در درخت زیبای من، درون و بیرون بچه ای بانشاط را سیر می کنیم. با او شیطنت می کنیم و کتک می خوریم. همراه با او از خانواده ی خود می شنویم که «قطعا شیطان توی جلدمان رفته» و خیلی بی ادبیم. غمگین می شویم و به همه جا نگاه می کنیم تا رد حتی کمرنگی از بازتاب معصومیت انکارناپذیر خود در دنیای اطراف ببینیم. با اینکه اغلب دوستمان ندارند، اغلبشان را خیلی دوست داریم. درخت زیباي من مشهورترين اثر نويسنده است که كودكي ژوزه واسكونسلوس را به تصوير مي كشد. او كه پسري پنج ساله، بازيگوش و به شدت تخيلي است همراه با پدر بيكار خود، مادر سرخپوستش و خواهر و برادرانش زندگي سختي را مي گذراند اما همچنان سرشار از نشاط و شادي است. ژوزه گاهي كفش ديگران را واكس مي زند و گاهي براي يك فروشنده ي صفحات موسيقي كار مي كند. او كه از تلخي ديگران نسبت به خود و ناراحتي آن ها بسيار متحير است يك درخت پرتغال را به عنوان همدمش انتخاب مي كند و روزهاي متمادي با او حرف مي زند و مي خندد.
درخت زیبای من
- نویسنده: ژوزه مائوره ده واسکونسلوسمترجم: قاسم صنعویناشر: نشر جغدزبان اصلی: ادبیات برزیلینوع جلد: گالینگورقطع: رقعیتاریخ انتشار: 1398202 صفحهتیراژ: 1000نوبت چاپ: 17عنوان اصلی: Omeu pe de laranja lima
LIB1 J.D_8





























































