داستان «زاهو» که در پنجشنبهروزی از ماهِ پنجم سال در مناچال آغاز میشود، از مردمی سخت جان، پرتلاش و کمروزی میگوید که آب و خاک سرگذشتشان را رقم میزند. رمان سرشار از داستانهای در هم تنیده همراه با جزییات بسیار است. علیخانی در «زاهو» روایت را برعهده کودکی گذاشته که به خاطر شرایط زیستیاش بیشتر از سنش میداند، میفهمد و تحلیل میکند. راویِ صادقی که همواره میپرسد و جستوجو میکند تا هیچ پرسشی در ذهن مخاطب بیجواب باقی نماند. ا نگار کوه کنده باشم. سنگ شکسته باشم. اسبی نبود. راهی نبود. خانهای نبود. توی دشتی داغ، ولو شده بودم توی تن گر گرفتهی کورهی آتش که آتشداناش پیدا نبود. دستم را چرخاندم روی سینهی نرم مناچالان که هشتاد اسب قشقه در آن تاخته بودند. قلبم از سینهام بیرون میزد. بچه شدم. کوچک شدم. میل کردم به خوابیدن توی آغوش زمین که دیگر برایم مهم نبود مناچالان است یا میلک. چشمانش پناهام داده بود؛ آرام و راضی.
میانگین امتیازات:
(1 رایدهنده)
جملات منتخب
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and link
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Heading 6

محمد چرمشیر
نمایشنامهنویس
متولد 1339
یادداشتها
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.
نام کاربر
متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر
Sept. 23, 2023 at 11am
Botany in The Developing World
Avenir Light is a clean and stylish font favored by designers. It's easy on the eyes and a great go to font for titles, paragraphs & more.
Sept. 23, 2023 at 11am
امتیاز شما به این محصول
برای ثبت نظر خود، لطفا وارد یا عضو شوید.


















































