کیومرث بالای کوه، بر سنگی نشسته بود. پوست پلنگی را به تن کشیده بود. دور و برش خلوتتر از روزهای پیش بود. تنها بود، مانند روزهای نخست. به پلنگینهای که تنش را پوشانده بود، نگاهی انداخت. یادش از روز نخست آمد. لخت و عور در میانهی بیابان بود. از چهارسو تا چشم کار میکرد، بیابان بود و بیابان. تمام جهان بیابان بود. نه جهان را میشناخت، نه خودش را… با خود فکر کرد: «حالا سیامک چه میکند؟» سیامک عزیزترین کسِ او بود، سیامک پسرش بود. سیامک با سپاهی بزرگ از آدمیان و جانوران به جنگ اهریمن رفته بود تا روشنایی را در جهان بگستراند.
میانگین امتیازات:
(0 رایدهنده)
جملات منتخب
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and link
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Heading 6

محمد چرمشیر
نمایشنامهنویس
متولد 1339
یادداشتها
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.
نام کاربر
متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر
Sept. 23, 2023 at 11am
Botany in The Developing World
Avenir Light is a clean and stylish font favored by designers. It's easy on the eyes and a great go to font for titles, paragraphs & more.
Sept. 23, 2023 at 11am
امتیاز شما به این محصول
برای ثبت نظر خود، لطفا وارد یا عضو شوید.

















































