
نتایج جستجو
Search results for "مراد فرهاد"
247 results found for "مراد فرهاد"
- نویسنده در تبعید؛ میلان کوندرا به همراه از معروفترین آثار وی
داستان این کتاب در مورد دو زن، دو مرد و یک سگ و زندگی آنها در دوران جنبش بهار پراگ است.
- آداب بی قراری؛ کتابی جنجالی از یعقوب یادعلی
کتابهای «آداب بیقراری» و «حالتها در حیاط» که در آن از لهجه محلی استفاده شده و در آن یک زن محلی عاشق یک مرد
- رنج بیپایان بهائیان در رمان "قطار چهارشنبهها" - مقاله ای از اسد سیف
فردوسیان که چشمانش کمسو است، این مرد را نمیشناسد، اگرچه صدای او برایش آشناست.
- نویسنده ایی که سلطان پاریس شد؛ دقایقی با خالق سه تنفگدار
میبینی مرد، شروع خاندان من همچون پایان خاندان توست!»
- در جنگ میان نژادها، سکس زن میدان نبرد میشود… نقدی بر نمایشنامهی ماتئی ویسنییک
است، پس بايد از او دفاع کرد؛ «امّا واژه کليدی مردِ سرزمينِ بالکان است، آيينه تفکرِ او؛ آن پلهيی که ]مرد
- یادداشتی از محسن یلفانی دربارهی رمان «یک نفر که عضو پینکفلوید نبود»
گاه از منفذ سپاه سیاه نهی از منکر میگذرد تا در کوچههای خلوت اقدسیه کام خود را از دنیا بگیرد؛ گاه در فریاد مردمی که در چارراههای خیابان انقلاب خشم و فریبخوردگی خود را فریاد میکنند، شریک میشود؛ تا در بیغولهای
- یادداشت حمید فروغ بر رمان یک نفر که عضو پینک فلوید نبود
چرا اینجایم و چرا نیستم؟ که هستم؟ آن دانشجوی شلوغ کن، آن پسر همیشه مست، آن مرد له شده زیر باتوم، یا آن روزی که میفهمد همسرش با مرد دیگری رابطه دارد او را کتک میزند و فاحشهاش میخواند.
- مهمان امروز ما یکنفر است که عضو پینکفلوید نبود – گفتوگوی ایران وایر با امید کشتکار
مسافرهای من سه جنسیت دارند: زن، مرد و دگرباش. در هر مسیر با مسافرانم یک موضوع مطرح میکنم.
- شما مرا شاعر خطاب میكنید
میتواند دریچهای نو را در شعر امروز باز کند؟ اینجانب نه زبانشناسم نه ادیب بلکه دارو فروشی هستم که شما مرا اگر شما مرا شاعر خطاب میکنید و از فردای این مصاحبه ناشاعر نمیشوم(که از این چه باک) عرض میکنم، تاکنون پایان از کارهایتان بگویید ویا حرفی اگر باقی مانده؟ گزیده دومی از اشعار همراه با نو سرودهها تحت عنوان «مرا
- درد رواني شاعر – نگاهی به مجموعه شعر چند رضایی
ناچارم تمام روز التماس کنم به تُستر/ التماس به ماهیتابه ها/ به قهوه جوش رنگ پریدهام که شما انگشتهای مرا به «چندرضايي» مجموعه شعر رضا حيراني حال در قیاس با نمونههای قبلی به نمونههایی از رضای سوم (رگهای مرا
- نقاشِ کلمات
بیندازد، تا ابد… موج در موج موج موج | کبودی کوهها هاها | غرق میکنند | همیشه غرق کردهاند | نگاه مرا نامتعارف، که دردِ بیجان بودناش را – که برای شعر امروزین و شاعرش، شاید دردی نامتعارف به شمار بیاید – فریاد
- بگذارید شایعه پشت سر داستانهایم را باز کنم
ساعت چهار عصر؛ من، سیامک شایان، حسین میرزایی و امیر فرهادی با شهریار مندنیپور در لابی هتل لاله مشهد به امیر فرهادی گفتم: لطفا تو شروع کن. امیر فرهادی سرش را تکان داد یعنی آماده است. سئوالش که تمام شد من و سیامک به هم نگاه کردیم. به این نکته هم در اینجا اشاره میکنم که گلشیری به شکستن فضای فئودالی خیلی تأکید داشت و با مرید و مراد












