"نبات" با پدرش به باغ وحش رفت. ناگهان شیر فریاد بلندی کشید. نبات گفت: "باباجون صدای چی بود؟" پدر نبات گفت: "صدای آن شیر بزرگ" نبات پرسید: "اگر به ما حمل کند چه میشود؟" پدر گفت: "ما را میخورد" نبات با نگرانی گفت: "خدا نکند تو را بخورد" پدر او را بغل کرد و گفت: "فدای دخترم بشوم. چقدر مهربان است". نبات گفت: "آخه میدانی؟ اگر شما را بخورد من دیگر نمیتوانم تنهایی به خانه بروم. گم میشوم". این لطیفه تحت عنوان "مهربانی" به همراه چندین لطیفۀ دیگر به همراه تصاویری رنگی در کتاب برای کودکان به چاپ رسیده است.
میانگین امتیازات:
(0 رایدهنده)
جملات منتخب
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and link
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Heading 6

محمد چرمشیر
نمایشنامهنویس
متولد 1339
یادداشتها
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.
نام کاربر
متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر
Sept. 23, 2023 at 11am
Botany in The Developing World
Avenir Light is a clean and stylish font favored by designers. It's easy on the eyes and a great go to font for titles, paragraphs & more.
Sept. 23, 2023 at 11am
امتیاز شما به این محصول
برای ثبت نظر خود، لطفا وارد یا عضو شوید.



















































