
نتایج جستجو
Search results for "مراد فرهاد"
247 results found for "مراد فرهاد"
- کوتهنوشتهای شنبه – ۱
چطور تا به حال مرا لای سطرها ندیدهای دکتر؟» راست میگفت. چیزها برهم میخورد؛ که خورده ست. ———————————————————————————————————————- کوتهنوشتی از محمد رضایی راد
- غیرت روستایی
حالا دیگر بهتر است مرا تنها بگذارید. فکر کنید چقدر بد است که ما را با هم ببینند. دائما با خود میگفت: چرا باید شوهر لعنتی لولا اینقدر پول داشته باشد که لولا مرا ببیند و اصلا به روی خودش الان پدرم میآید و نمیخواهم مرا با شما در حیاط تنها ببیند. بوسید، سپس به او گفت: – مادر، یادتان هست وقتی که من برای خدمت سربازی رفتم، خیال نمیکردید که دیگر مرا ببینید، حالا هم مثل آنوقت مرا گرم ببوسید، زیرا فردا صبح خیال دارم به سفر خیلی دوری بروم… #هفتداستان۱۳۹۱
- از تئاتر ابزورد چه میدانیم؟
در تئاتر ابزورد زندگانی بیهدف و ناآگاهانه، مکانیکی و بیمعنا تقبیح میشود و مراد از این کارآگاه
- وحشت از جهان بدون شوخی
این روزها مرد در چهارگوشهی جهان صراحتا ایدهی گولاگها را رد میکنند ولی هنوز مایلند به خودشان اجازه
- نگاهی به کتاب “کافکا به روایت بنیامین”
نگاهی به کتاب “کافکا به روایت بنیامین” احمد مرادی جالب است که بین سرنوشتهای جداگانهی والتر بنیامین را بر ما گشود و آیا بهجز کافکا نویسندهی دیگری هست که ما را تا پایان عمر همراهی کند؟ او میگوید: “مرا مرا یک رویا بینگارید در بخش نهایی، مجموعهی کاملی از یادداشتهای بنیامین در زمان نگارش مقالههایش را را بر ما گشود و آیا بهجز کافکا نویسندهی دیگری هست که ما را تا پایان عمر همراهی کند؟ او میگوید: “مرا
- جستوجوی زمان و مکان از دست رفته
این اواخر یکی از دوستان مرا دچار تردید کرد و مثالش نثر فارسی شما و یکی دیگر از نویسندگان مقیم خارج بود او متعلق به جامعهای مرد سالار است که برای زنی مثل او حق زیستن قائل نیست.
- گفتگو با ماه منیر کهباسی، برگزیده جایزه روزی روزگاری
دغدغههایی هستند که مرا میکشانند به سوی نوشتن.
- گفتگو با علیرضا محمودی ایرانمهر
حالا اگه یه اشتباهی هم بکنی و به چیزی بزنی زیاد مهم نیست، پلیس میاد و جریمت میکنه و میره ولی تو رالی
- گفتگو با محمود دولت آبادی؛ از ادبیات دل نمی کنم
نه فقط به خاطر “گل محمد” «کلیدر» که در حافظه ادبی ما اینجور زنده نفس میکشد، به خاطر عمری که این مرد در نتیجه اثر ادبی که برجسته باشد و بتواند نظر دیگران از جمله نظر مرا جلب کند کم پدید آمد. در مورد کلیدر باید بگویم حقیقتا الان که آن را بازخوانی میکنم داستان طوری مرا با خودش میبرد که فراموش
- گفتوگو با حافظ خیاوی درباره نویسندگی، تخیل، تنبلی و مشکینشهر
امیدوارم این شخص مرا مدام بنویساند و من نباید زیاد تنبلی کنم و فرصت را از دست بدهم. این یک نفر اغلب مرد است و اتفاقاً در برابر زنها رفتاری متفاوت از بقیه مردها دارد. اتفاقاً در بعضی از داستانهایت آن یک نفر که مرد هم هست تلاش میکند دل دختری را به دست بیاورد. چرا اغلب اینطور است؟ شاید رسالت مرد به دست آوردن دل دخترها باشد، اینطوریست که نسل حیوانها هنوز منقرض
- بدون کلمه ما انسان نبودیم
اهل برچسب زدن به خودم نیستم و از این که مرا در قالب این مفاهیم تعریف کنند، خوشم نمیآید. به مرد پیری یخچال میدهد. به یاد میآوری کجا را میگویم؟ بله، خوب هم به یاد دارم. بله، بعلاوه یک جایی هم هست در فیلم که «املی» دارد چیزهایی را به مرد کوری توضیح میدهد، عین همین ماجرا داستانها را دستی در دفترچه مینویسم، گاهی اوقات با مداد و گاهی با خودکار. اما تا به حال که کسی مرا دعوت نکرده.
- ایدهها دور انداختنی نیستند
پوشاک و مواد خوراکی ما غالبا خارجی بود. از قضا، وقتی نویسندگان جوان کاری را میفرستند و نظر مرا می خواهند بیشترین تکیه من روی ربط منطقی عبارات جوانی بودم در ابتدای راه، معنا داشت به خودم سختی بدهم، اما در سن چهل سالگی هیچ انگیزه ای نمیتوانست مرا اگر استنباط شخصی مرا بخواهید، برای نوشتن داستان کوتاه باید کمی شاعر بود و برای نوشتن رمان کمی فیلسوف









