
نتایج جستجو
Search results for "مراد فرهاد"
247 results found for "مراد فرهاد"
- قصههای جزیره
در میز کناری پانزده شانزده نفری روی سر و کله هم ریختهاند؛ از بچه یکی دو ساله تا پیر مرد نود ساله.
- آوریل در یونان
4 مرداد بهانهی خوبی ست برای اینکه قصهی جمعهی این هفتهی ناکجا از کتاب جمعه انتخاب شود. 4 مرداد 58 مهم نیست که مرد آنها سپید مو، خمیدهقد و یا نحیف باشد. مهم این است که حرفهای گوشنواز بزند. او حال مرا فراموش کرده و دارد یک غزل میسراید…» خشخش خفیف شنها متوجهش کرد که اشتباه میکند. پرسید: – کمیسر، تا حال چند بار مرا اول صبح با خودتان بردهاید؟ کمیسر شانه بالا انداخت. کمیسر با لحنی مصرانه پرسید: – خوب، موافقید؟… – کمیسر، شما مرد خوبی هستید، ولی هیچ میدانید که زندگی در
- جغرافیای مقطع کلمات
بوالحسنی در این اقلیم و جغرافیا سکونت دارد: «بغلم کن جنوب بغلم کن و به رویم نیاور که زن یعنی خیالبافترین مرد
- دگرگونهگی زبان، فضا و روایت
داستان درعینحال با تکنیکهای خاصی از سرکوب امیال جنسی زن و مرد در قشرهای مختلف اجتماع و در لایههای با اینکه راوی بر هر دو جنس زن و مرد تکیه کرده است، اما بیشتر روایتهای از زاویه مردانه بیان میشوند و ، و یا تجاوز به پسربچهها که در دوران کودکی اتفاق میافتد، تجاوز به زنان، عادیسازی ارتباط بین زن و مرد
- از فروید تا ژاک دریدا
«گرادیوا» نوشته ویلهلم ینسن، «مرد شنپاش» نوشته ویلهلم هوفمن، «برادران کارامازوف»، نوشته داستایوفسکی،
- سارتر و دوبوار؛ زندگی بر شالودهای روشنفکرانه
این مسئله مرا ناراحت نمیکرد. به این ترتیب مواردی پیش میآید که سارتر مرا تحت تأثیر خود میگیرد. بنابراین رابطه او چندان هم رابطه بین زن و مرد نبود. ژان پل سارتر: آنچه مربوط به رابطه بین زن و مرد میشود، با نظر سیمون دوبووار کاملاً موافقم. به این ترتیب است که من معتقدم رابطه بین زن و مرد و یا مرد و زن ـ هر طور که میل شماست ـ در عمل یک رابطه
- مارکز و دردسرهای نویسنده شدن
این اثر، داستان مرد جوانی است که ظاهرا مرده است، اما تحت یک درمان قرار دارد که به او این امکان را میدهد در کوتاه مدت، مرد پیرتر میشود ولی در واقع مرده است. داستان با مرد جوانی آغاز میشود که دچار درد شدیدی در جمجمهاش است.
- نقدی بر مهمان ناخوانده اریک امانوئل اشمیت
تردید در هویت مرد ناشناس تا به انتهای داستان خواننده را در تعلیق دلچسبی قرار میدهد و به آن شک در واقعی نبودن مرد ناشناس (که شاید تنها در خواب فروید بوده است) اضافه میگردد. بخش اصلی و بدنه داستان گفتگوی مرد ناشناس و فروید است. ناشناس بسیار مستحکم و مسلط به جریان است و فروید در تمام طول گفتگو مردد. «ناشناس: و همچنان بدون اینکه به زبون بیاری به خودت گفتی: و هنگامی که من فریاد می زنم و گریه می کنم، خانه
- حکایت آمدن پیتر بروک به ایران و پا گرفتن مهمترین اتفاق تئاتری دنیا در ویرانههای تخت جمشید
سحر تئاتر، جذابیت و تقدس تئاتر مرا گرفت و از خود بیخود کرد. بیرون ریزی و شرکت به تمام دست اندرکارانی که در کار گروهی شرکت داشتند؛ و بسیاری عوامل دیگر از این دست، مرا
- نامه منتشر نشده ابراهیم گلستان به نادر ابراهیمی
آن را میخورانده است به افلاطون، و قسعلی ذلک، بیآنکه از همر یا ازسقراط و افلاطون چیزی بداند، اما مباد بیچاره تازگیها مرد. غاز نه، کنراد لورنز البته. حرفت مرا به حرف آورده، و حرفت باید تاحدی که میتوانی نه به حسب حسابهای شخصی و محدود ودمدمی باشد بلکه
- يا همه چيز يا هيچ چيز، نگاهی ديگرگونه به “آنتيگونه” ژان آنوی
نخستین صحنه نمایش درام “آنتیگون” ژان آنوى را امروز میتوان چنین به تصویر کشید: در حالى که چند زن و مرد در پسِ پشت پیرمرد، سه نفر مرد جوان با تهریش و لباسهاى شخصى یکشکل – پیراهنهاى سفید با یقههاى بسته حال چه کسى به تو خواهد گفت که در شبهاى اجراى “زیگفرید”، آن مرد جوان در میان تماشاچیان چه حال غریبى داشت
- اگر تو جای او بودی
انگار ذهن مرا خوانده است. مرا از خودت ناامید نکن. میگوید، وجدانم اذیتم میکند. امروز کاری خلاف وجدانم کردم. نمیخواهد ذهن مرا در چشمانم بخواند. به این طرف آن طرف نگاه میکند. وقتی بیاید… مرد رفت. نگاهش که کردم، تصویر خودم را در او دیدم. درب و داغان. چند دقیقه بعد مرد برگشت. نگاهم کرد. گفت، دوستت… نگاهش کردم و هیچ نگفتم.












