
نتایج جستجو
Search results for "پاتریک مودیانو"
17 results found for "پاتریک مودیانو"
- زندگینامه و بهترین کتابهای پاتریک مودیانو
زندگینامه پاتریک مودیانو پاتریک مودیانو (Patrick Modiano) در سال 1945 از مادری بلژیکی و پدری یهودی که مادر پاتریک مودیانو بازیگر بود و پدرش، آلبرتو مودیانو، ارتباط نزدیکی با سازمان گشتاپو و چندین گروه خلافکار پاتریک مودیانو دوران کودکی آسانی نداشت. کتابهای پاتریک مودیانو جوایز بسیاری را از آن خود کردهاند. معرفی معروف ترین آثار پاتریک مودیانو خیابان بوتیکهای خاموش گمشده، که در عنوان این رمان از پاتریک مودیانو
- از اسماعیل کاداره و معروف ترین آثار وی
www.naakojaaketab.com/product-page/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D8%AA دختری در تبعید رودیان جنازهٔ دختری ناشناس ـ لیندا ب ــ پیدا میشود که کتابی با امضای رودیان استفا دارد. رودیان به یاد میآورد که تقدیمنامهٔ کتاب را به درخواست دوست لیندا نوشته است؛ کسی که از آن پس معشوقهاش ب آمده است؟ ماجرای این دختر از لابهلای لایههای داستان کمکم آشکار میشود: اینکه چطور دورادور عاشق رودیان
- شرحی از ژان تولی و بهترین آثارش
مغازهی خودکشی در سال ۲۰۱۲ توسط پاتریس لوکنت برای ساخت یک فیلم انیمیشن با همین نام، مورد اقتباس قرار
- نمایشنامۀ «کسی میآید» اثر یون فوسه: آینهای برای صداها!
در این اثر ترس، سوءظن میآفریند و سوءظن مانند موریانه به جان رابطه میافتد و از آن هیچ برجای نمیگذارد
- نویسنده ایی که سلطان پاریس شد؛ دقایقی با خالق سه تنفگدار
الکساندر دوما داوری دولا پاتری معروف به الکساندر دوما، رماننویس و نمایشنامهنویس فرانسوی که به خاطر
- نامه منتشر نشده ابراهیم گلستان به نادر ابراهیمی
ملیتبازی و توجه به این دستهبندیها خواه موذیانه باشد خواه معصوم یا نفهمیده، در هرحال، تبدیل میشود ملیتبازی و توجه به این دستهبندیها خواه موذیانه باشد خواه معصوم یا نفهمیده، در هرحال، تبدیل میشود
- کدام دستها در شرایط مساوی سه چیزند؟
| که دستهای موریانه را | به آغوش کشیدهای | و کوچکی آنقدر که شلوارهای مخدر | نجاتت نمیدهند میم چه کسی | که دستهای موریانه را | به آغوش کشیدهای | و کوچکی آنقدر که شلوارهای مخدر | نجاتت نمیدهند معشوقه ازلی
- برگهایی از کتاب “غذاش بادمجان است” نوشته مهدی موسوی
قصّهی عشق من به آدمها قصّهی موریانه و چوب است زندگی میکنم بهخاطر مرگ دستهایم به هیچ، مصلوب است!
- پارهای از کتاب زندان سکندر
هیچ کدام ازجا جنب نمیخوردند، سهیل به پشت پایش خیره مانده بود، دانش مثل تندیس موریانه خوردة سلیمان افسانهها گیرم خاموشی به درازا نکشید، آن تندیس موریانه خورده قدمی به جلو گذاشت، رو به جعبة چوبی ذخیرة ودکا رفت،
- بخشی از کتاب “دریا نام دیگر من است”
تو از دورها میآمدی سوار بر مادیانی عاشق و قطاری از ترانه بر سینهات.
- کوتهنوشتهای شنبه – ۳
چه میگویم از آن دسته کتابهایی است که عجیب چه در حین خواندنش و چه مدتها بعد از آن مثل معاشری نیکو مودتان
- کلیسای کاتولیک دشمن بشریت است
فینهگانها» را به چهار بخش -که معادل چهار مرحله تاریخی «ویکو» است- تقسیم کرد؛ بدینگونه، در بخش آخر پاتریک












