رمان خیال کردم آب است میچکد نوشتۀ داستاننویس معاصر، اسماعیل زرعی (متولد ۱۳۳۷) ماجرای یک «شخصیت داستانی» است که از کُندی و وقفۀ نویسندۀ اثر در کار نوشتن راضی نیست. این «شخصیت داستانی» از این رمان میگریزد و به سراغ نویسندهای میرود که شهرت بیشتر و پشتوانۀ تبلیغی وسیعتری دارد. اما این سفر سبب میشود که برای او ماجراهای تلخ و مختلفی پیش آید. «با همۀ وجود به وجد آمدیم. کجای دنیا میتوانستیم اینچنین داستاننویسی پیدا کنیم؟ حُضّار همه شروع کردند به کف زدن؛ محکم و ممتد. عدهای سوت بلبلی زدند. هفت ـ هشت نفر زنده باد ـ زنده باد گفتند. یکی با صدای نکرده از جایی ناپیدا داد زد: به احترام حضرت استاد پاشید!»
میانگین امتیازات:
(0 رایدهنده)
جملات منتخب
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and link
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Heading 6

محمد چرمشیر
نمایشنامهنویس
متولد 1339
یادداشتها
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.
نام کاربر
متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر
Sept. 23, 2023 at 11am
Botany in The Developing World
Avenir Light is a clean and stylish font favored by designers. It's easy on the eyes and a great go to font for titles, paragraphs & more.
Sept. 23, 2023 at 11am
امتیاز شما به این محصول
برای ثبت نظر خود، لطفا وارد یا عضو شوید.

















































