هیچکدوم از ما که توی این اتاق جمع شدیم ملک شخصی نداره، شاید یکیدو نفرمون توی خونۀ خودشون زندگی کنن، یا شندرغازی پسانداز داشته باشن، ولی هیچکدوممون مالک چیزی نیستیم که ما رو مستقل کنه و شکممون رو سیر نگه داره. بدن ما تنها دارایی ماست. و هر روز، صبحبهصبح، داریم اون رو میفروشیم. وقتی صبح علیالطلوع میریم سر کار و تمام روز عرق میریزیم، داریم بدنمون رو میفروشیم. مجبورمون کردهن بدنهامون رو به هر قیمت و در هر زمانی و بهخاطر هر چیزی بفروشیم. مجبورمون کردهن بدنهامون رو در ازای نون بخورونمیری بفروشیم. قیمت جون ما اونقدریه که بتونیم سر پا بایستیم و برای منفعت دیگران عرق بریزیم و جون بکنیم.
قلب، شکارچی تنها (بیدگل)
- نویسنده: کارسون مکالرزمترجم: آرش افراسیابیناشر: بیدگلزبان اصلی: ادبیات انگلیسینوع جلد: شومیزقطع: پالتوییتاریخ انتشار: 1403492 صفحهنوبت چاپ: 1عنوان اصلی: The Heart Is a Lonely Hunter


































































