بها توی جنگل روی سنگی نشسته بود. ناگهان ببری از لای بوتهها بیرون آمد و گفت: «فرار کن! من دنبالت میدوم. تو را میگیرم و میخورم. حالا از دست من فرار کن.» بها که به ببر نگاه میکرد، گفت: «میخواهی من را بخوری؟ من که نمیتوانم فرار کنم.» داستان «چه خوب، چه بد» داستانی تصویری دربارهی عجله کردن و قضاوتهای ما دربارهی اتفاقات است. شاید این داستان میخواهد به ما بگوید تا به تمام یک ماجرا خوبِ خوب گوش ندادهای، دربارهی خوب و بد آن قضاوت نکن؛ چون احتمالاً همه چیز به ضررت تمام خواهد شد! همانطور که برای ببری اتفاق افتاد!
میانگین امتیازات:
(0 رایدهنده)
جملات منتخب
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and link
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Heading 6

محمد چرمشیر
نمایشنامهنویس
متولد 1339
یادداشتها
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.
نام کاربر
متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر
Sept. 23, 2023 at 11am
Botany in The Developing World
Avenir Light is a clean and stylish font favored by designers. It's easy on the eyes and a great go to font for titles, paragraphs & more.
Sept. 23, 2023 at 11am
امتیاز شما به این محصول
برای ثبت نظر خود، لطفا وارد یا عضو شوید.
















































