- نقدی بر رازهای سرزمین من رمانی از رضا براهنی
در رازها ترتیب و توالی زمانی نیست، ترتیب و توالی فرمی داستان است: فصل اول در حدود سال 33 و 34، اتفاق ولی تا آخر همه فکر میکنند تهمینه یا پسرش قاتل هستند. ولی ساختار رمان به ما غیر از این را میگوید. تو خودت هم توی خیابانها بودی. ده دوازده سالت بود، ولی همهجا بودی. ولی نمیشد. عاشق صدای خودش را دارد.
- کدام دستها در شرایط مساوی سه چیزند؟
موریس بلانشو حق داری که من زیاد حرف میزنم | خواب میبینم | توی خواب زیاد حرف میزنم | توی حرف زیاد خواب فرمالیستهای روس و بعد برسد به ساختارگرایان از بارت تا بلانشو… که مثلا ارتباطی باشد میان سطرهای بالا که توی خواب زیاد حرف میزنم | توی حرف زیاد خواب میبینم با یاکوبسن و کارگاه براهنی تا متنهایی که در دهه هفتاد با نامها به راستی رابطهای است با دلالت، با لذت و حتی شاید بتوان گفت با سرخوشی» رولان بارت اما این تویی بیرونی که در بیرون واقعیتی در کار نیست… و شعر در لحظه ارجاع به واقعیت بیرونی ویران خواهد شد… اما این تویی
- کمی بیشتر درمورد برشت بدانید!
ویزای آمریکا را گرفت و به سانتا مونیکای کالیفرنیا رفت و سعی کرد یک فیلمنامه نویس هالیوود بشود، اما تولیدکنندگان پولی که از این فیلم عاید برشت شد به او اجازه داد تا چهرههای سیمون ماشار، شوایک در جنگ جهانی دوم و اقتباساش
- بخشی از کتاب B-52
توله خرسی تنها توله خرس تنها (مکث) رها شده بر تکه یخی در اعماق اقیانوسی آرام (مکث) چشم در چشم ستارهی
- برگهایی از کتاب “غذاش بادمجان است” نوشته مهدی موسوی
به کلّ «میدهدم»های توی ذوقزده به اینهمه چسبیدم که شعرتان بکنم که عشق را وسط مرگ، امتحان بکنم! عازم سفر است من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم که سرنوشت درختان باغمان تبر است به کودکانهترین خوابهای توی در میان جاری خون به آخرین فریادی که توی حنجره است صدای پای تگرگی که پشت پنجره است به خواب رفتن تو روی تا خودِ صبح، خواب و بیداری زل زدن توی چشم یک حشره مشتهایم به بالشِ بیپر! از تو و دنیات واقعاً عاشق خودش باشی، واقعاً عاشق تنت باشد روبرویت گلوله و باتوم، پشت سر خنجر رفیقانت توی
- تکنیکهای روایی و چالشهای فلسفی در داستان پیرمرگ
کارخانههای تولید مواد غذایی آماده، کارخانههای اسلحهسازی، کارخانههای تولید ســیگار ، کارخانههای تولید رنگ، کفش، کیف، لباس… هــر چیز و هر تولیدی که ســلامت این بحثهای قاب شــده … بحث کلی، سر کمتر شکوه کردن از اتفاقات زندگی اســت؛ و تولید
- روایت کلامی، موسیقی روایی
این تو در تویی روایات عموما به صورت منقطع به شعر بعدی مرتبط شدهاند اما در عین حال توانستهاند ساختار
- «خشم و هیاهو» چطور متولد شد؟
خود فاکنر در گفتگوهای متفاوت به نحوة شروع این رمان اشاره میکند، ولی هیچگاه مشخص نمیکند که چهوقت به ولی احساس میکند که تمام داستان را نگفته است. ولی مردن درتاریکی برایش بسی سهمگینتر از خود مردن است. او ظاهراً احساس میکند که بیرون نگهداشتن شوهرش بیفایده است، ولی نمیخواهد در تاریکی کشته شود.
- بخشی از کتاب “آفرینش روی باریکه موکت”
نامههای خانم متروک نامهی اول نگاهش هنوز توی خاطرم مانده است. توی نامهها خیلی وراجترم و هنوز اینکه بازم میدونم آخر نامه هیچی نگفتم. نمیدونم درست چی میخوام بگم ولی اگه از اون اول فقط چند تا ایمیل بودم دیگه این طوری نمیشد. شاید چون توی خواب حس میکردم منتظر همون دوست رفتهام دارم توی پارک قدم میزنم یا شاید اون کسی که از پشت نامه پیوست میکنم، هر چند که بعید میدونم جوابی که دنبالش هستید توی اون نامه قایم شده باشه.
- هنر و ادبیات به حافظه تاریخی هر ملتی کمک میکند تا گذشتهها را از یاد نبرند
به تعبیر مولوی من از اصل خویش جدا افتادم و بازآفرینی این آثار هر چند با رنج و اندوه همراه است، ولی مرا بیتردید تجارب شخصی من در آثارم دخیل بودهاند، ولی تا به امروز تلاش کردهام شخص خودم را وارد کارزار هنری د: من هر چند از ایران به اجبار خارج شدم و به تصادف سر از کشور فرانسه و پاریس در آوردم ولی در همهٔ این من اگر چه این داوریها را به ریش نگرفتم و نمیگیرم، ولی بعد از چهل و چند سال قلمزدن میدانم که مهاجرت نه، ما شرایط دشواری را از سر گذراندیم و تأثیرات مخرّب آن را تجربه کردیم ولی من باور دارم که نباید به
- نوشتن تاریخ تحلیلی اسان نیست
مجموع ویژگیهایی که در آن زمان در وجود او جمع شده بود، در صفحات سخن تجلی یافت. دههٔ ۱۳۴۰ که شما میفرمایید، به ویژه از دیدگاههای فلسفی ژان پل سارتر و اگزیستانسیالیستهای همراه او تاریخهای تحلیلی را به سادگی نمیتوان نوشت، مگر آنکه در آموزش دانشگاهی ارتباطات و روزنامهنگاری تحولی










