
نتایج جستجو
Search this site
55639 results found with an empty search
یادداشتها (488)
- «بهترین دفاع حمله است و یا بهترین حمله، دفاع؟» یادداشتی بر کتاب تئوری کینگ کنگ، نوشته ویرژنی دپانت و با ترجمه آرزو دادور و تینوش نظم جو از متین قلخانی (پژوهشگر دکتری مهندسی برق)
از لحظهای که کتاب را در دست میگیرید و سطور ابتدایی را میخوانید متوجه خواهید شد که با یک کتاب به اصطلاح «معمولی» دیگر در حوزهٔ ادبیات فمینیستی که برای تعریف جایگاه و احقاق حقوق بانوان نوشته شدهاند، روبهرو نیستید؛ با کتابی روبهرو خواهید شد که برای تابوشکنی و هنجارشکنی از باورهای فعلی و غلط جامعه در این زمینه نوشته شده است. به نظر من، جامعهٔ دختران ایرانی که مذهب و برخی سنت و باورهای غلط ایرانی هویت و آیندهشان را در بسیاری از موارد به لجن کشیده است و گاهی خُردشان کرده و از آنها یک دختر نجیب و سربهزیر و خجالتی ساخته که مورد تکریم جامعه واقع شود، با این کتاب بسیار همزادپنداری خواهد کرد. مسلماً که این به اصطلاح باورهای غلط صرفاً مربوط به جامعهٔ مذهبزده و سنتی ایرانی نیست (فارغ از تمام نکات مثبت فرهنگ اصیل ایرانی)، بلکه این مسائل توسط نویسندهای فرانسوی مطرح شده که خود این دردها و رنجها را به تمامه زیسته و از طبقهای برخاسته که با این مسائل در زندگی روزانه دست و پنجه نرم کرده است. آنچه ویرژنی دپانت را ویرژنی دپانت کرده، پیش از نوشتن این کتاب، شاید میتواند کارگردانی فیلم «من را بگا» باشد که برای مخاطب عادی صرفاً فیلمی خشن، سرشار از صحنههای بیپردهٔ سکس و مسائل و چالشهای زندگی زنان و جایگاه زن در فرانسهٔ امروز باشد. هیچگاه در فرانسه زندگی نکردم که این مشکلات را حس کنم اما امثال ویرژنی دپانت، عبدالطیف کشیش، گاسپر نوئه و خیلیهای دیگر از سینمای امروز فرانسه که در سالهای مختلف سعی در به تصویر کشیدن دغدغههای جنسی فرانسهٔ امروز را داشتند، من را کم و بیش با این مسائل آشنا کردند. بنابراین بیراه نیست اگر بگوییم دپانت نیز به این مسائل در کتابها و سینمایش میپردازد تا حباب تصور ما از مشکلات زنان در جوامع امروز را بترکانند! به عنوان یک مرد از خواندن این کتاب بسیار آموختم. به نظرم این کتابِ «اُلترا فمینیستی!» ـ به معنای خوبِ کلمه این بار ـ صرفاً برای دختران جوان نوشته نشده، گرچه نویسنده بارها اذعان دارد که این کتاب را برای دختران عادی که داف محسوب نمیشوند، کسانی که هیچکس تمایل به سکس با آنها را ندارد و دختران چاق و بدریخت و نکردنی! نوشته است، اما من معتقدم برای پسران جوان نیز خواندن این کتاب اهمیتی دوچندان دارد؛ چرا که دختران به مسائل ارائهشده در کتاب کم و بیش واقفاند اما برای پسران شناخت بهتر جنس زن، این جنس دوم به تعبیر دوبووار، میتواند به اصلاح جایگاه اجتماعی آنان در نظامهای مردسالار منتهی شود. چطور میتوان بدون شناخت مشکلات و مسائل زنان در جامعه به اصلاح اموری پرداخت که خودمان مسببش هستیم؟ دپانت این مسائل را خوب میشناسد؛ عدم امنیت دختران تنها در جامعه حتی در امنترین نقاط جهان از نظر شاخص امنیت اجتماعی و مصون نبودن از تجاوز توسط عدهای بیمارِ آلت به دست در خیابان، احساس حقارت در دیدن فیلمهای پورنو و فداشدن دائمی اعتبار بازیگر این دسته از فیلمهای سینمایی که دپانت آن را نیز شاخهای حرفهای از دنیای سینما مطرح میکند، ستایش فاحشگی و عدم تفاوت میان فاحشگی و ازدواج از نظر اعمال خشونت علیه زنان و در نهایت تعریف درستی از خاستگاه فمینیست، مشکلات، هدف و دلیل مبارزهٔ نویسنده برای نیل به آن. نکتهای که برایم ستودنی بود، از لحظهای که کتاب را برداشتم و هرجا رفتم با خود بردم و نتوانستم لحظهای آن را زمین بگذارم، نه صرفاً ترجمهای عالی، دقیق، بیپرده و مطابق نثر دپانت، و روان بود بلکه صراحت، دقت و دیدگاه متفاوت نویسنده بود. اما رگههای خودسانسوری نویسنده در فصلی که راوی داستان تجاوزی که در جوانی تجربه کرده بود مشهود بود. چه بسا تجربهٔ تلخی که حتی یکی از صریحترین نویسندههایی که با او آشنا شدم، از بیانش عاجز است. اما در مابقی فصول این خودسانسوری به حداقل رسیده و نویسنده تجربهٔ زیستهٔ خود را با مخاطب به اشتراک میگذارد. همین است که خواننده گویی مقالهٔ جامعهشناسانه نمیخواند، بلکه با دفتر خاطرات یک دختر جوان فرانسوی روبهرو میشود و همین کنش داستانی متن را ایجاد میکند که خواننده کتاب را رها نکند. باید گفت که نویسنده برخلاف بسیاری از نویسندهها و فلاسفه و جامعهشناسانی که مسائل تجاوز، روسپیگری، دیدن پورنو و ... را نقد میکنند، به ستایش آنان میپردازد. نه اینکه صرفاً آن را تکریم کند بلکه معتقد است برای پیروزی در انقلابهای فمینیستی تا روزی که به زن به دیدگاه جنس ضعیفتر و بازندهٔ داستان دیده نشود، باید مشکلات را شناخت، آن را پذیرفت و دانست که منشأ مشکلات چیست؛ آیا خانواده، جامعه، مشکلات مالی، مدارس، مذهب و ... در این مشکلات نقشی دارند و یا صرفاً این مسائل از ذات جنس مذکر نشئت میگیرند. با شناخت درست و تأیید این مسائل آنگاه میتوان به حل این مشکلات و بازتعریف مسائل دختران در جوامع پرداخت. به اصطلاح این بار بهترین حمله، دفاع خواهد بود؛ دفاع از مفاهیمی که در جامعه تا به امروز به غلط تعریف شدهاند. در پایان، سپاس از امیر عزیزم که با لطف بینهایت و همیشگیاش نسبت به من این کتاب را به من هدیه داد تا من نیز دربارهٔ این مسائل در ذهنم بازتعریفی ایجاد کنم. متین خرداد ۱۴۰۵
- چهره ای کلیدی در فلسفه روشنگری؛ فرانسوا ولتر
فرانسوا ولتر فرانسوا ماری آروئه، معروف به ولتر، متولد 21 نوامبر 1694 در پاریس، نویسنده، فیلسوف فرانسوی بود که یکی از شخصیتهای اصلی فلسفه روشنگری و انگلومانیک بود. او با تولیدات ادبی و اعتقادات سیاسیاش، اثر خود را در عصر خود بر جای گذاشت. تأثیر آن بر طبقات لیبرال ثروتمند قبل از انقلاب فرانسه و در اوایل قرن نوزدهم تعیین کننده است. او در فرهنگ لغت فلسفی خود، ضد نهاد روحانیت مسحیت اما خداپرست است و تعصبات مذهبی زمان خود را محکوم می کند. در سطح سیاسی، او طرفدار یک سلطنت معتدل و لیبرال است که توسط «فیلسوفان» روشن شده است. اشعار حماسی طولانی او، مانند La Henriade، آثار تاریخی و مهمتر از همه جزوه او، او را به یکی از شناخته شده ترین نویسندگان فرانسوی قرن 18 تبدیل کرد. آثار او همچنین شامل داستانها، نامههای فلسفی، فرهنگ لغت فلسفی و مکاتباتی تاریخی که ما بیش از پانزده هزار حرف از مجموع آنها را میشناسیم که گاهاً چهل هزار حرف تخمین زده میشود.. ولتر بیش از بیست هزار نامه و هم چنین دو هزار کتاب را به حیطه ی نگارش رسانده است. ولتر نیز هم چون بسیاری از همفکران زمان خودش تفکری دئیسم داشت. آغاز فعالیت حرفه ای ولتر در بخشی از زندگی خود به انجمن تمپل پیوست و در آن جا شاگرد یکی از قاضی های بزرگ فرانسه شد. وی در سال 1718 نخستین تراژدی خویش را منتشر کرد و پس از آن جوایز معتبر زیادی را از به خود اختصاص داد. همان طور که گفتیم آثار ولتر در قالب های گوناگون دسته بندی شده است و نمایشنامه نیز یکی از سبک های کاری او می باشد. وی در سال 1723 «منظومه ی آنریاد» را که درباره پادشاهی هانری چهارم بود منتشر کرد و یک سال بعد در قالب یک نمایش در شهر پاریس بر روی صحنه به اجرا در آورد. در سال 1725 ولتر مجبور شد که فرانسه را ترک و به سوی انگلستان مهاجرت کند. در همین مهاجرت به انگلستان با شعرای بسیار مشهوری آشنا شد و آثار مختلفی را به زبان انگلیسی نوشت. در سال 1729 تصمیم گرفت تا به پاریس بازگردد و تراژدی بروتوس را در همین سال به حیطه ی نگارش در آورد. هم چنین در سال 1748 نیز نمایشنامه ی سمیرامیس را برای رقابت با حریف خود کره بیون نگاشت و کتاب «ساده دل» را نیز به رشته ی تحریر در آورد. ساده دل یکی از مشهورترین کتاب های عرضه شده در اروپا می باشد و از محبوبیت خاصی در میان عام و خاص برخوردار است. در سال 1776 به نقد آثار شکسپیر پرداخت و قطعاتی چون ایرن و آگاتوکل را در همان زمان نوشت. زندگی خصوصی ولتر فرانسوا ماری آروئه روحیه ای سخت داشت به طوری که نمی توانست از کسانی که لایقش نیستند تعریف کند و به شدت از پادشاهان مختلف انتقاد می کرد؛ به گونه ای که در سال 1715 بود که اشعاری را بر ضد فیلیپ دوم نوشت و این اشعار باعث به زندان افتادن وی شد. وی در زندان نام ولتر را برای خود انتخاب کرد و پس از چند ماه گذران زندگی در زندان به کمک دوستان و جمعی از هوادارانش آزاد شد. وی به قدری در زندان سختی کشیده بود که وقتی آزاد شد به آدم سابق هیچ شباهتی نداشت. با این حال این عدم شباهت تنها از نظر جسمی و فیزیکی بود و ولتر از نظر روحی و روانی حتی بیشتر از قبل قدرتمند شده بود. بعد از آن که مثل گذشته سلامتی خود را بازیافت، دوباره به انتقاد از پادشان پرداخت. حاکمان که توان مقابله با فرانسوا ماری آروئه را نداشتند تصمیم گرفتند تا تعدادی اوباش را به جان او بیاندازند. در همین دوران بود که آدریان لوکورور که یکی از دوستان ولتر و هنرپیشه های مشهور تئاتر در آن زمان بود، درگذشت. مطابق رسم مسیحیان کشیش بالای سر جسد او ایستاد و به جای آن که با احترام درباره وی سخن بگوید با بی حرمتی تمام کار هنرپیشگی او را امری ننگین و خجالت آور دانست و از خدا خواست تا او را به خاطر این عمل شرم آورش ببخشد. پس از این ماجرا نیز کلیسا با تحریک کردن پلیس اجازه ی دفن این بانوی هنرمند را نداد. فرانسوا ماری آروئه که این ماجرا را دیده بود بسیار خشمگین شد. وی خطاب به مردم گفت «کسی که به شما می گوید با من هم فکر شو وگرنه مورد لعنت خدا قرار خواهی گرفت مانند کسی است که به شما می گوید با من هم فکر و عقیده شو وگرنه تو را خواهم کشت». حاکمان فرانسه با شنیدن این سخنان کنایه دار و سنگین ولتر باز هم نتوانستند او را تحمل کنند و برای بار دوم او را در زندان افکندند. ولتر وقتی سوزاندن کتاب «نامه های فلسفی انگلیسی» را دید دیگر نتوانست دوام بیاورد و به عمارتی در یک منطقه ی مرزی با نام Château de Cirey سفر کرد. در همین عمارت بود که با «امیل دوشاتل» شد. ولتر که 12 سال از امیل کوچکتر بود به روابط عاشقانه مخفی با امیل پرداخت. رابطه ی این دو برای 16 سال به طول انجامید و آن دو با کمک یکدیگر بیش از 21 هزار جلد کتاب را جمع آوری کردند و به مطالعه ی آن ها پرداختند. کتاب «ولتر عاشق» به توضیح عشق میان فرانسوا ماری آروئه و امیل دوشاتل پرداخته است. بیماری و درگذشت ولتر فرانسوا ماری آروئه در سن 84 سالگی درگذشت. وی که پیش از مرگ به سختی بیمار شده بود، به گفته ی دوستانش هنوز هم روحیه جسورانه اش را حفظ کرده بود. با این حال شایعات بسیار زیادی در مورد نحوه ی مرگ او وجود دارد و هر یک از دوستان و دشمنان او به نحوی به توصیف وی پرداخته اند. فرانسوا ولتر در 30 می 1778 درگذشت. کشیشان حکومتی به دلایل عقاید ضد دین او، قصد داشتند اجازه ی خاکسپاری مسیحی او را ندهند؛ به همین خاطر دوستان ولتر جنازه ی او را به سرعت به کلیسایی منتقل کردند و آداب و رسوم خاکسپاری را برایش اجرا کردند و جسدش را در یک محل مخفی به خاک سپردند. برخی از آثار فرانسوا ولتر تراژدی بروتوس ساده دل ایران آتاگول تاریخ روسیه فرهنگ فلسفی عصر لوئی چهاردهم مرگ قیصر دوشیزه اورئال آثار ترجمه شده ولتر در سایت نشر ناکجا و همچنین نسخه های اصلی آن در سایت UTOPIRAN قابل تهیه می باشد.
- معرفی کتاب بینوایان اثر جاودان ویکتور هوگو
کمتر کسی پیدا میشود که به طریقی با این کتاب آشنا نباشد. کتاب بینوایان با عنوان اصلی Les Misérables شاهکار ویکتور هوگو است که در سال ۱۸۶۲ منتشر شد. این رمان به معنای واقعی کلمه غذای کاملی برای روح انسان است. کتابی که بدون تردید ازجمله ماندگارترین رمانهایی خواهد بود که به عمر خود میتوانید بخوانید. کتاب بینوایان به صورت سوم شخص روایت میشود و در آن نویسنده زمان به جلو و عقب میکشد و ماجراهای مختلف را روایت میکند. این اثر هرآنچه را که لازم است درباره فرانسه قرن نوزدهم بیان کرده و یک اثر تاریخی، روانشناسانه، اجتماعی و عاشقانه محسوب میشود. ویکتور هوگو ۱۷ سال را صرف نوشتن این اثر برجسته کرده است. در نسخه فارسی کتاب بینوایان زندگی نامهای از هوگو و همچنین معرفی کوتاه از آثار او ارائه کرده است. در مقدمه یکی از مترجمان درباره این اثر نوشته است: « بینوایان هوگو مسلماً هرگز کهنه نخواهد شد و هرگز اهمیت و ارزشش تقلیل نخواهد یافت. این یکی از کتب انگشتشماری است که اگر هزاران توفان سهمگین و سیل بنیانکن از مکتبها و سبکها از سرشان بگذرد همچنان استوار خواهند ماند و چیزی از عظمت ابدیشان کاسته نخواهد شد. » داستان کتاب بینوایان ماجرای رمان با داستان زندگی مسیو بیین وُنو میرییل، اسقف شهر دینی آغاز میشود. پیرمرد ۷۵ سالهای که ویکتور هوگو در وصف مهربانی و خوبیهای او تقریباً ۱۰۰ صفحهای مینویسد. این اسقف به هر طریقی به افراد بینوا کمک میکند، دستمزدی که از دولت میگیرد، پول مراسمها و حتی خانه خود را نیز وقف فقرا میکند. چند مورد از خوبیهای این اسقف که در متن کتاب آمده است: هرکس، میتوانست به هر ساعت، مسیو میرییل را بر بالین بیماران و محتضران طلبد. وی بیخبر از آن نبود که این عمل عالیترین وظیفهاش و بزرگترین کارش است. خانوادههای بیسرپرست، یا یتیمان، محتاج به آن نبودند که آمدنش را تمنا کنند. او خود به موقع میرسید. هرجا که او پدیدار میشد مثل یک عید میشد. پنداشتی که در عبورش، چیزی حرارتبخش و درخشان وجود دارد. کودکان و پیران چنان به خاطر اسقف بر آستانه درها میآمدند که گویی برای آفتاب آمدهاند. دعای خیر میکرد و مردم در حقش دعای خیر میکردند. هرکس حاجت به چیزی داشت خانه او را نشانش میدادند. در ادامه ژان والژان وارد داستان میشود. کسی که برای سیر کردن شکم بچههای خواهرش دست به دزدی میزند. او فقط یک قرص نان میدزد اما به ۵ سال زندان محکوم میشود. در زندان براثر اتفاقات و شرایط مختلف ۴ بار تلاش میکند که فرار کند اما هر بار دستگیر میشود و به مدت محکومیتش افزوده میشود. نهایتاً ژان والژان ۱۹ سال را در زندان سپری میکند. پس از این ماجرا ویکتور هوگو، خواننده را به سمت یک ماجرای عاشقانه میبرد. ماجرایی که در آن فانتین وارد داستان میشود. فانتین از عشق خود حامله است اما قبل از اینکه این موضوع مطرح شود، عشقش او را ترک میکند. کوزت ، دختر فانتین است. دختر بینوایی که فانتین او را نزد خانواده تناردیه میگذارد تا از او مراقبت کنند. اما فانتین هیچ خبر ندارد که تناردیهها چقد پست و کثیف هستند. این رمان در پنج بخش به شرح زیر نوشته شده است: فانتین کوزت ماریوس ترانهٔ کوچهٔ پلومه و حماسهٔ کوچهٔ سن دنی ژان والژان در کتاب بینوایان اخلاق، فضیلت، پستی، ستم، رویدادهای تاریخی؛ با ژرفاندیشی بررسی میشود و تناردیه، فانتین، ماریوس و دیگر قهرمانان کتاب با نظم ویژهای در برابر هم قرار میگیرند و اثر جاودانهای میآفرینند. اگرچه بینوایان از عشقهای خیالانگیز سرشار است، اما جلوه واقعبینانه زندگی مردم معاصر ویکتور هوگو در آن، کاملا دیده میشود. این کتاب در نسخه دوجلدی در سایت نشر ناکجا قابل تهیه می باشد.
Events (357)
- اکران مستند نفس دوم و جلسه معرفی کتاب با حضور مژگان ایلانلوTickets: 10,00 €19 septembre 2026 | 17:0011 Rue Edmond Roger, 75015 Paris, France
- 20 septembre 2026 | 16:0011 Rue Edmond Roger, 75015 Paris, France
- شب ویژهٔ مناظرات پیشاسقوط و برنامهٔ موسیقی مانی نعیمیTickets: 10,00 €25 septembre 2026 | 17:0011 Rue Edmond Roger, 75015 Paris, France










