رمان «نام تمام مردگان یحیاست» تازهترین اثر «عباس معروفی» است که در نشر گردون به چاپ رسیده است.
در پشت جلد کتاب میخوانیم:
«اقبال، اسبی است چموش و بیقرار که چهارنعل بر گوی آتشین روندهای میتازد؛ اگر لحظهای بایستد، میسوزد. پروای ایستادن ندارد، همیشه در راه است؛ و عشق تنها سوار این اسب بادپاست، اگر دیر و دور باشی، اگر دستدست کنی، اقبال، یا سوخته است، یا رفته است.
میرفت بالای کوه پاپالو توی برف کبک پیدا میکرد میآورد. کبکها تا داور را میدیدند سرشان را فرو میکردند توی برف که نبینند او آنها را میگیرد میاندازد توی کیسه میبرد بای زن و بچههاش.
اینها اگر معجزه نیست، پس چیست؟
کسی که بتواند سنگ را نان کند، اگر معجزه نیست پس کیست؟ وقتی گیر میافتاد، با یک ارادهاش کوه دهن باز میکرد تا او بتواند سرش را توی خروجین اسبش ناپدید کند. غیب شود از این عالم بیرون برود. نشوند. نبیند.
ماه را مثل نان نصف میکرد، یک تکهاش را میداد به ابراهیم، یک تکه به اسماعیل. خودش ستارهها را میخورد.
بعضی وقتها هم نمیتوانست بخورد، با دست از روی صورتش پاک میکرد میگذاشت توی جیبش برای وقتهای نداری.»
نام تمام مردگان یحیاست
LIB1 J.C-2





























































