زندگی خود را با قلم زیبا و بیان گیرایش بازگو کرده است. به گفته خودش در مقدمه بلند و بسیار دلنشین کتاب: ««ابوالمشاغل»، تجدید عهدی ست با آن جوانی پرشور، آن جوانی ابدی، آن سلامت و غرور و التهاب و ایمان… گر چه آنجا، در «ابن» مشغله، فرزند بودم و اینجا در «ابوالمشاغل»، پدرم…» بخشی از کتاب را می خوانید: «یادم نمی آید که در «ابن مشغله»، از همسفر سالیان سالم محمود فتوحی نامی برده باشم، و یادم نمی آید که اصولا به این که محمود و من، در تمامی سالهای شادی و غم، تقریبا پیوسته با هم بوده ایم، در جایی اشاره یی کرده باشم. شاید که حرمت این دوستی ناب را در عصر نادوستی ها نگه داشتم. خدا می داند. امّا به هر حال، دیگر وقت نام بردن است… ما چند نفر بودیم که از بچّگی با هم بزرگ شده بودیم، و اگر خیلی هم بزرگ نشده بودیم، دست کم، همدیگر را خیلی قبول داشتیم. من بودم و رحیم قاضی مقدم، و امان ابراهیمی و محمود فتوحی و یکی دو نفر دیگر __ که امروز، به جز من و محمود، از آن گروه کوچک معتقد، کسی باقی نمانده است.
ابوالمشاغل
- نویسنده: نادر ابراهیمیناشر: روزبهانزبان اصلی: ادبیات فارسینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 1401218 صفحهنوبت چاپ: 15


































































