
نتایج جستجو
4724 results found with an empty search
- مجید شفیعی
مجید شفیعی ایرانی، نویسنده ایران مجید شفیعی ایرانی، نویسنده ایران مجید شفیعی ، نویسنده کودک و نوجوان و کارشناس موزهداری است. او علاقهمند به تاریخ و فرهنگ ایران است. جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان
- پیر دو بوادفر
پیر دو بوادفر فرانسوی، نویسنده 1926 - پاریس، فرانسه پیر دو بوادفر فرانسوی، نویسنده 1926 - پاریس، فرانسه پیر دو بوادفر ادیب، منتقد و دیپلمات فرانسوی است. جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان
- نشر آفتابکاران
فهرست کتابهای نشر آفتابکاران آفتابکاران بازگشت به ناشران در حال بارگذاری... نشر چشمه 9.9$ نشر چشمه 9.9$ نشر چشمه 9.9$ نشر چشمه 9.9$ بیشتر
- نشر انجمن خوشنویسان ایران
فهرست کتابهای نشر انجمن خوشنویسان ایران انجمن خوشنویسان ایران بازگشت به ناشران در حال بارگذاری... نشر چشمه 9.9$ نشر چشمه 9.9$ نشر چشمه 9.9$ نشر چشمه 9.9$ بیشتر
- میلان کوندرا
میلان کوندرا نمایشنامهنویس، نویسنده متولد: ۱۳۲۹ برنو، چکسلواکی میلان کوندرا نمایشنامهنویس، نویسنده متولد: ۱۳۲۹ برنو، چکسلواکی میلان کوندرا متولد ۱ آوریل، ۱۹۲۹ در برنو، چکسلواکی نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی میکند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شدهاست. پدر کوندرا نوازنده پیانو و شاگرد لئوش یاناچک بود. علاقه او به موسیقی در بسیاری از آثار او به ویژه رمان شوخی پیداست. میلان شعرگویی را از ۱۴ سالگی آغاز کرد و در ۱۷ سالگی پس از شکست آلمان به حزب کمونیست پیوست و در سال ۱۹۴۸ وارد دانشکده سینمای پراگ شد. اما در سال ۱۹۵۰ از حزب اخراج شد. نخستین مجموعه شعر او با نام «انسان؛ بوستان پهناور» که خوشبینی موجود و ادبیات دولتی را مورد انتقاد قرار میداد در ۱۹۵۳ و دومین و آخرین مجموعه شعر او با نام «تک گویی» که در آن رفتارها و کردارهای انسانی و روابط عاشقانه بیپرده بازنمایی میشد در ۱۹۵۷ منتشر شدند. او در ۱۹۶۰ گزیده اشعار گیوم آپولینر و تحلیلی از آنها را چاپ کرد و در همین سال آموزش ادبیات در دانشکده سینما به عهده او گذاشته شد. نخستین نمایشنامه او با نام «مالکان کلیدها» که به دوران ترس و خشونت هنگام استیلای آلمان میپرداخت در ۱۹۶۱ به چاپ رسید. کوندرا در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۸ ده داستان با عنوان عشقهای خنده دار مینویسد که در آنها به رابطه فرد با اجتماع توجه شده و مضمون بسیاری از رمانهای آیندهاش طرح میشوند... کوندرا به همراه بسیاری از هنرمندان و نویسندگان چکسلواکی به حمایت از جنبش اصلاحطلبانه حزب کمونیست چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ پرداخت. پس از اشغال کشور توسط ارتش شوروی در اوت ۱۹۶۸ نامش در لیست سیاه قرار گرفته و انتشار کتابهایش و عرضه آنها در کتابخانهها ممنوع شد و او یک سال بعد از دانشکده سینما هم اخراج میشود. در این مدت کوندرا خرج خودش را با نوشتن طالعبینیهایی درمیآورد. این طالعبینیها که البته با نام میلان کوندرا چاپ نمیشدند، پس از مدتی بسیار محبوب شدند. خود کوندرا در کتاب خنده و فراموشی به سرنوشتی که این چنین دچارش شده بود اشاره و شرح آن را بیان میکند. او در همین دوران رمان «زندگی جای دیگر است» را نیز به زبان فرانسوی مینویسد که در سال ۱۹۷۳ در فرانسه چاپ میشود. کوندرا اولین رماناش به نام «شوخی» را در سال ۱۹۶۷ نوشت. «شوخی» از زبان چندین داستانگو روایت میشود و تنها کتاب کوندرا است که در آن خود نویسنده راوی داستان نیست. از شوخی فیلمی در چک نیز ساخته شدهاست. در سال ۱۹۷۵ کوندرا به همراه همسرش ورا به دعوت دانشگاه رن به فرانسه رفت و در آنجا کتاب «خنده و فراموشی» را نوشت. در این کتاب او از اعتراضات متعددی که مردم چکسلواکی به اتحاد شوروی داشتند میگوید. کتاب خنده و فراموشی ترکیب عجیبی از یک رمان، مجموعهای داستان کوتاه و تفکرات نویسندهاست. در ۱۹۸۴ کتاب «سبکی تحمل ناپذیر هستی» (در فارسی بار هستی ترجمه شدهاست) نوشت. این کتاب محبوبترین کتاب کوندرا به حساب میآید. سبکی تحملناپذیر هستی به مشکلات یک زوج چک با یکدیگر و دشواری سازگاری با زندگی در چکسلواکی میپردازد. در سال ۱۹۸۸، کارگردان آمریکاییفیلیپ کوفمان، فیلمی از روی این کتاب به همین نام ساخت. با وجود اینکه کوندرا معتقد است که رمانهایش برای ساخت فیلم مناسب نیستند، ولی در ساخت این فیلم، به عنوان مشاور همکاری داشت. در ۱۹۹۰ کوندرا کتاب «جاودانگی» را به بازار داد. در مقایسه با سایر آثار کوندرا که بیشتر تفکرات سیاسی را مطرح میکنند، این کتاب از درونمایهی فلسفی بیشتر و عمیقتری برخوردار است و مفاهیم جهانیتری را در خود میگنجاند. کوندرا همیشه اصرار داشته است که او یک رماننویس است، نه یک نویسندهی سیاسی یا مخالف. جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان
- محمد چرمشیر
محمد چرمشیر ایرانی، نمایشنامه نویس ۱۳۳۹ - تهران محمد چرمشیر ایرانی، نمایشنامه نویس ۱۳۳۹ - تهران محمد چرمشیر ، نمایشنامهنویس، در سال 1339 در شهر تهران متولد شد. پس از سپری کردن تحصیلات متوسطه در سال 1358، در رشته ادبیات نمایشنامهنویسی در دانشگاه تهران آغاز به تحصیل کرد، دورانی که به دلیل بسته شدن دانشگاهها در انقلاب فرهنگی به درازا انجامید. او پس از فراغت از تحصیل( 1366)، وارد حرفهی معلمی شد و از همان سالها بود که نوشتن را آغاز نمود. چرمشیر برای اولین بار، با نمایشنامه «خداحافظ» خود را به جامعه تئاتر معرفی کرد، این نمایش در سال 1364 در دانشگاه اجرا شد و سپس آذر 66 توسط حسین جعفری در تالار قشقایی به صحنه رفت. اما اجرای نمایشنامه «مسیح هرگز نخواهد گریست» توسط جمشید اسماعیلخانی در تالار چهارسو بود، که توجه خاصی به نوشتههای او جلب کرد. وی هرچند خیلی سریع توانست جایگاه ویژهای در تئاتر ایران پیدا کند، اما از او باید به عنوان پرکارترین و پرآثارترین نمایشنامهنویس ایرانی هم یاد کرد که تا کنون در زمینههای مختلف نمایشنامه نویسی، فیلمنامهنویسی، نمایشنامهنویسی برای کودکان و نیز در زمینه اقتباس و بازخوانی نمایشنامههای خارجی، شاهکارهای ادبیات و رمانهای جهان برای اجرا در صحنه تجربههای بسیار کرده است. همچنین او تجربه کار گروهی را نخستین بار با عضویت درگروه تئاتر بازی آتیلا پسیانی آغاز کرد. آثار چرمشیر علاوه بر اینکه توسط نامهای شناخته شده بسیاری چون علی رفیعی ، آتیلا پسیانی ، شهره لرستانی ، فرهاد مهندسپور ، محمد عاقبتی و همچنین دانشجویان تئاتر همواره روی صحنههای ایران بوده؛ از مرزهای داخلی فراتر فراتر رفته و به زبانهای ایتالیایی، انگلیسی، فرانسوی، ترکی و ژاپنی ترجمه و چاپ شده و در کشورهای آلمان، انگلیس، فرانسه، بنگلادش، هند، چین تایپه به صحنه رفته اند. از میان آثار معروف او میتوان به نمایشنامههای «در مصر برف نمی بارد»،«پروانه و یوغ»، «می بوسمت و اشک»، «کبوتری ناگهان»، «روایت عاشقانه از مرگ در ماه اردی بهشت»، «روزگار نازنین طلعت مهربان»، «بحرالغرائب»، «روز رستاخیز»، «دیر راهبان»، «کالیگولا شاعر خشونت»، «شیش و بش»؛ نمایشنامههای عروسکیِ «پدر عزیزم»، «با سکوت در خوابی کوتاه»، «ساز سحرآمیز» و«شاهزاده اندوه» و اقتباسهایی چون نمایشنامههای «پژهانهای مردی كه خانهاش ويران بود» یا «نفرين» ( اقتباس از «گوئرنيكا» نوشته آرابال ، )، «مضحكهنامه دنكيشوت لامانچایی» (هم اثری اقتباس شده از"دنكيشوت" نوشته سروانتس )، «میبوسمت و اشك» (اقتباس شده از نامههای «واتسلاو هاول به همسرش الگا») اشاره کرد. او که سالهاست به عنوان مدرس در دانشگاه مشغول تدریس است، 54 نمایشنامه چاپ شده و بسیاری آثار چاپ نشده دارد. چرمشیر در نمایشنامههایش بیشتر شهودی درونی که همراه با زایش کلمه و جمله همراه است، را میجوید و فراتر از دیالوگ میرود. به قول اشتفان وایلند ، کارگردان آلمانی، چرمشیر نویسنده راحتی نیست؛ زبان نمایشنامههای او شاعرانه، انتزاعی و امروزی است و آثارش از تکنیک و ساختار محکم دراماتیک برخوردار است، به طوریکه همواره سعی میکند، خواننده را همراه با سرسختی متنش بیازماید و بسازد. آثار نمایشنامه «دادگاه نور نبرگ»؛ (چاپ نشده است)؛ ۱۳۶۲ نمایشنامه «قتل در پیاده رو»؛ (چاپ نشده است)؛ ۱۳۶۳ نمایشنامه «حریم خلوت دل»؛ (چاپ نشده است)؛ ۱۳۶۳ نمایشنامه «پژهانهای مردی که خانهاش ویران بود (نفرین)» اقتباس ازگوئرنیکا نوشته آرابال نمایشنامه «آنگاه که ماه بالا میآید» (اقتباس شده از «طلوع ماه» نوشته لیدی گریگوری)؛ ۱۳۶۵ به کارگردانی قاسم زارع نگارش نمایشنامه «گریه در آب»؛ ۱۳۶۶ نشر کارگاه تئاتر ایران؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «باغ آرزوها»؛ ۱۳۶۴ به کارگردانی قاسم زارع؛ ۱۳۶۴ نشر جهاد دانشگاهی نگارش نمایشنامه «مسیح هرگز نخواهد گریست»؛ ۱۳۶۴ به کارگردانی اسماعیل خانی؛ ۱۳۶۴ نگارش نمایشنامه «برجاماندگان»؛ ۱۳۶۵ به کارگردانی حسین جعفری؛ ۱۳۶۶ نگارش نمایشنامه «چکامه نخست (صفر)»؛ ۱۳۶۷ به کارگردانی حسین عاطفی؛ نگارش نمایشنامه «باز باران »؛1367 نگارش نمایشنامه «تراژدی»؛ ۱۳۶۷ نگارش نمایشنامه «من اشتباه کردم»؛ ۱۳۶۸ نگارش نمایشنامه «متوری»؛ ۱۳۶۹ به کارگردانی شهره لرستانی ؛ ۱۳۶۹ نگارش نمایشنامه «اسماعیل اسماعیل»؛ ۱۳۶۹ نگارش نمایشنامه «وصله بر سوسوی فانوس نیاویخته بر این درخت زیتون »؛ ۱۳۶۹ به نگارش نمایشنامه «نجواهای شبانه»؛ ۱۳۷۰ نگارش نمایشنامه «مضحکهنامه دن کیشوت لامانچایی»؛ اقتباس شده از دن کیشوت نوشته سروانتس ؛ ۱۳۷۰ نگارش نمایشنامه «بیبی سرباز ول »؛ ۱۳۷۰ نگارش نمایشنامه «واقعه خوانی جهاز جادو »؛ ۱۳۷۰ به کارگردانی آتیلا پسیانی؛ ۱۳۷۰ نگارش نمایشنامه «تنگنا»؛ ۱۳۷۰ نگارش نمایشنامه «شازده کوچولو»(تعزیه) اقتباس شده از «شازده کوچولو» نوشته آنتوان دوسنت اگزوپری «؛ ۱۳۷۱ به کارگردانی حسین احمدینسب ؛ ۱۳۷۲ نگارش نمایشنامه «غزل در حریر»؛ ۱۳۷۱ به کارگردانی امیر دژاکام ؛ ۱۳۷۲ نگارش نمایشنامه «بوی خون معطر»؛ ۱۳۷۲ به کارگردانی «سیروس کهورینژاد»؛ ۱۳۷۳ نگارش نمایشنامه «ساعت مکاشفه»(افسانه ماه رنگ پریده)؛ ۱۳۷۳ نگارش نمایشنامه «چهل گیس»؛ ۱۳۷۳ نگارش نمایشنامه «وقتی که شهر شلوغ میشه قورباغه... »؛ ۱۳۷۴ (چاپ نشده است) نگارش نمایشنامه «خلوتگاه »؛ ۱۳۷۴ نگارش نمایشنامه «دوچرخه و سیرک »؛ ۱۳۷۴ نگارش نمایشنامه «شهود» ؛ ۱۳۷۳ به کارگردانی مریم کاظمی ؛ ۱۳۷۷ نگارش نمایشنامه «شرحی کشاف در باب زندگی و مرگ نابهنگام زنی در مطبخ»؛ ۱۳۶۵ نگارش نمایشنامه «روزگار و نغمههایش»؛ ۱۳۷۳ به کارگردانی کرامت رودساز؛ سال نشر (؟) صنوبر؛ ۱۳۷۸ نگارش نمایشنامه «گفتوگوی بیپایان ستاره با مادرش به وقت مردن»؛ ۱۳۷۳ به کارگردانی سپیده نظریپور؛ نشر صنوبر، سال (؟) نگارش نمایشنامه «بحرالغرایب» اقتباس از طوفان نوشته ویلیام شکسپیر؛ ۱۳۷۲ نشر صنوبر نگارش نمایشنامه «در قاب خالی مانده»؛ ۱۳۶۶ نشر نیستان نگارش نمایشنامه «پشت شیشهها»؛ ۱۳۶۵ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «خداحافظ»؛ ۱۳۶۴ به کارگردانی حسین جعفری ؛ ۱۳۶۶ نشر کارگاه نمایش ایران نگارش نمایشنامه «بانوان و آقایان»؛ ۱۳۶۴؛ نشر کارگاه تئاتر ایران؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «اسب»؛ ۱۳۶۴ به کارگردانی بهرام عظیمپور؛ ۱۳۶۹ نشر صنوبر و مجلهی سینما تئاتر؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «شب و گربه و زیر طاقی»؛ ۱۳۶۴ به کارگردانی محمد اطبایی؛ ۱۳۷۳ نشر صنوبر و مجلهی دوران نگارش نمایشنامه «یک غزل غمناک» (گزارش)؛ ۱۳۶۸ نشر کارگاه تئاتر ایران؛ ۱۳۸۱ مجله کارنامه، شماره اول؛ سال (؟) نگارش نمایشنامه «مروارید»؛ ۱۳۶۹ به کارگردانی «حسین احمدینسب»؛ ۱۳۷۲؛ انتشارات روزبهان؛ نگارش نمایشنامه «شام آخر»؛ ۱۳۶۹ (اجرای دانشجویی)، نشر در کارگاه تئاتر ایران؛ نگارش نمایشنامه «تصویری کهنه بر قاب قدیمی»؛ ۱۳۷۰ به کارگردانی «حسین عاطفی»؛ ۱۳۷۱ نشر کارگاه تئاتر ایران؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «حشمت»؛ ۱۳۷۳ به کارگردانی «بهرام عظیمپور»؛ ۱۳۷۸ – ۱۳۷۳ نشر کارگاه تئاتر ایران؛ نگارش نمایشنامه «بودن یا نبودن»؛ ۱۳۷۲ به کارگردانی «آتیلا پسیانی»؛ ۱۳۷۳ نگارش نمایشنامه «فاطمه عنبر»؛ ۱۳۷۱ به کارگردانی «آتیلا پسیانی»؛ ۱۳۷۳ نشر روزبهان؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «روزی از زندگی یک آدم عشق پیت»؛ ۱۳۷۲ به کارگردانی «شکوفه ماسوری»؛ سال (؟) نشر صنوبر نگارش نمایشنامه «یادگاریها»؛ ۱۳۷۳ به کارگردانی «رویا کاکاخانی»؛ ۱۳۸۱ نشر کارگاه تئاتر ایران نگارش نمایشنامه «تو را دریا خوابی است»؛ ۱۳۷۵ به کارگردانی «امیر دژاکام»؛ ۱۳۷۵ (چاپ نشده است) نگارش نمایشنامه «آبی که گاوی خورد شیر میشود»؛ ۱۳۷۵ به کارگردانی «آتیلا پسیانی»؛ ۱۳۷۵ (چاپ نشده است) نگارش نمایشنامه «البته واضح و مبرهن است که...»؛ ۱۳۷۵ (اجرای دانشجویی شده است) نشر کارگاه تئاتر ایران؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «شرفنامه یحیی تیره بخت»؛ ۱۳۷۴ به کارگردانی «سیروس کهورینژاد»؛ ۱۳۷۵ نگارش نمایشنامه «یک بوته گل برای لیلا»؛ ۱۳۷۴ چاپ نشر جهاد دانشگاهی؛ ۱۳۷۸ نگارش نمایشنامه «ساز سحرآمیز»؛ ۱۳۷۵ به کارگردانی «ستاره پسیانی»؛ ۱۳۷۷ (چاپ نشده است) نگارش نمایشنامه «رضا موتوری»؛ ۱۳۷۷ به کارگردانی «معصومه تقیپور»؛ ۱۳۷۷ نگارش نمایشنامه «عاشق کشون»؛ ۱۳۷۷ به کارگردانی «سیاوش طهمورث»؛ ۱۳۷۷ (چاپ نشده است) نگارش نمایشنامه «در شب سرد زمستانی»؛ ۱۳۷۸ (چاپ نشده است) نگارش نمایشنامه «خواب بیوقت حوریه»؛ ۱۳۷۴ به کارگردانی «عباس غفاری»؛ سال (؟) نشر صنوبر؛ ۱۳۷۸ نگارش نمایشنامه «شبانه»؛ ۱۳۷۵ به کارگردانی «حسن سرچاهی»؛ ۱۳۷۸؛ سال (؟)؛ چاپ نشر صنوبر؛ ۱۳۷۸ نگارش نمایشنامه «دشنه و دل»؛ ۱۳۷۸ (چاپ نشده است) نگارش نمایشنامه «مرغهایی که از تخممرغهای پخته به دست میآید»؛ ۱۳۷۷ به کارگردانی «سیروس کهورینژاد»؛ ۱۳۷۷ نگارش نمایشنامه «سفرنامه مرجان (ما بودیم که آنها آمدند)»؛ ۱۳۷۹ (چاپ نشده است) نگارش نمایشنامه «کوچه اقاقیا»؛ ۱۳۷۶ به کارگردانی «حسین محباهری»؛ ۱۳۷۹ (چاپ نشده است) نگارش نمایشنامه «مکبث» اقتباس شده از نمایشنامه «مکبث» نوشته «ویلیام شکسپیر»؛ ۱۳۷۹ به کارگردانی «فرهاد مهندسپور»؛ ۱۳۷۹ نشر نمایش نگارش نمایشنامه «دیر راهبان» اقتباس شده از رمان «دیر راهبان» نوشته «دوکاسترو»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «فرهاد مهندسپور»؛ ۱۳۸۰ نشر صنوبر نگارش نمایشنامه «ابر در فنجان»؛ ۱۳۷۸ به کارگردانی «رویا کاکاخانی»؛ ۱۳۷۹ نشر نیستان؛ ۱۳۸۰ نگارش نمایشنامه «با دهانی پر از سیب»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «امیر دژاکام»؛ ۱۳۸۰ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۰ نگارش نمایشنامه «روز رستاخیز» اقتباس شده از «محشر صغری» نوشته «کونویتسکی»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «فرهاد مهندسپور» نگارش نماشنامه «ناتمام» (واگویه)؛ ۱۳۷۴ به کارگردانی «آناهیتا اقبالنژاد»؛ ۱۳۸۱ نشر نیستان؛ ۱۳۸۰ نگارش نمایشنامه «بهجت»؛ ۱۳۷۸ به کارگردانی «زهرا صبری»؛ ۱۳۸۰ و «حسین عاطفی»؛ ۱۳۷۹ چ نشر کارگاه تئاتر ایران نگارش «سه پنجره از شادی»؛ ۱۳۷۴ نشر کارگاه تئاتر ایران؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «شیش و بش»؛ ۱۳۷۶ نشر نیلا؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «پچپچه»؛ ۱۳۷۶ به کارگردانی «فاطمه نقوی»؛ ۱۳۷۷ نشر صنوبر؛ نگارش نمایشنامه «مادرم گودزیلا»؛ ۱۳۷۷ نشر کارگاه تئاتر ایران؛ ۱۳۸۱ مجله گزارش فیلم، سال۷، شماره ۸۹؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «خاموشی ماه»؛ ۱۳۷۷ به کارگردانی «رویا کاکاخانی»؛ ۱۳۸۱ – ۱۳۸۰ نشر کارگاه تئاتر ایران نگارش نمایشنامه «قلاده برای سگ مرده»؛ ۱۳۷۸ به کارگردانی «حسین عاطفی»؛ ۱۳۷۸ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «شاباش خوان»؛ ۱۳۷۸ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «فانوس خیس»؛ ۱۳۷۹ به کارگردانی «آناهیتا اقبالنژاد»؛ ۱۳۷۹ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «آمین گفتن خفتگان در عنبر» (مرد پنجم)؛ ۱۳۷۸ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «کباب قناری بر آتش سوسن و یاس»؛ ۱۳۷۸ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «بسه دیگه خفه شو!»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «آتیلا پسیانی»؛ ۱۳۸۱ نشر کارگاه تئاتر ایران نگارش نمایشنامه «کالیوگولا شاعر خشونت»؛ ۱۳۸۱ نوشته «محمد چرم شیر»؛ ۱۳۸۱ نشر کارگاه تئاتر ایران؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «آرامش در حضور دیگران»؛ ۱۳۸۱ (چاپ نشده است) نگارش نمایشنامه «کسی نیست که همه داستانها را به یاد آورد»؛ ۱۳۸۱ به کارگردانی «رضا حداد»؛ ۱۳۸۱ نشر کارگاه تئاتر ایران نگارش نمایشنامه «در مصر برف نمیبارد»؛ ۱۳۸۱ به کارگردانی «علی رفیعی»؛ ۱۳۸۱ نگارش نمایشنامه «مادام کامیون»؛ ۱۳۷۹ نشر درود؛ ۱۳۸۲ نگارش نمایشنامه «روایت عاشقانهای از مرگ در ماه اردیبهشت »؛ ۱۳۸۲ نگارش نمایشنامه «رقص مادیانها» اقتباس از «یرما» نوشته «گارسیا لورکا»؛ ۱۳۸۲ نگارش نمایشنامه «من باید برم خیلی دیرم شده» اقتباس از «خیابان بوتیکهای تاریک» نوشته (؟)؛ ۱۳۸۲ به کارگردانی محمدعاقبتی نگارش نمایشنامه «هاهاها»؛ ۱۳۷۸ نشر کارگاه تئاتر ایران؛ ۱۳۸۳ نگارش نمایشنامه «بتیلها»؛ ۱۳۷۸ نشر کارگاه تئاتر ایران نگارش نمایشنامه «زمین صفر»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «آتیلا پسیانی»؛ ۱۳۸۳ نگارش نمایشنامه «با دهان بند سکوت»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «رضا حداد»؛ ۱۳۸۲ نشر کارگاه تئاتر ایران نگارش نمایشنامه «میبوسمت و اشک» اقتباس شده از نامههای «واتسلاو هاول به همسرش الگا»؛ ۱۳۸۲ به کارگردانی «محمد عاقبتی»؛ ۱۳۸۲ نشر کارگا تئاتر ایران؛ ۱۳۸۳ نگارش نمایشنامه «کسی در خانه را میزند در ساعت پنج عصر»؛ ۱۳۸۱ نشر کارگاه تئاتر ایران نگارش نمایشنامه «رویای بسته شده به اسبی که از پای نمیافتد» براساس «یادداشتهای روزانه کریستف کلمب»؛ ۱۳۸۳ به کارگردانی «آروند دشتآرای»؛ ۱۳۸۳ مرداد ۱۳۸۳ نگارش نمایشنامه «آداب متبرک سکوت» اقتباس از «شاه لیر» نوشته «ویلیام شکسپیر»؛ ۱۳۸۳ به کارگردانی «کامبیز اسدی»؛ ۱۳۸۳ نگارش نمایشنامه «دلواپس اشکهای من نباش»؛ ۱۳۸۳ (چاپ نشده است) نگارش نمایشنامه «عاشقانههای صفورا»؛ ۱۳۸۳ (چاپ نشده است) نگارش نمایشنامه «کبوتری ناگهان»؛ ۱۳۸۲ به کارگردانی «عباس غفاری»؛ ۱۳۸۴ نشر نیلا؛ ۱۳۸۴ نگارش نمایشنامه «عصر معصومیت» (مثل خون برای استیک) اقتباس شده از «فرانکشتاین» نوشته «مری شلی»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «حسن معجونی»؛ ۱۳۸۴ نگارش نمایشنامه «سفر دور و دراز و فراموش نشدنی سلطان به دیار فرنگ به روایتِ مردی مشکوک»؛ ۱۳۷۴ به کارگردانی «سیروس کهورینژاد»؛ ۱۳۷۴ نشر نیلا؛ ۱۳۸۴ نگارش نمایشنامه «میخواستم اسب باشم» اقتباس از «خاطرات یک دختر جوان» نوشته «آن فرانک»؛ ۱۳۸۳ چاپ نشر نیلا نگارش نمایشنامه «پروانه و یوغ» براساس «نامههای ونگوگ»؛ ۱۳۸۴ به کارگردانی «آروند دشتآرای»؛ ۱۳۸۴ نگارش نمایشنامه «آسمان روزهای برفی» بازخوانی فیلمنامه «بانی و کلاید»؛ ۱۳۸۴ نگارش نمایشنامه «خواب آهسته مرگ» بازخوانی رمان «ماجرای عجیب دکتر جکیل و مستر هاید»؛ ۱۳۸۴ نگارش «تنها خدا حق دارد بیدارم کند» اقتباس از «اسکارو خانم صورتی» نوشته «اریک امانوئل اشمیت»؛ ۱۳۸۳ به کارگردانی «محمد عاقبتی»؛ ۱۳۸۵ نگارش نمایشنامه «خم میشوم و ماه را میبوسم» (اعتراف)؛ ۱۳۸۲ به کارگردانی «آروند دشتآرای»؛ ۱۳۸۵ نگارش نمایشنامه «قدم زدن روی ابر با چشمان بسته» بازخوانی «یادداشتهای روزانه ویرجینیا وولف»؛ ۱۳۸۴ به کارگردانی «آروند دشتآرای»؛ ۱۳۸۵ نگارش نمایشنامه «بر بالهای کلاغ شب» بازخوانی «یادداشتهای فروید»؛ ۱۳۸۵ نگارش نمایشنامه «سرزمین آسمان» بازخوانی نمایشنامه «ژاک و اربابش» نوشته «میلان کوندرا»؛ ۱۳۸۴ نگارش نمایشنامه «گذر پرندهای از کنار آفتاب»؛ ۱۳۸۴ نشر نیلا نگارش نمایشنامه «روزگار نازنین طلعت مهربان»؛ ۱۳۷۷ نگارش نمایشنامه «جایی گوشه قلبم منتظر چیزی هستم»؛ ۱۳۷۶ نگارش نمایشنامه «زمان سکوت برای زندگان»؛ ۱۳۷۴ جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان
- کارل مانهایم
کارل مانهایم نویسنده 1893 - بوداپست، مجارستان کارل مانهایم نویسنده 1893 - بوداپست، مجارستان کارل مانهایم فیلسوف و جامعهشناس مجاریالاصل است. کتاب ایدئولوژی و اتوپیا او در جامعهشناسی معرفت شهرت زیادی دارد و بسیاری او را مؤسس این رشته میدانند. مانهایم تحت تأثیر اندیشههای مارکس و همچنین هگل و دیلتای بود. کتاب ایدئولوژی و اتوپیا در دوره اوج نفوذ مارکسیسم در بین سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۱ بهصورت مقالاتی نگاشته شد. وی در اواخر عمر به تدریج از مارکسیسم فاصله گرفت و به مسیحیت نزدیک شد. او معتقد بود میتوان از ابزارهای غیر انقلابی نظیر آموزش و پرورش برای تحقق جامعهای بهتر یاری گرفت. از نظر مانهایم آگاهی انسان تحت تأثیر پایگاه اجتماعی او قرار دارد و این تأثیر باید مورد توجه نظریه جدید شناخت قرار گیرد. تأثیر این موارد حتی تا ساخت مقولات فاهمه نیز گسترش دارد و از این نظر او معتقد بود شناختشناسی کانتی در نظام علمی جدید پاسخگو نیست. جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان










