
نتایج جستجو
Search results for "مراد فرهاد"
247 results found for "مراد فرهاد"
- نقد و بررسی کتاب شمایل تاریک کاخها
فلاح در پایان نظراتش گفت: داستان دوم عملا مرا اقناع کرد و دیگر نیازی به داستان اول نداشتم و شاید به همین
- روایت همواره با گذشته سر و کار دارد
گردش میکنم و یا از موزهای دیدن میکنم (موزههایی که در اینجا متعددند) و ناگهان متوجه چیزی میشوم که مرا دختر و پدر به وقوع میپیوندد؟ آیا دو برادر مرتکب زنا میشوند و سپس برادر جای پدر را میگیرد؟ این موضوع مرا چون این شاهنشین خانه، از همان ابتدا مرا مجذوب کرده بود. چون من میخواستم چشم خواننده سرسری را که نقش مرا در این رمان به عنوان حدیث نفس درک و فهم میکند، بگشایم
- نوشتن بر پایه عادتها
او در سال ۱۹۹۹ رسما مرد سال آمریکای لاتین شناخته شد و در سال ۲۰۰۰ مردم کلمبیا با ارسال طومارهای خواستار نیاز نبود این ستون باشد ولی به هر حال مرا مجبور به نوشتن میکرد.” روزنامه نگاری برایم زیانبار باشد، آن را رها م کنم مثل مواقعی که وقت نوشتن را از من میگیرد یا مواقعی که مرا
- از مرگ و از زندگی منزجرم
اوضاع یه مرد با اونا هیچوقت روبراه نیست… و وقتی پای اون هیستری زنانه و دعوا مرافعه میاد وسط… اه پسر قطعا «بعضی وقتا باعث میشم زنا بد به نظر بیان، ولی همین کارو با مردا هم میکنم. مرد، زن، بچه، سگ. زنا خیلی نازک نارنجیاند. فکر میکنند تافته جدا بافتهاند. این مشکلشونه. این مرد همون چیزیه که بهش میگن روانشناس/روانکاو اعصار. اون جنبه مردانه/زنانه داشت.
- هنری را دوست دارم که محورش انسان باشد
برآوردهای منطقی و تجربی هر شاعری به اقتضای موقعیت هایی که در آن قرار می گیرد شعر می سراید اگر گفته ی مرا اما من نمیدانم چرا مثلا ً هیچ وقت شاعران مرد امروز را با سهراب سپهری مقایسه نمیکنند.
- کوتهنوشتهای شنبه – ۳
درآورند (ترجمه از انگلیسی: رضا رجایی) ———————————————————————————————————————– کوتهنوشتی از محمد رضایی راد
- مرده شور
اگر مریدی بودم شاید مرید درویش سر کوچهمان میشدم.” ولی حالا هم راضی است. وقتی درویش سر کوچه مرد، خیلی برای شستنش زحمت کشید. مرد اما بچههایش سر ارث و میراث دعوایشان شد و یادشان رفت بابایشان را دفن کنند. دختره سلیته با آن جیغ و فریاد مرده شور خانه را روی سرت گذاشتی. را گرفتند؟ – آخر بابایت هم مرده شور است و شوهر خالهات هم عاشق خالهات شد اما یک ماه بعد دق کرد و مرد
- نظرات برخی از اهل کتاب بر کتاب وردی که برهها میخوانند
حاضر نیستم کسی را که در زندگیام تاثیراتی گذاشته است که دید مرا به همه چیزها عوض کرده است، ناراحت کنم
- گفتگو با احمد شاملو؛ ادبیات ما حکم قلههایی را دارد که از مه بیرون است
در دههی دوم این قرن شمسی (سالهای ۱۳۱۱ تا ۱۳۲۰) نوشته شده و آنچه نقل کردم سخنی است که از دهان مرد در دههی سوم( ۲۱ تا ۳۰ ) «گیله مرد» را داریم از بزرگ علوی و بعد، در سالهای دههی پنجم ( ۴۱ تا ۵۰ ) «مرشد و مارگریتا» آقای بولگاکف که اولین بار با حذف ۲۵ صفحه از متن آن به سال ۱۹۶۵ منتشر شد، ۲۵ سال قبل آن مرد با آن خلاقیت جوشانش پس از شکنجههای جسمی و بیشتر روحی زندان اوین دیگر مطلقاَ زندگی نکرد، آهسته آهسته در خود تپید و تپید تا مرد.
- من هر شب به تو خیانت میکنم
مرد را صدا کردم. رویش را برگرداند. ناگهان فاحشه شدم. مرد را کشیدم. چنگ انداختم. گریبانش را گرفتم. بردمش، بردمش. میکشیدمش. اما کم بود. یک مرد کم بود. بیشتر مرد میخواستم. شدت شهوت خیانتم نباید در حسرت میماند. کشیدم. علف کشیدم. بیداری من بود و خنده و فریاد و خواهش تن و تب و من میخندیدم و به تو فکر نمیکردم دیگر. چند مرد را با خودش کشید. به وجد آمدم. دیگر وقتش بود.
- کلیسای کاتولیک دشمن بشریت است
در «اولیس» فریاد بر میآورد: «پاپ به جهنم!» یک سگ غذا میدهد؛ خیرات میکند، به عیادت بیماران میرود، در مراسم کفن و دفن مردگان شرکت میجوید، به مرد با بحث و جدلهای تعمدی، دوبلینیها را خسته میکند و هنگامی که پاسخی برای پرسشهایش در مورد مرد، زن و در «اولیس» فریاد بر میآورد: «پاپ به جهنم!»
- بکت: فهم قرآن مشکل است
هنگامی که مرد رویش را به طرف من برگرداند حدسم به یقین بدل شد: بلی، خودش بود! مرا به کافه دعوت کرد. هنگامی که بکت از اولین پلهء کافه بالا رفت موضوعی توجه مرا به خود جلب کرد. متوجه شدم که او جوراب به پا ندارد و اختلاف رنگ میان پوست سفید او و کفشهای سیاه و شلوارش مرا بیدرنگ به او سپس توجه مرا به این نکته جلب کرد که در نمایش تحرک زیادی وجود دارد، چرا که چشم براهان اشخاص مضطرب











