داستان رمان به مصائب روستاییان فونتامارا می پردازد که تصمیم می گیرند برای احقاق حقوقشان به شهر بروند. اعتراضات روستاییان نتیجه نمی دهد و مقامات می کوشند با وعده و وعید، آن ها را راضی نگه دارند. رمان فونتامارا شامل ده فصل است که حول موضوع واحدی دور می زند. زندگی سخت و طاقت فرسا، بیگاری، مزدِ بخور و نمیر و استثمار اربابان و حکومتی که پشت اربابان ایستاده. عده ای از زنان روستا برای بازپس گیری آب رودخانۀ دهکده که مسیر آن به ناحق به طرف زمین های زراعی دون کارلو ماگنا، سرازیر شده، راهی شهر می شوند. مأموران شهرداری مانع ورود زنان می شود. بعد از درگیری، رئیس پلیس دستور می دهد زنان را نزد پودستا، جانشین شهردار ببرند. زنان به خانه معاون ترادر می روند. در آن جا با دون چیرکوستانتسا که در بین روستاییان محبوبیتی دارد برخورد می کنند. دون چیرکوستانتسا فردی دو وجهی است و رابط بین اهالی ده و مقامات است. با وساطت او، آب رودخانه را بین روستاییان و مالک محلی حکومت تقسیم می کنند. براردو ویولا که یکی از جوانان دهکده است، زیر بار حرف زور نمی رود و اهالی ده را علیه حکومت می شوراند.
فونتامارا
- نویسنده: اینیاتسیو سیلونهمترجم: منوچهر آتشیناشر: نگاهزبان اصلی: ادبیات ایتالیایینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 1402216 صفحهنوبت چاپ: 1عنوان اصلی: Fontamara



























































