«دختر رعیت» رمانیست اجتماعی. داستان این اثر در بستر سالهای پرآشوب پس از مشروطه اتفاق میافتد و وقایع تاریخی گیلان را ــ با محوریت نهضت جنگل و قائلههای مرتبط با آن ــ شامل است. احمدگل مردی روستاییست که روی زمین ارباب کار میکند. او چندی پیش همسرش را از دست داده و مجبور شده دختر بزرگاش را در خانهی ارباب بگذارد تا کلفتی کند. حالا او مانده و دختر کوچکاش، صغرا، و تنها دلخوشی و مایهی امیدش همین دخترک است. احمدگل روز و شب جان میکند و فقط میتواند شکم خود و دخترکاش را سیر کند. چند روز مانده به سال نو، او برای بردن سوروسات و پیشکشی به خانهی ارباب در رشت میرود. آنجا حاج احمد، برادر ارباب، صغرا را میبیند و او را، بهرغم کم سن و سال بودن و مخالفت احمدگل، به کلفتی میبرد. این پایان خوشیهای احمدگل و آغاز رنجهای صغراست. او هم، مثل دیگر کلفتها، آیندهای جز شست و رفت و پخت و پز و البته سرکوفت شنیدن و تحقیر شدن در پیش ندارد.
دختر رعیت
- نویسنده: محمود اعتمادزاده (م. ا. به آذین)ناشر: دنیای نوزبان اصلی: ادبیات فارسینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 1403151 صفحهنوبت چاپ: 2
- LIB1 MB-2


















































