
نتایج جستجو
Search results for "ژان تولی"
269 results found for "ژان تولی"
- کانونی از دیرینگی و تابو
دور میآید، از زیر پل که میگذرد عریض میشود، و آرام پیشِ پای زن که لابه لایهای های گریه هنوز دارد توی «معمولن کسی جرات نمیکرد توی اتاقش دست به سیاه و سفید بزند اما حالا بیحالتر از آن بود که مادرش را به «سارای مضطرب را که یکه خورده فوری بغل کرده و بلند میکند، میگذاردَش توی کمد، یکی از پاهاش میخورد به من به اندازه کافی توی پارتی هست، میخورم! بای ی!»» حالا که اصرار داری بنویس ولی نترس! حتی ترس از غولی که سری نترس را سرِ دار میبرد میترسد.»
- ترجمههای چندباره کاری عبث و اتلاف وقت است | گفتگو با کیهان بهمنی، مترجم
ردفورد، «حفرهای تا آمریکا»، «وقتی بزرگ بودیم» و «مرگ مورگان» هر سه اثر آن تایلر، «پیانو» اثر ژان اشنوز
- نگاهی به مجموعه داستان «از اپرا لذت ببر»
البته راست میگفتند، اینجا بیمارستانه، ولی چطور میشه براشون توضیح داد؟ خودمو جمع و جور کردم و گفتم:
- آنها میخواهند ایرانی بمانند
نیز آنقدر سهلالوصول جلوه دهد که شاعر بودن به «شغلی» همگانی تبدیل شود، ادبیات داستانی ایران به خصوص تولیداتِ
- مصاحبهای با علیرضا شمس
خودم شاید خیلی احساس نکنم ولی دوستانی که شعرها را خواندند، میگویند که در آنها موضوع رفتن و دورشدن ولی در مجموعه بعدی انگار موقعیتم را پذیرفتهام و حکم فردی را دارم که دارد سعی میکند با شرایط جدیدش ولی کتاب دوم باتوجه به بازخوردهایی که از کتاب اول گرفتم تهیه شده و حرفهایتر است. ولی بعد به این نتیجه رسیدم که اگر شعرهایم را منتشر نکنم، کسی آنها را نمیخواند و بازخوردی هم نمیگیرم ولی هیچکدام مانند شعر، من را آرام نمیکرد. قبلا هم گفتم که بهجای خاطره نوشتن هم شعر میگفتم.
- «بدکاری» یا «پاریس در رنو»یی در داستاننویسی
مادر ولی زیر بار نمیرفت، میترسید خانه به دوش شویم، میگفت اینجا لااقل سقفی بالای سرمان داریم، در شهر حالا ولی چه راحت خوابیده زیر چادر، بیدارش نکردم. : «مثل هر روز، همین که بیدار میشود مینشیند جلوی کامپیوتر، خوابِ مانیتور را خراب میکند، میرود توی رفت توی آشپزخانه، قهوهای درست کرد، تا یک قلُپ رفت بالا نظرش عوض شد، باز آمد جلوی کامپیوتر که ایمیل در کوچهٔ بغلِ رستوران تک و توکی خانه افتاده بود که چراغهاش روشن بود اما… یکی یکی درِ خانهها را زدم،
- حاد واقعیات «بدکاری»!
علی در گشت عفاف دارد از همان نگاه خودش زندگی را روایت میکند، ولی گاهی این نگاه علی با نگاه غالب جامعه ولی نباید این را ضعف علی برشمرد چون علی دارد منطق روایی خودش را با نموداری متعادل پیش میبرد، این نگاه عبدالرضایی دارد از توقف امر متعالی به تعالی خودش در انجیلاش میرسد و از این روست که دارد تولید وقفه
- آلبر کامو و فلسفه (3)
دو ریشه در انگیزههای سرکش انسانی دارند، بدین صورت که انسان، با پوچی و بیعدالتی در جهان مواجه شده، ولی اردوگاههای برده داری زیر پرچم آزادی و کشتارهایی که با گرایش به انسان دوستی و ابرمرد توجیه میشوند» که دوتای اولی یکی از این اهداف، ژان پل سارتر بود و کامو در اواخر کتاب انسان طاغی، قصد حمله به اندیشههای سیاسی دوست
- آلبر کامو و فلسفه (1)
بعد از مدتی، میانه کامو با دوست صمیمیاش، ژان پل سارتر، بر اثر مشاجرات و اختلافاتی درباره جنگ سرد، به با این وجود، ژان پل سارتر، کامو را فردی میبیند که کارهای فلسفی انجام میدهد و در مقدمهای که برای کتاب شاید اینگونه فکر کنیم که مواجه شدن با «نیستی»، امری تلخ و زننده است، ولی رویکرد کامو به این مسئله، ما
- انسان بیگانه و شورشیِ آلبر کامو
کامو در گفتوگو با ژان کلود بریسویل گفته بود: «آنها مرا دوست ندارند، اما این دلیل نمیشود که تقدیسشان نام او با نام ژان پل سارتر و مکتب اگزیستانسیالیسم در فرانسه درآمیخته بود.
- آلبر کامو و فلسفه (2)
به طور خلاصه، توصیه کامو به خوانندگان خویش این است که بدون تسلی زندگی کنند و مشخصه اصلی این نوع زندگی ابتدای مباحثشان بیان کردهاند، به پایان میرسانند: «از فلسفهای آغاز میکنند که دنیا در آن فاقد معناست ولی درحالیکه سیزیف هیچ امیدی نداشته است که دفعه بعدی موفق شود؟ این چیزی است که به ظاهر مهمل به نظر میرسد ولی خودش و نسبت به زندگی تلخی که داشت آگاه بود اما همچنان مصمم و با اراده به زندگی ادامه میداد و هرگونه تسلی
- هیچ؛ کامو و فروکاست نیچه
خود او زمینهٔ فلسفی آثارش را مدیون ژان گرینه میداند-کسی که کامو دو کتاب از آثار نخستین خود را به وی












