نه! نه! انگار دیر هنگام نیست باید بروم جامهدانام را پیدا کنم و در آن بگذارم اشیاء شخصیام را اشیائی کوچک و پا بیرون بگذارم از این مسافرخانهی لکنتهی دنیا بغل اولین درخت خزانزده بایستم یا من دست در گردن مرگ بگذارم یا او دست سنگیناش را بر کتف کرختام ناگهان آسمان با آذرخشی آخرین عکساش را بگیرد البته بیلبخندی از هردوی ما...
در استعاره مرگ پدرخوانده ام ژان کوکتوست
- نویسنده: مجید زمانی اصلناشر: افراززبان اصلی: ادبیات فارسینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 140382 صفحهنوبت چاپ: 1



























































