رمانی رازآلود که واقعیت را به حال و هوایی غریب و پر از رمز و راز گره میزند. یعقوب یادعلی در رمان آدابِ دنیا مخاطبش را وارد داستانی پرماجرا میکند. داستان از این قرار است که مردی ناپدید شده و این اتفاق، پلیسی خسته و توبیخشده را به درون ویلایی میکشاند. ساکنان این ویلا چه کسانی هستند؟ این یکی از رازهایی است که به تدریج در رمان گشوده میشود. در این میان اتاق دربستهای هم هست که درِ آن نباید باز شود و پای عشقی قدیمی هم وسط میآید که در رمان نقشی اثرگذار دارد. در بخشی از این رمان میخوانید: «از پیچ تپه که رد شد، یک مزرعه دید با چند ساختمان وسط آن. برگشت ببیند دریاچه پشت سد از آنجا پیداست. جز تپه و یک کوه گردولوی قلنبه هیچی نبود. بهش گفته بودند یک جای پرت است؛ در دامنه یک تپه، کنار چشمه نمک. برگشت و منظره روبهرو را قاب بست؛ شلخته بود: خط جادهخاکی، ساختمانها را دور میزد و بین تپه و کوه گردولو محو میشد. ترکیب خط و ساختمانها و کرتهای کشاورزی بینشان را قاب بست. عاشق ترکیبهای شلخته بود. عکس نگرفت. نور زمخت و بیحسوحال ظهر را دوست نداشت.
آداب دنیا
- نویسنده: یعقوب یادعلیناشر: نشرچشمهزبان اصلی: ادبیات فارسینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 1401213 صفحهنوبت چاپ: 7



























































