روزی از روزها مامانمرغه جوجهکوچولوها را برای اولینبار به پارک برد. جوجهکوچولوها کمی ترسیدند. دوروبرشان خیلی شلوغ بود. آنها دوتا سگ دیدند که روی الاکلنگ بالا و پایین میروند. سگها گفتند: «سلام جوجهها، میخواهید با ما بازی کنید؟» جوجهکوچولوها جواب دادند: «نه، ممنون، ما هنوز خیلی کوچولوییم.» کتاب تصویری «جوجه ها به پارک می روند» سیزدهمین جلد از مجموعهی «قصه های دوستی» است؛ داستانی دربارهی ترسهای کودکان و در عین حال، جسارت انجام دادن کارهای تازه. در این داستان، دوستان جدید به جوجه کوچولوها کمک میکنند که بر ترسشان غلبه کنند.
میانگین امتیازات:
(0 رایدهنده)
جملات منتخب
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and link
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Heading 6

محمد چرمشیر
نمایشنامهنویس
متولد 1339
یادداشتها
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.
نام کاربر
متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر
Sept. 23, 2023 at 11am
Botany in The Developing World
Avenir Light is a clean and stylish font favored by designers. It's easy on the eyes and a great go to font for titles, paragraphs & more.
Sept. 23, 2023 at 11am
امتیاز شما به این محصول
برای ثبت نظر خود، لطفا وارد یا عضو شوید.

















































