دستش را گلوله برده. انگشتش پریده بود بالا و خون مثل فوارهٔ میدان مجسمه شتک می زد به صورتش. موج انفجار همان موقع گرفته بودش یا بعد، نمی دانست. چیزی در قلبش سخت و جامد شده بود، نه یک شبه، به مرور. از تصاویری که سایهٔ دست های باباش برای سرگرمی اش روی دیوار می انداخت بدش می آمد. بلد بود کبوتر بسازد، یا خرگوشی با گوش های تابه تا. یکی از گوش ها انگشت وسط بود، کوتاه و از ریخت افتاده. انگشت پریده را ندیده بود اما همیشه تصورش می کرد. وقت غذا خوردن باباش بیش تر. فکر می کرد غذایی که توی دست هاش گلوله می شود، انگشت قطع شده دارد.
میانگین امتیازات:
(0 رایدهنده)
جملات منتخب
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and link
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Heading 6

محمد چرمشیر
نمایشنامهنویس
متولد 1339
یادداشتها
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.
نام کاربر
متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر
Sept. 23, 2023 at 11am
Botany in The Developing World
Avenir Light is a clean and stylish font favored by designers. It's easy on the eyes and a great go to font for titles, paragraphs & more.
Sept. 23, 2023 at 11am
امتیاز شما به این محصول
برای ثبت نظر خود، لطفا وارد یا عضو شوید.

















































