
نتایج جستجو
269 results found for "ژان تولی"
- گذرها و لحظهها نگاهی به سنتائور نوشتهی جان آپدایک
، اگرچه داستان برگرفته از یکی از اسطورهها (شیرون) است و به همین سبب در دو لایه مضمونی روایت میشود ولی احساس میکند که احتمالا این شخص همجنسگرا ( نمیدانم در متن اصلی چه کلمهای به کار برده شده ولی مترجم
- نقدی بر مجموعه داستان “تجاوز قانونی” اثر “کوبو آبه”
ولی چرا داستان دو تکه شده است؟ بار ذهنیت داستان به بار عناصر عینی آن چربیده است. ولی رویدادها به نحوی مصنوعی توجیه می شوند. در مجموع می توان گفت واقع نمایی داستان مشکلی ندارد ولی کمی لوس و سبک است. ولی موفقیت نویسنده در کشف جوهر رویدادها موفقیتی نسبی است. ولی نکته ی جالب توجه در این داستان نحوه ی برخورد قهرمان داستان با جسد است.
- سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند (دورهی سه جلدی)
میرود توی کندو… و میشود عسلی که شیرین و دلچسب است. ژان کریستف، فرق میکند. ولی فضلی میداند که راحله قربانی است و باید نجاتش بدهد. ما توی این سینما فیلم میدیدیم و یاد میگرفتیم. آن سینما خیلی درپیتی بود ولی «بود» داشت. در سینما، اینجور صحنهها، همهاش توی دست ما نیست.
- زمستان بیبهار ابراهیم یونسی
او هنگام مرگ ۸۵ سال داشت و روز درگذشتش همزمان شده بود با دویستمین سالِ تولد چارلز دیکنز. به هر حال در همان روزهایی که انگلیسیها در جاهای مختلف برای تولد دیکنز ذوق میکردند دوستداران یونسی در ایران هم او با آنکه در تهران زندگی میکرد ولی عمده کارهای او در بیست سال آخر عمرش درباره کردستان بود هر چند مسیر زندگی ادبی این دو در دهههای بعد تفاوتهای زیادی کرد ولی این دو کتاب آنها در تربیتِ ادبی
- برگی از کتاب “مای نیم ایز لیلا” نوشته بیتا ملکوتی
وقتی خانوم برگشت توی اتاق از ترسم دویدم توی جام و خودم رو زدم به خواب. نتیجهاش اینه که بچههای زیادی توی تابستون به دنیا میآن؛ یکیش هم من. اونم درست شب تولد هیجده سالگی من. اون شب داغ بود. داغیش چسبناک بود. لحافو از زیرش کشیدم و از پنجره پرتش کردم توی حوض تا آب حوض نجس بشه. تا دیگه نتونه دستاش رو توی آبِ حوض آب بکشه.
- اوره زیر میز
درِ بسته و اتفاقات پشتش، رخ ندادهاند ولی من پیشدستی کردهام و قبل از آنکه چیزی از آن طرف در اتفاق بیافتد
- راوی قصههای روزگاران
با خودم میگفتم که مردی با آن سن و سال کجا میتوانست رفته باشد؟” و توی خواننده هم خیال میکنی که قصه، اما جلوتر که میروی میبینی مرد جوان در راه یافتن عمویش که بعد معلوم میشود توی یکی از همان گردشهای راوی شاگرد سابق او، موزهدار است و شاگرد دیگرش ابراهیم مرسل، شاعری است که غم نان وادارش کرده برای یک تولیدی جوراب و لباس زیر بفروشد و حالا که تولیدی ورشکست شده، زنش هم خانه را ترک کرده و او که به امید فروختن
- شعر تنها نجاتدهنده است
چرا میگویم گرفتاری؟ چون وقتی درگیر شعر رمانتیک و فضاهای آن باشیم در کار تولید اندیشه ناقص عمل میکنیم من فکر میکنم واقعا باید “ترجمهخوانی “در ایران را در وهله دوم قرار داد و به سمت تولید اندیشه رفت. اشاره میکند؛ امروز در نزد مردم ممکلت ما،مترجم، والاتر از روشنفکر و اندیشمند است و این یعنی ما در تولید فکر بسیار ضعیف عمل میکنیم و به مصرف فکری که مردم دیگر کشورها تولید میکنند بیشتر علاقه نشان میدهیم در توی دشت منم که بوی خونِ جفت کشاندم به لحظهی چاقو هنوز در تو منم تو منم هنوز نمیر!
- برگهایی از کتاب ” فیسبوک ” نوشته ” سبحان گنجی “
البته دوستپسرش هیچ وقت نفهمید که اون این کار رو کرده، ولی آ توی ذهنش حرص اونو درآورد. ببخشین؟ اونجا فلان جاست؟»، میگوید «میدونم روزی هزار بار باید به این سؤال جواب بدین، ولی اگه ممکنه منو
- دستی تکاندهندهتر از دستان سرزمینت
نام شعرش چنین است «اصلا نباش… » اصلا به دیدنم نیا/ دوستت دارم را توی گلهای سرخ نگذار/ برایم نیار/ اصلا دهانمان باد را این بار/ زیر لبم خالی بگذار/ به نشانی که نشناسدم زمین/ اشتباه شد/ میخواستم پایم را از توی
- چی رو کجا مینویسند؟
ولی قرار نیست شخصیت یا شیوه و یا عقاید یا داستانها یا جنبههای درونی نویسنده دیده شود، بلکه مسوول ستون
- روی پلههای راهآهن اندیمشک نشسته بودم و دیدم که خون از پلهها بالا آمد
اما فکر کنم طرف هنوز باید توی زندان باشد. اما جوابِ من همیشه «نه» نیست. زمانی داور مسابقات ادبی گلشیری بود ولی حالا بعضی خانم و آقاها. حتماً یک جای کار میلنگد خب.












