دیباچه
مرضیه اطهاری نیکعزم
سهراب احمدی
مهدی سحابی چهرهای متکثر است و این تکثر در آفرینههای هنری او، از جمله نقاشیها، مجسمهها و عکسهایش، خود را نشان میدهد. این چهره، افزون بر بُعد هنری، دارای سویههای پررنگ ادبی نیز هست. نام او برای هر آشنای ادبیات، طنینی معنادار دارد. او علاوه بر ترجمه کتابهای متعدد، چهار رمان نیز منتشر کرده است.
نگرش هنرمندانه مهدی سحابی، ادبیات و هنر را به یکدیگر پیوند میزند و از دنیای واژه، نقبی به دنیای تصویر میزند. او در دنیای تصویر نیز، با شناخت قابلیتهای هر رسانه و تسلط بر آنها، مفاهیمی را ساماندهی میکند که مخاطب را به تأمل و تفکری ژرف وامیدارد. مخاطب از خلال فرمهای هنری او در جستوجوی معناست؛ معنایی که جهانبینی ویژه او را آشکار میسازد.
اما معنا، یکی از موضوعاتی است که از بدو پیدایش اندیشه انسانی، همواره دغدغه انسان بوده است. این اهمیت تا بدانجا پیش میرود که از اواسط قرن بیستم، دانشی با عنوان نشانهشناسی و معناشناسی به مطالعه آن پرداخته است.
مسئله اساسی، در واقع، روند تولید معناست؛ روندی که بر پایه اصول معرفتشناختی بنا شده، بهعنوان نظریهای کلی مطرح گردیده و بهصورت روشی درآمده است که در حوزههای گوناگون زبان، اعم از کلامی و غیرکلامی، قابلیت اجرا و کاربرد دارد.
البته با دقت و قطعیت نمیتوان گفت که آیا نشانهشناسی رشتهای مستقل است یا فرارشتهای که چارچوبی معرفتشناختی و نظری برای دیگر رشتهها فراهم آورده است؛ همانگونه که ریاضیات برای بسیاری از علوم دقیق چنین جایگاهی دارد. با این حال، میتوان گفت که میان نشانهشناسی و رشتههایی چون زبانشناسی، ادبیات، هنر، سبکشناسی، منطق، فلسفه، جامعهشناسی، مردمشناسی، ارتباطات، موسیقیشناسی، روانشناسی و علوم شناختی، ارتباطی تنگاتنگ و دوسویه برقرار است.
بر پایه آنچه گفته شد، دلمشغولی اساسی ما یافتن ساختارهای معناساز از خلال آثار تجسمی مهدی سحابی بود. بسیار خرسندیم که سه استاد برجسته نشانهشناسی، آقایان ژاک فونتنی، دنی برتران و ایوان دارو (بر اساس ترتیب سخنرانان)، در این دلمشغولی با ما همراه شدند و با شرکت در نشست «نشانهـمعناشناسی آثار تجسمی مهدی سحابی»، به تأمل در باب آثار او پرداختند تا مخاطب را به جهانبینی و اندیشه والای سحابی نزدیکتر سازند.
پروفسور فونتنی به مبحث معمابودگی اثر هنری پرداخت؛ بدین معنا که هر اثر هنری به مثابه معمایی قابل حل است. هرچند اثر، کلیدهایی برای ادراک معنا در اختیار مخاطب مینهد، هرگز نمیتوان به کنه معنای آن دست یافت. معمای آثار مهدی سحابی نیز در مجموعهوار و سریبودن آنها نهفته است. از دیدگاه او، یک اثر بهتنهایی معنا نمیآفریند، بلکه این معنا در بستر یک مجموعه و در ارتباط میان آثار تولید میشود. برای دستیابی به این نتیجه، پروفسور فونتنی بر این باور است که عواملی چون فیگورهای ایکونیک و پلاستیک، امر محسوس و دیداری، امر ترامحسوس و بیناتصویری، و نیز پویایی در ساحت خیال، نقشی اساسی در فرایند تولید معنا ایفا میکنند.
پروفسور دنی برتران به مسئله چهره و چهرهشدگی پرداخت؛ موضوعی که یکی از مباحث بنیادین فلسفه و نشانهشناسی به شمار میرود. دو فیلسوف برجسته فرانسوی، موریس مرلو-پونتی و امانوئل لویناس، که در کانون ارجاعات نظری پروفسور برتران قرار دارند، جستارهای مهمی در این زمینه ارائه کردهاند. پروفسور برتران بخش عمده سخنان خود را به چگونگی شکلگیری چهره و زایش معنا از خلال مجموعههای مختلف آثار سحابی اختصاص داد. او با ترسیم مربعی معنایی بر پایه دو قطب «پیوستگی» و «انقطاع»، گونهشناسیای از چهره در آثار سحابی ارائه کرد و به این نتیجه رسید که چهره صرفاً سیمای ظاهری انسان نیست، بلکه واجد ابعاد و ارزشهای اخلاقی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز هست.
در نهایت، پروفسور ایوان دارو-اریک به مفهومی کلیدی با عنوان ناـژنریسیته پرداخت؛ مفهومی که پیشتر ژان پتیتو، نشانهشناس فرانسوی، در تحلیل نقاشیهای دوره رنسانس ایتالیا به کار برده بود (ر.ک: ژان پتیتو، ریختشناسی و زیباییشناسی، انتشارات مزونو و لاروز، ۲۰۰۴). این مفهوم بیش از هر چیز به زاویه دیدی بلافصل اشاره دارد که در نخستین مواجهه دیداری با اثر شکل میگیرد. او با تحلیلهای خود به این نتیجه رسید که ناژنریک بودن آثار سحابی، یکی از عوامل اصلی زایش معنای درونی آنهاست؛ معنایی که پیش از هرگونه تفسیر و تأویل پدیدار میشود. این ویژگی بهویژه در مجموعه ماشینهای قراضه نمود بیشتری مییابد؛ مجموعهای که در آن انسان و عناصر غیرانسانی به یکدیگر پیوند میخورند و سحابی از رهگذر این پیوند، جهان ویژه خویش را خلق میکند.
صفحاتی که پیش رو دارید، برگردان اصل مقالات این سه استاد است که برای نخستین بار، با تلاشهای جناب آقای دکتر حمیدرضا شعیری، در مجله جستارهای زبانی دانشگاه تربیت مدرس، در اسفند ۱۴۰۰، به چاپ رسید.
در پایان، بر خود لازم میدانیم از تلاشهای بیدریغ جناب آقای احسان آقایی، ریاست پیشین موزه هنرهای معاصر تهران، جناب آقای عبادرضا اسلامی کولایی، ریاست کنونی موزه هنرهای معاصر تهران، و سرکار خانم مژده طباطبایی، کیوریتور نمایشگاه مروری بر زندگی و آثار مهدی سحابی و مدیر گالری مژده، صمیمانه سپاسگزاری کنیم.
لازم به ذکر است که در مقاله نخست، پروفسور ژاک فونتنی بارها به آثار مهدی سحابی ارجاع داده است. این ارجاعات بر پایه بیش از ۲۵۰ تصویر از آثار سحابی صورت گرفته که از سوی ما برای ایشان ارسال شده بود. فونتنی در متن تحلیلی خود به ۶۰ اثر از میان آن مجموعه تصاویر ارجاع داده است. این ۶۰ اثر در صفحات ۱۷۸ تا ۱۸۱ کتاب به چاپ رسیدهاند و شمارههای درجشده زیر تصاویر، با ارجاعات متن مقاله مطابقت دارند.
تکاپوی معنا: تحلیل نشانه-معناشناختی آثار تجسمی مهدی سحابی دو زبانه
نویسنده:
نویسندگان: ژک فونتنی- دنی برتران- ایوان دارو-اریس
مترجمان: مرضیه اطهاری نیکعزم - سهراب احمدی
ناشر:
موزه هنرهای معاصر
زبان اصلی:
فرانسوی
زبان ترجمه شده:
فارسی
نوع جلد:
شومیز
قطع:
شومیز
تاریخ انتشار:
۱۴۰۱
۱۰۰ صفحه
نوبت چاپ: اول



















































