
نتایج جستجو
168 results found for "رضا شاه"
- ادبیات زنان در ایران در ذات خودش عصیانگر است
مثل این است که هنوز منتظر شاهزاده با اسب سفید هستند تا بیاید و آنها را از دست دیو پلید نجات دهد.
- آنها میخواهند ایرانی بمانند
نویسندگانی نظیر منیرو روانیپور، فرشته ساری، شیوا ارسطویی، ناتاشا امیری، لیلا صادقی، مهسا محبعلی و مهستی شاهرخی
- «بدکاری» یا «پاریس در رنو»یی در داستاننویسی
در داستانهای «بدکاری» ما شاهد برخوردهای متفاوت با زبان هستیم و با توجه به نیاز هر داستان، از زبان خاصی
- آلبر کامو و فلسفه (3)
خصوصا در سه بخش پایانی کتاب، این انتظار میرود که باید از بخشهای اولیه کتاب، یک نتیجه گیری کلی را شاهد این داستان، یک شاهکار ادبی است و جنبههایی از اندیشههای منحصر به فرد فلسفی کامو را ارائه میدهد.
- انسان بیگانه و شورشیِ آلبر کامو
خسروشاهی | افسانه سیزیف، آلبر کامو، ترجمه محمد علی سپانلو، علی صدوقی، اکبر افسری | طاعون، آلبر کامو، رضا
- آلبر کامو، زندگی، جایگاه ادبی و ادبیات فلسفی
تنها چیزی که از پدر در خاطر وی مانده بود صحنهای بود که پدرش پس از اینکه شاهد یک مراسم اعدام بود به شدت
- زودگذری و روزمرگی زندگی
این حقیقت را، بدون آنکه قصد مقایسه داشته باشم، میتوان از شاهنامه تا بوف کور مشاهده کرد.
- زندگی، گمشده بزرگ نسل ماست
عینیتر صحبت کنم باید بگویم شما کودک هفت سالهای را در نظر بگیرید که صحنه انفجار بمب را در همسایگیشان شاهد
- نگاهي به مجموعه شعر «گزارش ناگزيري» اثر «شمس آقاجاني»
مزدک پنجهای – شمس آقاجانی از جمله شاگردان کلاسهای شعر دکتر رضا براهنی در سالهای گذشته بوده است. چندگانه از برخی واژگان و در نهایت کارکردهای زبانی در سویه ارائههای حقیقت و مجاز بهره ببرد به واقع ما شاهد
- بخشی از کتاب “مجموعه اشعار اسماعیل شاهرودی”
وسوسه گرد آیینهام که میسترد؟ ناگهانم که میجهد بر دوش؟ نرمنرمک به در که میکوبد؟ پیهسوزم که میکند خاموش؟ سوی خلوتگهم که میآید؟ وندرین سردنا، که میپاید؟ که به دریا کنار خاطرهام شادمان از غریو توفان است؟ به امید شکیب پا بر جام که ز آیندهاش گریزان است؟ ز آتش شکوهام که میسوزد؟ به نگاهم که چشم میدوزد؟ میشود رفتن که دیر امشب؟ به رخم میکشد که آوایش؟ یادبود که یادبود من است؟ حرف میگویدم که ایمایش؟ به سکوتش… به سکوتش نهفته غوغایی شرم میریزد از دو چشمانش. سایهی محو آرزوهایم میخزد نرم روی دامانش. گه به کاشانهی تصّور من عهدهای شکسته میآید. – تا در انبوه بار خاطرهام یادبودش غمی بیفراید. غم دیرین من به خشم امید شد گرفتار و خورد سیلیها یأس ترسید و پا کشید و برفت حال غم نیز گشته ناپیدا. عهد امید را نمیشکنم، عهد دارد امید با او نیز. کی در آغوشت، آرزو! افتم ای سکوت! از میان ما برخیز. #مجموعهاشعاراسماعیلشاهرودی
- در هوای آفتاب
او در میان نخستین پیروان نیما که عبارت بودند از منوچهر شیبانی، فریدون توللی، اسماعیل شاهرودی، هوشنگ ابتهاج سالهای پس از کودتای 28 مرداد تا انقلاب بهمن ۵۷، سالهای تحمیل انزوا به کسرایی توسط رژیم شاه بود، گرچه
- بخشی از کتاب “تناسخ به درخت”
چهره به یکباره برندار- روبند را، که چشم مرا نور میزند این دیگر از قواعد بازی جداست که بیبیت روی شاه به غیر خواب ندارم کی می شود که خواب مرا به آغوش گرم تو بسپارد؟ من فکر می کنم که در این شهر، عشق تو شاهراه












