top of page

نتایج جستجو

Search this site

15184 results found with an empty search

  • ادمون روستان

    ادمون روستان نمایشنامه نویس، فرانسوی 1868 - فرانسه ادمون روستان نمایشنامه نویس، فرانسوی 1868 - فرانسه ادمون روستان (به فرانسوی: Edmond Rostand ) نویسنده و شاعر قرن نوزدهم میلادی اهل فرانسه است. جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان

  • ماتئی ویسنی‌یک

    ماتئی ویسنی‌یک نمایشنامه نویس متولد: ۱۹۵۶ رادیوتس، رومانی ماتئی ویسنییک نمایشنامه نویس متولد: ۱۹۵۶ رادیوتس، رومانی من پیش از تئاتر شعر را کشف کردم… پیش از نمایشنامهنویسی عاشق و کشتهمردهی شعر بودم و ده سال تمام هزاران شعر نوشته بودم. شعرهای من بسیار ساده بودند و من به جنگِ تمام استعارههای ثقیل، تشبیههای پرسوز و گداز، صفتها و قیدها میرفتم. دلم میخواست مستقیم به آنچه ضروریست بپردازم، به راز عریان واژهها. شعرهای من کمکم تبدیل به داستان و فیلمنامههای کوتاه شدند… از همین «جنینها» بود که من کمی دیرتر تئاتر خودم را اقتباس کردم. متوجه شدم که شعرهایم بالقوه نمایشنامههایی کوتاهیاند و ارزش دارند که به آنها بپردازم. به خاطر دارم که از وقتی که نوشتن را یاد گرفتم شیفتهی واژهها بودم. آنقدر با کلمات بازی میکردم تا نتایج غریبی را به دست بیاورم. پیش از نوشتن نمایشنامه، داستانهای کوتاه بسیاری نوشتم. حدوداً در سن پانزده شانزده سالگی تئاتر را کشف کردم، تئاتر به معنای واقعی خودش... بکت ، یونسکو ، پیراندلو ، چخوف ، دورنمات ، ایبسن ... من شیفتهی بازیگرها بودم، بازیگرهای رومانی را بسیار دوست داشتم و دلم میخواست برای آنها بنویسم. نخستین نمایشنامه را هنگامی که دانشجوی رشتهی فلسفه در بخارست بودم نوشتم. در آن نمایشنامه، قرن بیستم برای تمام ظلمها و ستمها و جنایاتش محکوم میشد. قرار بود این نمایش در یک جشنوارهی دانشجویی اجرا شود اما استادها جلوی آن را گرفتند و از من ایراد گرفتند که تنها روی بخشهای منفی این قرن انگشت گذاشتم. و از آن هنگام تا به حال هنوز عوض نشدم. اعتقاد دارم که وظیفهی ادبیات پرداختن به بخشهای منفی، پنهان و پیچیده است... من در دنیای آبزوردی زندگی میکردم، دنیای حکومت کمونیستی، دنیایی که در آن فرد فقط اسیر یک سیستم بود، اسیر یک چرخ دندهی جهنمی، یک ماشین شستشوی مغزها… وقتی دیدم که نمایشنامههایی که در رومانی بین سالهای 1977 و 1987 نوشته بودم و هرگز در زمان رژیم کمونیست اجرا نشده بودند سرانجام در فرانسه روی صحنه رفتند بسیار خوشحال و مفتخر شدم. من در سال 1987 پناهندهی سیاسی فرانسه شدم و خیلی زود نمایشنامههایم در فرانسه چاپ شدند و روی صحنه رفتند. («جیبهای پر از نان»، «شغل کوچک برای دلقک پیر»، «اسبهای پشت پنجره »...) از اینکه میدیدم نمایشنامههایی که در رومانی نوشته بودم، آن هم زمانی که سفر کردن به غرب برای من فقط یک رویا بود، بعد جهانی داشتند بسیار راضی و مسرور بودم. نمایشنامهی «شغل کوچک برای دلقک پیر» تا به حال در پانزده کشور مانند ترکیه، برزیل، روسیه، آمریکا، پرتقال، اتریش و غیره… اجرا شده است. «داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد » را در سال 1988 در لندن، هنگامی که برای شبکهی رادیویی بی.بی.سی کار میکردم آغاز کردم. میخواستم کمی از موضوعهای سیاسی که تمام ذهن مرا در رومانی مشغول کرده بود دور بشوم. دلم میخواست به دنیای دیگری نزدیک شوم، دنیای آشنایی با عشق، عشقی که مرگ را فریب میدهد… نمایشنامه را آغاز کردم، صحنهی اول را نوشتم و به مدت پنج سال دیگر نتوانستم ادامه بدهم. صحنههای دیگر را در سال 1993 در فرانسه نوشتم. فکر میکنم این طرح احتیاج داشت در ذهنم پخته بشود. البته رشتهی تحصیلات من فلسفه بود و در جوانی مسحور فلسفهی شرق، ذن، تناسخ و رابطههای بین یینگ و یانگ بودم. یادم میآید که وقتی در سن نوزده سالگی عازم نظام وظیفه شدم، در چمدانم تنها یک کتاب بود: ترجمهای از متون کهن هندو . من در عرفان شرق به دنبال یک نوع نیروی طبیعی و درونی بودم تا بتوانم در برابر آزمونهای بدنی و روانی مقاومت کنم. من این اصطلاح واقعیت جادویی را بسیار دوست دارم. نمایشنامههای من هرگز خیلی دور از واقعیت نیستند و همیشه در پی جنبهی جادویی زندگی هستم. سعی من بر این است که پلهای بین واقعیت و تخیل را پیدا کنم. بخش بزرگی از تئاتر اروپای شرقی گروتسک و مضحکه است اما در عین حال به نوعی آمیخته به دنیایی رؤیایی نیز هم هست… نمیتوانم برای خودم سبکی را تعیین کنم چرا که به نظرم میآید که همیشه در جستجوی سبک خودم هستم. مدام در اضطراب این جستجو زندگی میکنم. اما من قطعاً نمیتوانم تئاتر خودم را بدون بُعد شاعرانه در نظر بگیرم. من خیلی زود با نوشتههای کافکا آشنا شدم و کتابهای او روی من تأثیر زیادی داشتند. به خصوص که در دنیای آبزوردی زندگی میکردم، دنیای حکومت کمونیستی، دنیایی که در آن فرد فقط اسیر یک سیستم بود، اسیر یک چرخ دندهی جهنمی، یک ماشین شستشوی مغزها… چهار نمایشنامهنویس را بسیار دوست دارم: چخوف ، یونسکو ، بکت و هارولد پینتر . البته نویسندههای دیگری مانند داستایووسکی ، ادبیات تخیلی ادگار آلنپو ، رمانهای همینگوی ، توماس مان و کامو …نیز روی من تأثیر زیادی داشتند. نویسندههای دیگری را نیز از خانوادهی فکری خودم به حساب میآورم (اسکار وایلد ، ارنستو ساباتو ، میشل تورنیه و غیره...). مدتی با ولع تمام کتابهای شعری را که پیدا میکردم میبلعیدم. همیشه زیاد کتاب خواندم و همین امروز هم نویسندههایی را پیدا میکنم که مرا مبهوت میکنند (جاناتان کو ، هاوارد بارکر ). برای من ادبیات یک داستان عاشقانهی بیپایان است. سالها در رومانی تمام نوشتههای من آغشته به یک نوع نگرش سیاسی بود. منظورم از نگرش سیاسی اعتراض، نقد اجتماعی، تمسخر و غیره است. اما حتی در زمانی که ضرورت نابود کردن سیستم استبدادی کمونیست بود، من هرگز از یاد نمیبردم که یک صفحهی نمایشنامه یا رمان باید پیش از هرچیزی ارزش ادبی و جهانی داشته باشد. البته که من در تمام نمایشنامههایی که در رومانی نوشتم دربارهی استبداد، آبسورد بودن سیستم اجتماعی مملکت، روابط مسخره و فاسدی که این سیستم در زندگی روزمره ایجاد کرده بود حرف زدم (روابط بین حاکمیت و مردم، و حتی بین خود مردم) اما هنگامی که دربارهی این موضوعات مینوشتم کاملاً در میدان ادبیات باقی میماندم و همزمان نوشتههای من یک پیام هنری از خود ارسال میکردند. به عبارتی دیگر همیشه سعی میکردم شغل خودم را به عنوان نویسنده به بهترین نحو انجام بدهم. اما حتی در زمانی که ضرورت نابود کردن سیستم استبدادی کمونیست بود، من هرگز از یاد نمیبردم که یک صفحهی نمایشنامه یا رمان باید پیش از هرچیزی ارزش ادبی و جهانی داشته باشد. در آن زمان حاکمین بیش از همه از استعدادها هراس داشتند. پراستعدادترین آدمها به عنوان خطرناکترین شناخته میشدند. من فهمیدم که جایگاه این رژیم و این حکومت آنقدر قوی و سفت است که اعتراض یک کارگر یا معلم زیاد به حساب نمیآید، چرا که آنها مردمان ناشناسی هستند. اما وقتی اعتراض از طرف نویسندهای بیاید که آثارش را دهها هزار نفر میخوانند، همه چیز متفاوت است. و برای اینکه یک نویسندهی مشهور و محبوب باشی پیش از هرچیز باید خوب بنویسی و با استعداد باشی. نمیتوانی مخاطب خودت را فریب بدهی. و مخاطب هم نویسندههای متوسط را دوست ندارد، به آنها احترام نمیگذارد و به آنها اهمیتی نمیدهد. البته، مانند تمام نویسندههای نسل خودم، من استعاره را برای انتقاد انتخاب کردم. از زبان تمثیلی، نمادین، کنایهآمیز استفاده کردم ؛ یعنی از زبان رمزدار ادبیات که برای ما به بهترین فضای مقاومت تبدیل شده بود. استعارهها همیشه میتوانند اثری بسیار قوی داشته باشند و مخاطب همیشه خیلی زود میفهمد. مخاطب همیشه با خودش دستگاه رمزگشا را دارد و در رومانی کمونیست ادبیات یک فضای مهم برای بحث فلسفی بود. برای اینکه از اندیشهی یگانه بیرون بیاییم. در برابر وحشت ایدئولوژی کمونیست تنها آلترناتیو ادبیات بود. آلترناتیوی که به میلیونها آدم کمک کرد تا مقاومت کنند، نفس بکشند و امید خود را از دست ندهند. رومانی کمونیست آن زمان پر از شاعر بود. شعر به ما کمک میکرد حیثیت خودمان را حفظ کنیم، تفکر حقیقی خودمان را منتقل کنیم و ذهنمان را زنده نگه داریم. دربارهی سبکم، میتوانم بگویم که همیشه میخواستم حداکثر را با حداقل امکانات ابراز کنم. به این ترتیب سبک من همیشه سبک بسیار سادهای است اما پشت این سادگی تلاش و زحمت عظیمی برای رسیدن به آنچه ضروری است پنهان است. مینویسم، مطالعه میکنم، خبرنگار رادیوی بینالمللی فرانسه هستم. زمان زود میگذرد… تازه فهمیدم که چهل و هفت سال دارم… بیش از سی سال است که تنها کار من همین است : خواب میبینم که دارم نویسنده میشوم. سی سالی که بسیار زود گذشت. آیا من واقعاً امروز همان نویسندهای هستم که میخواستم باشم؟ نمیدانم. هنوز مملو از پروژه و نمایشنامههایی هستم که قصد دارم بنویسم. جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان

  • جورج اورول

    جورج اورول نویسنده متولد: ۱۹۰۳ موتیهاری، هندوستان جورج اورول نویسنده متولد: ۱۹۰۳ موتیهاری، هندوستان اریک آرتور بلر با نام مستعار جورج اورول (۱۹۰۳ - ۱۹۵۰) داستان نویس، روزنامهنگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی بود. او را بیشتر برای دو رمان سرشناش و پرفروشش مزرعه حیوانات و هزار و نهصد و هشتاد و چهار میشناسند. این دو کتاب بر روی هم بیشتر از هر دو کتاب دیگری از یک نویسنده قرن بیستمی، فروش داشتهاند. او همچنین با نقدهای پرشماری که بر کتابها مینوشت، بهترین وقایع نگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته میشود. اریک بلر در ۱۹۰۳ در شهر موتیهاری در ایالت بهار در هندوستان متولد شد. در همان دوران کودکی به همراه خانواده انگلیسیاش به انگلستان رفت. از سال ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۷ در کشور برمه در نیروهای پلیس مشغول شد. زندگی در محیطی طبقاتی در هند و انگلیس باعث نگاه ویژه او به پدیده فقر شد. موضوعی که مهمترین عنصر رمانها و نوشتارهای او را تشکیل میدهد. در جوانی برای کسب تجربه مدتی را در بین فقرا، بیخانمانان و کارگران فصلی لندن و پاریس گذراند و بعضی مواقع در ظرفشویی یک هتل کار میکرد. در این زمان شروع به نوشتن تجربیات خود کرد که به نخستین کتابش «آس و پاسها در پاریس و لندن» (ترجمه درست تر: فقر و دربدری در پاریس و لندن) انجامید. بیدرنگ پس از این کتاب، به رمان نویسی پرداخت و دو رمان نخستش نیز بر اساس همین تجربیاتش در برمه (روزهای برمه) و انگلیس(دختر کشیش) شکل گرفت. اورول نیز مانند بسیاری از نویسندگان و روشنفکران اروپایی همعصر خود، در دهه ۱۹۳۰ به اسپانیا رفت تا علیه ارتش فاشیست ژنرال فرانکو بجنگد. او در این جنگ مجروح شد وهرگز کاملا بهبود نیافت و همین جراحت در نهایت به مرگ او انجامید. اورول کتاب «درود بر کاتالونیا» را بر اساس دیدههای خود در اسپانیا نوشت. هوای تازه واپسین رمان او پیش از آغاز جنگ جهانی دوم است. در سالهای نخستین جنگ به روزنامه نگاری و نقد کتاب پرداخت ولی در سال ۱۹۴۳ پس از مرگ مادرش کار بر روی رمانی که تا امروز به آن مشهور است یعنی مزرعه حیوانات (در ایران قلعه حیوانات) را آغاز کرد. رمان او به دلیل اشاره غیرمستقیمش به شوروی که آنزمان متحد انگلیس بود، تا یک سال چاپ نشد. با انتشار کتاب در ۱۹۴۵ در انگلیس و ۱۹۴۶ در آمریکا اورول به شهرت رسید. در چهار سال بعدی اورول به جزیره جورا در شمال اسکاتلند رفت و افزون بر ادامه کار ستون نویسی برای روزنامهها، کار بر روی مهمترین و واپسین اثر خود هزار و نهصد و هشتاد و چهار آغاز کرد. مدت کوتاهی بعد اورول به دلیل بیماری مزمن ریویاش در بیمارستان بستری شد. او در همان بیمارستان با سونیا برونل ازدواج کرد. هفت ماه پس از چاپ این کتاب، اورول در بیستم ژانویه ۱۹۵۰ درگذشت. به درخواست خودش، پیکرش را سوزانده و خاکسترش را در گورستانی گمنام و پرت در دهکدهای به نام ساتن کورتینی در نزدیکی آکسفورد به خاک سپردند. بر روی سنگ قبرش نیز هیچ اشارهای به شهرت و نامی که بدان آوازه جهانی داشت (جورج اورول) نشد. جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان

  • عطار نیشابوری

    عطار نیشابوری شاعر، ایرانی 540 ه.ق - کدکن عطار نیشابوری شاعر، ایرانی 540 ه.ق - کدکن فریدالدین ابوحامد محمد بن ابراهیم کدکنی نیشابوری مشهور به عطّار نیشابوری یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سده ششم و آغاز سده هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در کدکن زاده شد. نام او «محمّد»، لقبش «فریدالدّین» و کنیهاش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کردهاست. نام پدر عطّار ابراهیم کدکنی (با کنیه ابوبکر) و نام مادرش رابعه بود. او که داروسازی و عرفان را از شیخ مجدالدّین بغدادی فرا گرفتهبود به کار عطاری و درمان بیماران میپرداخت. درباره به پشت پا زدن عطار به اموال دنیوی و راه زهد، گوشهگیری و تقوا را پیش گرفتن وی داستانهای زیادی گفته شدهاست. مشهورترین این داستانها، اینست که عطار در محل کسب خود مشغول به کار بود که درویشی از آنجا گذر کرد. درویش درخواست خود را با عطار در میان گذاشت، اما عطار همچنان به کار خود میپرداخت و درویش را نادیده گرفت. دل درویش از این رویداد چرکین شد و به عطار گفت: تو که تا این حد به زندگی دنیوی وابستهای، چگونه میخواهی روزی جان بدهی؟ عطار به درویش گفت: مگر تو چگونه جان خواهی داد؟ درویش در همان حال کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. این رویداد اثری ژرف بر او نهاد که عطار دگرگون شد، کار خود را رها کرد و راه حق را پیش گرفت. چیزی که نمایان است این است که عطار پس از این جریان مرید شیخ رکن الدین اکاف نیشابوری میگردد و تا پایان عمر (حدود ۷۰ سال) با بسیاری از عارفان زمان خویش همسخن گشته و به گردآوری داستانهای صوفیه و اهل سلوک پرداختهاست. و بنا بر داستانی وی بیش از ۱۸۰ اثر مختلف به جای گذاشته که حدود ۴۰ عدد از آنان به شعر و دیگر نثر است. عطار در سال ۶۱۸ یا ۶۱۹ و یا ۶۲۶ در حمله مغولان، کشتهشد. ماجرای مرگ عطار از غمانگیزترین رخدادهای روزگار است که در روان خواننده اثری دردناک به جای میگذارد. تذکرهنویسان در این خصوص نگاشتهاند که: پس از تسلط چنگیز خان مغول بر بلاد خراسان شیخ عطار نیز به دست لشکر مغول اسیر گشت. گویند مغولی میخواست او را بکشد، شخصی گفت: این پیر را مکش که به خونبهای او هزار درم بدهم. عطار گفت: مفروش که بهتر از این مرا خواهند خرید. پس از ساعتی شخص دیگری گفت: این پیر را مکش که به خونبهای او یک کیسه کاه ترا خواهم داد. شیخ فرمود: بفروش که بیش از این نمیارزم. مغول از گفته او خشمناک شد و او را هلاک کرد. جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان

  • ایرج پزشک‌زاد

    ایرج پزشک‌زاد نویسنده متولد: ۱۳۰۶ تهران، ایران ایرج پزشکزاد نویسنده متولد: ۱۳۰۶ تهران، ایران ایرج پزشکزاد از طنزپردازان ایرانی نیمه دوم قرن بیستم است. او بیشتر به خاطر خلق رمان «داییجان ناپلئون» و شخصیتی به همین نام، به شهرت رسید. پس از آن در سال ۱۳۵۵ مجموعه تلویزیونی داییجان ناپلئون توسط ناصر تقوایی با اقتباس از این رمان ساخته شد. همچنین کتاب دایی جان ناپلئون در سال ۱۹۹۶ توسط دیک دیویس به انگلیسی ترجمه شدهاست. وی با مهارت بسیار طنز کتاب را در ترجمه خود منتقل نمودهاست. پزشک زاد در سال ۱۳۰۶ خورشیدی با اصلیت بهبهانی در تهران زاده شد. وی پس از تحصیل در ایران و فرانسه در رشته حقوق دانشآموخته شد و به مدت پنج سال در ایران به قضاوت در دادگستری مشغول بود. پس از آن به خدمت در وزارت خارجه ادامه داد و آخرین سمتش مدیرکل روابط فرهنگی بود. وی کار نویسندگی را در اوایل دهه ۳۰ با نوشتن داستانهای کوتاه برای مجلات و ترجمه آثار ولتر، مولیر و چند رمان تاریخی آغاز کرد. پزشک زاد در باره بیوگرافی خودش به طور خلاصه میگوید: از پدری پزشک و مادری معلم به دنیا آمدم. تحصیلات ابتدایی و متوسطه در تهران و تحصیلات عالیه را در فرانسه در رشته حقوق گذراندم. بعد از فارغالتحصیلی به استخدام وزارت امور خارجه در آمدم و به عنوان دیپلمات تا انقلاب در آنجا کار کردم. بعد از انقلاب از کار اخراج شدم به طوری که حتی حقوق بازنشستگی هم شامل حالم نشد. بعد از آن به فرانسه برگشتم و به کار روزنامهنگاری و قلم زنی و نوشتن اراجیف! مشغول شدم. برخی سریال قهوه تلخ را کپی ناشیانهای از کتاب ماشاءالله خان در دربار هارونالرشید نوشته ایرج پزشک زاد میدانند. در فرانسه عضو شورای نهضت مقاومت ملی شد که با رهبری شاپور بختیار تشکیل شده بود. وی برای نهضت چند کتاب نوشتهاست از جمله مروری بر واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان

  • محمدرضا بایرامی

    محمدرضا بایرامی نویسنده، ایرانی 1344 - اردبیل، ایران محمدرضا بایرامی نویسنده، ایرانی 1344 - اردبیل، ایران بایرامی در ۱۳۴۴ در روستای لاطران در دامنهی کوه سبلان استان اردبیل متولد شد. در اواخر دوره دبستان خانوادهاش روستا را ترک میکنند و به تهران میآیند. در نوجوانی به آثار صمد بهرنگی علاقهمند میشود. اولین قصهاش را برای رادیو فرستاد و در کارگاه قصه نویسی شرکت کرد اما به دلیل تامین مخارج تحصیلش مجبور شد کار کند و نتواند در آن کارگاه حضور یابد. عمدهی آثار بایرامی یا از روستا و یا از دفاع مقدس است. هنوز خاطرات کودکی در ذهنش وجود دارد و موجد آثار ارزشمندی از او شده است سابقهی فعالیتهای فرهنگی او عبارتند از: داستان نویسی و برندهی جوایز متعددی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری، جشنوارهی ادب و پایداری، جشنوارهی روستا، بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سمینار بررسی رمان ایران و جهان، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و کتاب سال مسجد جواد الائمه، برنده جایزه جهانی کبرای آبی و خرس طلایی از کشور سوئیس. وی یکی از بهترین داستاننویسان کودک و نوجوان ۲۰ سال اخیر است. از جمله آثار نوشته شده توسط بایرامی به موارد زیر میتوان اشاره کرد: رمان «کوه مرا صدا زد»، رمان «بر لبی پرتگاه»، مجموعه داستان «بعد از کشتار»، داستان «رعد یک بار غرید»، رمان نوجوانان «دود پشت تپه»، رمان نوجوانان «عقابهای تپهی ۶۰»، خاطرهی ادبی «دشت شقایقها»، خاطرهی ادبی «هفت روز آخر»، داستان «به کشتی نشسته»، مجموعه داستان «به دنبال صدای او»، «عقابها»، «بازنویسی خاطرات شبهای بمباران»، «صدای جنگ»، داستان «عبور از کویر»، مجموعه داستان «همراهان»، کتاب «سایه ملخ»، «پل معلق»، «دره پلنگها»، رمان «بادهای خزان» و «مردگان باغ سبز». خانم یوتا همیل رایش کتاب «کوه مرا صدا زد» را به آلمانی ترجمه کرده است. جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان

  • گرگوار دولاکور

    گرگوار دولاکور فرانسوی، نویسنده 1960 - فرانسه گرگوار دولاکور فرانسوی، نویسنده 1960 - فرانسه نویسندهی فرانسوی که در سال ۱۹۶۰ در شهر ولانسین به دنیا آمده است. او مدتها مدیر یک دفتر تبلیغاتی بوده و در سن پنجاه سالگی فقط نخستین رمانش را منتشر میکند. کتاب نویسندهی خانواده خیلی زود یکی از پرفروشترین کتابهای آن سال میشود و سپس کلاف آرزوها یکی از پرفروشترین کتابهای فرانسوی میشود. این کتاب چندین بار در تاتر اجرا شده است. رمانهای بعدی دولاکورچیزی که نگاه میکنیم نخستین چیزی که نگاه میکنیم و چهار فصل تابستان نام دارد. جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان

  • رالف کورن گولد

    رالف کورن گولد نویسنده ۱۸۸۲ - ورشو لهستان رالف کورن گولد نویسنده ۱۸۸۲ - ورشو لهستان رالف کورن گولد نویسنده و تاجر لهستانی بود ۱۸۸۲-۱۹۶۴ که بزرگترین آثارش زندگینامه ناپلئون و ماکسیمیلین روبسپییر در سالهای ۱۹۱۰ بود. جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان

  • شورش رها

    شورش رها ایرانی، شاعر ۱۳۵۸ - تهران شورش رها ایرانی، شاعر ۱۳۵۸ - تهران ش. ع. ، با تخلص ادبی شورش رها ، متولد شهریور ۱۳۵۸ در تهران، فعالیتهای ادبی خود را از سال ۷۲ با پیوستن به گروه ادبی دانش آموزی خانهی معلم آغاز کرد و در طی سالهای ۷۴-۷۶ در مجلاتی چون دنیای سخن، و مجلهی فرهنگ و ادب کرمان به عنوان شاعر و منتقد ادبی مقالاتی را به چاپ رساند... جدا از فعالیتهای روزنامه نامه نگاری و ترجمه طی سالهای ۷۸- ۸۶ و عضویت در انجمن روزنامه نگاران جوان، وی دو کتاب شعر و یک مجموعه داستان کوتاه به چاپ رسانده است. مجموعهی شعر شمارش معکوس یکی از مجوعهی دوگانهای ست که شامل اشعار وی طی سالهای ۸۹ تا امروز میباشد. شورش رها در بهمن ماه سال ۹۰ با رد رمان «نامههای در تبعید» در وزارت ارشاد، به مدت دو سال ممنوع القلم شده است. از وی مقالات و رسالههایی در باب، نودیسم، فمینیسم، خاطرات دههی ۶۰، و مدرنیسم-پست مدرنیسم در ادبیات ایران، غلطنامه نویسندگان در سایتهایی چون روز آن لاین، مشارکت، آزادی بیان، و غیره منتشر شده است. جملات منتخب I'm a paragraph. Click here to add your own text and edit me. It's easy. یادداشتها کتابها Heading 5 Heading 5 Heading 5 Heading 5 بازگشت به نویسندگان

Perse En Poche
La Librairie du Monde Persan​

11 Rue Edmond Roger, 75015 Paris
Métro : Commerce ou Charles Michel

Tel : 01.45.74.99.86

​
info@naakojaa.com
​

با روش‌های زیر می‌توانید از ناکجا خرید کنید

  • Facebook Clean
  • Twitter Clean
  • White Instagram Icon
  • White YouTube Icon

ناکجا نام ثبت شده موسسه اتوپیا است و مطالب تولیدی این سایت طبق قوانین حقوقی کشور فرانسه محافظت می شوند.

© Copyright 2012-2022 Naakojaaketab.com, All rights reserved

bottom of page