یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود. یه پیرزن بود، سه تا دختر داشت، سه تا دختر عین پنجهی آفتاب. همه رو شوهر داده بود. طفلی پیرزن که دیگه خیلی تنها شده بود، یه روز صبح دلش خیلی میگیره و بنای دلتنگی می زاره... بعله... پیرزن قصهی ما، شال و قبا میکنه، بره خونه دخت کوچیکش، که تازه به خونهی بخت رفته. خونهی دختر، بیرون شهر بالای تپه بود. بله بچه ها... اما بگم از راه سفر، که چقده خطر داره. کوه و کمر، سنگ و سنگ چین. دره داره، گذر داره، خطرهای بیخطر داره. اما پیرزن قصهی ما، کمر به رفتن بسته بود، حالا توی راه... هرچی که بود، هرچی نبود.
میانگین امتیازات:
(0 رایدهنده)
جملات منتخب
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and link
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Heading 6

محمد چرمشیر
نمایشنامهنویس
متولد 1339
یادداشتها
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.
نام کاربر
متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر
Sept. 23, 2023 at 11am
Botany in The Developing World
Avenir Light is a clean and stylish font favored by designers. It's easy on the eyes and a great go to font for titles, paragraphs & more.
Sept. 23, 2023 at 11am
امتیاز شما به این محصول
برای ثبت نظر خود، لطفا وارد یا عضو شوید.





















































