آن روز شنبه بود. فصل زمستان بود. نام دخترک سودابه بود. پدر را از جبهه به بیمارستان آورده بودند. سودابه از خانه برای پدر یک گلدان نرگس به بیمارستان آورده بود. پدر همیشه در حال خواب بود. گاهی چشمان را باز میکرد و به سودابه لبخند میزد. سودابه هر بعد از ظهر که از مدرسه میآمد به ملاقات پدر میرفت. آن روز یکشنبه بود. سودابه به ملاقات پدر رفت. پدر چشمان را گشود و به سودابه لبخند زد و باز به خواب رفت. سودابه گلدان نرگس را نگاه کرد…
کتاب سه گلدان برای گروه سنی «د» و «هـ» (دوره تحصیلی راهنمایی و سالهای اول و دوم دبیرستان) نوشته شده است.
میانگین امتیازات:
(0 رایدهنده)
جملات منتخب
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and link
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Heading 6

محمد چرمشیر
نمایشنامهنویس
متولد 1339
یادداشتها
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.
نام کاربر
متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر
Sept. 23, 2023 at 11am
Botany in The Developing World
Avenir Light is a clean and stylish font favored by designers. It's easy on the eyes and a great go to font for titles, paragraphs & more.
Sept. 23, 2023 at 11am
امتیاز شما به این محصول
برای ثبت نظر خود، لطفا وارد یا عضو شوید.


























































