
نتایج جستجو
107 results found for "عزیز نسین"
- دیدار با حسین مرتضائیان آبکنار
دیدار با نویسنده رمان عقرب روی پلههای راهآهن اندیمشک داستانخوانی و گفتگو با نویسنده همراه با معرفی انتشارات الکترونیک ناکجا در پاریس زمان : ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۲ ساعت ۸ شب مکان : Les caves Saint sabin 50rue saint sabin 75011 Paris metro chemin vert, ligne 8 تلفن و ای میل برای رزوراسیون 0033.1.72.40.84.40 info@naakojaa.com #عطرفرانسوی #عقربرویپلههایراهآهناندیمشک #کنسرتتارهایممنوعه
- پرده دروغ ما را احاطه کرده است
همانطور که فرد به فرد آدمها دراینجا میدانند، توجیه حمله به عراق این بود که صدام حسین در مقیاس خطرناکی
- بگذارید شایعه پشت سر داستانهایم را باز کنم
ساعت چهار عصر؛ من، سیامک شایان، حسین میرزایی و امیر فرهادی با شهریار مندنیپور در لابی هتل لاله مشهد
- بازتابی از ادبیات معاصر داستانی ایران در آلمان
نون زناش را از مصدق بیشتر دوست دارد» اثر شهرام رحیمیان را به دست انتشار سپرد و به تازگی «عقرب» از حسین وی در مورد «عقرب»، اثر حسین آبکنار میگوید: «این کتاب بیباکانه به توصیف جنگ ایران و عراق از منظر از
- ظهورشاعرانه بر کرانههای دور
نگاهی به « فصل ها فرو می ریزند» از بتول عزیزپور بتول عزیز پور را خیلی زود؛ با «واژه ها و مداد» و «سرزمین
- «گریههایم را کلمه میکنم»
شاعر میتواند بگوید: گلولههای عزیز!
- «دیوانگی در عصر ما نوعی شهامت اخلاقی است»
پس چرا با مرگ کسی این همه سوگواری انجام میشود؟ تاریخیترین نمونه آن سوگواری امام حسین است. اگر همه مسلمانان عالم اعتقاد دارند که امام حسین معصوم است و در اوج مظلومیت شهید شده، این همه سوگواری
- شاعرانگی در شعرهای سخت
ساده است: کاش | تکان میدادم این انگشتها را | کاش | دستهای این مرد مرده | در من جان میگرفت | اما عزیزم
- شمشیر شکستهی سلیقه و نجابت
ورشکستگی تولید شلوار و کارمندان و کارگرانی از او درب و داغانتر، زنی که به سبک بیمارگونه و مسخرهای نظریات نوین فلورسنت و سقفهای عایق صدا تاوان تمسخر تمام ارزشهایی را بدهم که سالها در قلبهای کوچک لاستیکیشان عزیز
- بخشی از کتاب “همشاگردیها 1” را بشنوید:
«همشاگردیها» مجموعهی داستانهایی است از نویسندگان جوانی که در کلاسهای داستاننویسی حسین مرتضائیان
- بررسی جامعه شناختی کتاب آشفته حالان بیدار بخت از غلام حسین ساعدی
مرد گفت: چیزی نیس عزیزم اصلاً نترس.
- نقدی بر آواز کشتگان
در سالهای پنجاه وهفت و پنجاه وهشت هستند. ۴ بعد از بزرگ علوی و چند نفر دیگر از جمله، احمد محمود، نسیم مقاله دارد تا داستان، محمود، چهرۀ زشت آدمهایی را که پشت سرش چشمک میزنند و مینمایانند که حتما کاسهای زیز محمود کف آجری حمام افتاده و از وحشت گلولههایی که در تاریکی به پیرامونش شلیک میشود، در حالت نسیان میبیند












