
نتایج جستجو
168 results found for "رضا شاه"
- نمایشنامههای محمود دولت آبادی
اما ما شاهد ارتباط ضعیفی میان ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی در ایران هستیم. با پایان نگارش این دو اثر اقتباسی، سومین و آخرین دوره حضور دولتآبادی در دنیای تئاتر را شاهد هستیم. در این الگو شخصیتها ارتباط چندان محکمی با یکدیگر ندارند و ما شاهد روایتهایی مجزا و سرنوشتهای جداگانه
- مارکز و دردسرهای نویسنده شدن
در همین حال، مادر شاهد رشد بدن پسرش با گذشت زمان است.
- ما برای تفاهم شعر نمیگوییم
در این چارچوب است که چندی پیش بخش نخست گفتوگو رضا دانشور با یدالله رؤیایی پیرامون مدرنیسم، پست مدرنیسم توجه شما را به بخش دوم و پایانی این گفتوگو جلب میکنیم: رضا دانشور – یکی از منتقدین کارهای شما، آقای
- حکایت آمدن پیتر بروک به ایران و پا گرفتن مهمترین اتفاق تئاتری دنیا در ویرانههای تخت جمشید
و قسمت دوم حدود ساعت دو صبح در محوطه وسیعی در مقابل کنده کاری قبور شاهان ساسانی (نقش رستم) که در چند تماشاگرانی که شاهدقسمت اول نمایش بودند، همه بصورت گروهی، نشسته در دو طرف سکوی مقابل مقبره اردشیر قرار در کتاب «فضای خالی»، من از تجربه نمایشی «شاه لیر» شکسپیر که آن را در اروپای شرقی و در آمریکا بازی کردیم آبادی، فرخنده باور، صدرالدین زاهد)؛ اداره برنامههای تئاتر وابسته به وزارت فرهنگ و هنر (فهیمه راستگار، رضا
- نامه منتشر نشده ابراهیم گلستان به نادر ابراهیمی
صخره” لئوناردو و”تعمید” دلا فرانچسکا و” تازیانه خوران” دلافرانچسکا را و رامبراندتها وسلطان محمدها و رضا تازه، این “ما” کیست؟ آیا “بنی طرف” و “شادلو”، “هزاره”، “شاهسون”، “ممسنی”، “کهگیلویهای”، “تالشی”، کوهستاننشین موتورداراین تکههای بازمانده را به هم چسباند، و باز از اقتضای یک چنین چسبی میهن، آن هم همپالکی با خدا و شاه ، که البته شاه رضاشاه مقصود اصل کاری بود، پیدا شد؟ آن وقت مرحوم کسروی شروع کرد به دشنام بر ضد سعدی و
- درباره نجف دریابندرى؛ پیرمرد دریاى ترجمه
سایه)، شاهرخ مسکوب، مصطفى فرزانه و دیگرانى که در کتاب «مرتضى کیوان» به گردآورى وتألیف شاهرخ مسکوب نام
- «خشم و هیاهو» چطور متولد شد؟
خیابانهای آرام و سایه گرفتة پانزده سال پیش این شهر، با درختهای سایهگستر شاه بلوط و افرا و اقاقیا
- نقدی بر رازهای سرزمین من رمانی از رضا براهنی
شایع شده بود شاه دارد میرود، یا در میرود. یکی از عاشقها میزد و میخواند. شاه داشت میرفت. این دیگر حتمی بود. مثل این بود که برای بار دوم از زندان شاه آزاد میشدیم. نه، این یکی آزادی از زندان نبود. شاه ما را رها میکرد، میرفت. شاه رهایمان میکرد. چه خوب! و جمعیت بغلمان میکرد. نوشته بود: «شاه رفت!» لحظهای تاریخی بود. نه، از آن بالاتر بود.
- نمایش رستم و سهراب، کاری از فرید پایا
نمایش چنین نوشته است: برای همه ایرانیان داستان رستم و سهراب یکی از بخشهای جذاب و بسیار مرور شده شاهنامه
- کمی بیشتر درمورد برشت بدانید!
سال بعد (۱۹۲۳) شاهد اثر «بعل» بود، نمایشنامهای که برشت برای سمینار تئاتر کوچر نوشته بود. نمایشنامهٔ برگزیده را از خود به یادگار گذاشت، که احتمالا محبوبترین آنها «اپرای سه پنی) یا «اپرای صنای سه شاهی
- معرفی کتاب “آیا دموکراسی در آمریکا ممکن است.”
مشکل و ظریف است که حبیبی توانسته به خوبی از عهده این مسئولیت فرهنگی براید و این امید را ایجاد کرده که شاهد
- برگهایی از کتاب “غذاش بادمجان است” نوشته مهدی موسوی
کرد دیر بودی و زود خواهم شد مثل سیگار اوّلت هستم تا تهِ قصّه دود خواهم شد مادرم روبروی تلویزیون پدرم شاهنامه












