
نتایج جستجو
246 results found for "مراد فرهاد"
- خودسانسوری فقط ترس از دولت نیست
در این مدت یک بار مرد سیگارش را روشن میکند و ما در پرتو شعلهی کبریت میبینیم که آنها پشت به هم توی که “پر است از گره افکنی” چطور ممکن است “از صفحهی ۱۰۰ به بعد خواننده را خسته و کلافه کند”؟ شما دارید مرا بیاید، حتا اگر نویسندهاش دشمن من باشد، اجتناب نمیکنم از ستایشش (حالا میفهمید این یکی دو نفری که مرا دوست دارند برای چیست؟) اما اگر رمان همنوایی تصویر دیگری از مرا به شما نشان میدهد علتش را باید در زبان کینه؟ تو را به خدا مرا مجبور نکنید بنشینم و مزخرفات خودم را دوباره بخوانم.
- گفت و گوی شهريار مندنی پور با رضا قاسمی
البته من دو استثناء میشناسم: یکی نمایشنامهنویس بزرگی به نام برنار ماری کولتز که متأسفانه خیلی زود مرد اگر کسی هر سه رمان مرا خوانده باشد، مخصوصاً «چاه بابل» را حتماً متوجه میشود که گرایش شخصی من به “رمان باید تشکر کنم از بهرام مرادی که در سفر پارسالمان به برلین «سلاخ خانه شماره پنج» را به من معرفی کرد. بلکه چیزی که در یک نقد مرا به وجد میآورد اینست که منتقد انگشت بگذارد روی نکاتی (چه مثبت، چه منفی) که افلیجی با مادر الکلیکش در طبقهی سوم این ساختمان زندگی میکرد که در کار قاچاق مواد مخدر بود و یکبار
- اتهام به خود
مبنای عرف نشستن در جایگاه مخصوص خویش، تاریکی سالن و روشن شدن صحنه اتفاق میافتد و چند ثانیه بعد با فریاد این جا یه عالمه کاغذ و مداد هست. هر کی بخواد میتونه شهادت بده .
- مصاحبهی تينوش نظمجو و محمد چرمشیر
چرا و چگونه بايد آن تفسيرها را به متن برگرداند؟ ديدم كه آنجا به دليل برخوردهاى فرهنگى، كاراكتر مرد فكر كردم كه اگر ما بخواهيم به جاى آن تفسير قصه بسازيم، بايد مرد را به قصه برگردانيم. بعد فكر كردم كه آيا مىتوان فقط با بازگرداندن يك مرد و تقابلش با زن، چيزى را كه حذف شده جايگزين كرد؟ احساس كردم كه زن، مرد و اجتماع بايد حضور داشته باشند.
- نگاهی به وردی که بره ها می خوانند؛ رضا قاسمی
ضعفی که در مرد و در زمانه وجود دارد و بر این نظر که انسانها، همه تنهایند صحه میگذارد. حتی در هم آغوشیهای عاشقانه (مرا به یاد فیلمهای آنتونیونی میاندازد به خصوص فیلم l «eclipse). برای مرد داستان، که تنها است انگیزههای دیگری نیز وجود دارد. وضعیت این مرد در بیمارستان یادآور «مالون میمیرد» بکت است. وضعیت این مرد در بیمارستان یادآور «مالون میمیرد» بکت است.
- در آنکارا باران میبارد
نه مرد را بلکه نویسنده را، که برایم آن که پشت این قلم بود اهمیت داشت نه آن مردی که در زندگی بود و یا زندگی آمده بود و مشغولیتهای کاری و فکری مرا از آن نوشته دور کرده بود. برای گریز از جهنم جمهوری اسلامی به سوی تبعیدگاههایی که نمیدانستیم چهاند و چگونهاند و چه زبانی و مرا
- بهائیان و آموزش و پرورش نوین ایران؛ در گفتوگو با دکتر سلی شاهور
در ارائه امکانات آموزشی به زن و مرد هم اولویت با زن است. یعنی تحصیل دختران اولویت دارد.
- گزارش نقد کتاب «استالین خوب»
تهیه و تنظیم: آیدین فرنگی 3 مرداد 1389 اشاره: سفر یک نویسنده خارجی به ایران و تشکیل نشست معرفی و بررسی احساس میکردم ایران باز هم شبیه هیچ کدام از آنها نیست و چیزهایی را در درون خود نهفته است که میتواند مرا نویسنده در مقدمهای که برای خوانندگان ایرانی نوشته جمله درخشانی دارد: «من تا حد جنون از کشورم برای اینکه مرا من خواهش میکنم با یک سوءتفاهم کوچک مرا همهی ادبیات معاصر روسیه یا نمایندهی نویسندگان این کشور قلمداد
- دربارهی کتابِ (The Positronic Man (1992 و فیلمِ (Bicentennial Man (1999
در موردِ این اثر “مرد دویست ساله” واقعاً نمیشود چنین حکمی داد.
- نگاهی به کتاب داستان«هجوم آفتاب» قباد آذرآیین
زنده پاها و مرده پاها، لالی، به خدا که میکشم هرکس که کشتم) یارعلی پورمقدم (داغم سی رویین تن) علی مراد فدایی نیا (برجهای قدیمی) و سیدعلی صالحی (یقه چرکینها)… قباد آذرآیین (حضور، شرارههای بلند) و فرهاد
- مارگریت دوراس، و گاه نویسنده سرانجام چیزى مىنویسد
زن بهنظر آزادتر از مرد مىآید، فراموشکارتر به جزئیات زجر، به دوزخ، به خطاهاى متقابلشان. مرد هنوز در زجر کشیدن جوان است، دست و پا مىزند، مىخواهد زن را از زندگىاش بکَنَد، به احتمال قوى مرد بیشتر از زن در معرض زجرکشیدن قرار گرفته است. زن این را مىداند، همچنین مىداند که مرد این زجر را مىطلبد، و بدون این زجر او مىتواند مردى سنگدل
- نگاهی به مجموعه داستان چیزی در همین حدود نوشتهی: بهروژ ئاكرهای
مثلا گربهای که در آن طرف خیابان، بیرون خانهای پرسه میزند بازنمای حال و هوای گذشتهٔ مرد است.











