مجموعۀ ۲۲ خاطره – داستان جذاب و خواندنی از خاطرات جمعیِ مردمان دهۀ چهل رشت. خاطراتی که داستان شدهاند و در عینحال داستانهایی که خاطره بر بالهایشان نشسته است. هشت سالهام. میخواهم بروم حمام، با خانمجان. حمام عمومی حاجآقا بزرگ. حمام نمره هم داریم اما خانمجان حمام عمومی را بیشتر دوست دارد. من هم. حمام عمومی بزرگ است. حوض بزرگی دارد. دخترهای دیگری هم میآیند. گاهی همکلاسیهایم هم میآیند. میتوانیم به هم آب بپاشیم و بخندیم. گاهی هم کفبازی کنیم. کفها را مثل بادکنک باد کنیم و بهطرف هم فوت کنیم. البته اگر خانمهایی نزدیک ما باشند، حتماً دعوایمان میکنند و میگویند: «آرام بگیر زای! تی نجستِ آبا اَطرف اووطرف فوونکون!»
روزی روزگاری رشت
- نویسنده: مه کامه رحیم زادهناشر: فرهنگ ایلیازبان اصلی: ادبیات فارسینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 1403164 صفحهنوبت چاپ: 8






























































